
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
31نه! شاگردش هم میآید میگوید:
ذهب العمر ضیاءً و انقضا *** باطلا اذ لم اسس منكم لشی ابن فارض آن عارف مصری همین كسی كه میگویند سنی است، همین ببین چه میگوید: ذهب العمر ضیاءً وانقضا میگوید عمر گذشت و از بین رفت، به بطالت، میگوید من عمرم به بطالت گذشت؛ زیرا من نتوانستم مقصود خودم را از این دریای عظمت بدست بیاورم، این دریای عظمت و منِ تشنه، من كجا و این مقام و موقعیت كجا؟! من كجا و این عالم كجا؟! من كجا و این نعمات كجا؟! فقط تنها چیزی كه دارم آن هم
غیر ما اوتیتُ من عِقدی وِلا *** عترة المبعوث مِن آل قُصَی فقط یك چیزی دارم آن هم به من داده شده. نمیگوید من دارم، به من داده شده فقط یك چیز به من داده شده و من فقط به آن دلخوش هستم و بس، و آن محبتی است كه به اهل بیت و آن گرهای است كه در قلب خودم من به صاحب ولایت و اهل بیت بوجود آوردهام؛ یعنی به من این گره عنایت شده و داده شده و من قلب خودم را بر این گره زدهام. این مسئله فقط چیزی است كه من میتوانم نسبت به این افتخار داشته باشم. و ولایت، ولایت اهل بیت است. این چیست؟ این عارف است. اینها كه هستند؟ اینها افرادی هستند كه در این مكتب هستند دیگر، اینها افرادی هستند كه آمدند برای ما راه را بیان كردهاند.
به هوش باش كه هنگام باد استغنا *** هزار خرمن تقوا به نیم جو ننهند1 وقتیكه آن باد استغنا میآید و آن مقام جلال و عظمت پروردگار میآید و تجلّی میكند، دیگر چه چیزی را برای انسان باقی میگذارد؟! آدم بیاید تقوای خودش را به رخ خدا بكشد؟! تقوا! تقوای خودش را بیاید به خدا بگوید، بگوید خدا من متقی بودم در این مدت! من تقوا داشتم، من عمل صالح داشتم! هزار خرمن تقوا اگر ما عرضه داشته باشیم یك طوفان میآید و تمام این دانههای گندم و جویی كه الان خرمن شده چنان هَباءً مَنْثُوراً بر فضا پراكنده میكند كه یك دانه جو دیگر روی زمین نمیماند، كه به همان یك دانه جو ما بخواهیم نگاه كنیم، به همان بخواهیم نگاه كنیم.
- ديوان حافظ (هزار خرمن طاعت به نيم جو ننهند)
