اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت عاشورا و وظایف شیعیان در ماه محرم و صفر

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

تصحیح دیدگاه افراد نسبت به جایگاه خود و مسائل اعتباری عالم وجود . 1 تقاضاي دستگیری و دستور یکی از افراد معروف از مرحوم علامه طهرانی به و پاسخ ایشان 2فقط بر كلام معصوم عليه السّلام مهر عصمت خورده است. 4وليّ الهي كه از نفس گذشته و به طهارت مطلق رسيده است معصوم است. 5منشاء تمام افعال و اعمال ما وجود أسماء و صفاتي است كه در ما وجود دارد. 6شيطان در كنار علم افراد انانيّت و منيّت را قرار مي‌دهد. 7تمامي اوصاف و اسماء در افراد مرتبۀ نازله‌اي از اسماء و صفات خداوند مي‌باشد. 8سالك حتماً بايد محلّ گستراندن دام شيطان را بشناسد. 9سالك نبايد براي استقبال مردم به او و پشت كردن آنان حسابي باز كند. 10 سفارش استاد طهرانی به دوستان و ارادتمندان به خود. 11كلام بزرگان و اولياء آرامش‌بخش دل‌هاست. 12هر صفت و اسمي كه از پروردگار نزول مي‌كند شيطان در كنار آن دامي مي‌گستراند. 13شمر بن ذي الجوشن از عبّاد و علماء كوفه بود. 14عمر سعد از علماء كوفه و در نزد مردم موجّه بود. 15ما هم اگر در صدر اسلام بوديم چه بسا فريب مي‌خورديم. 16ارزش‌ها و ضدّ ارزش‌ها در نزد تودۀ مردم عوام چيست؟ 17شيعه بدون سيّد الشّهداء با ساير مذاهب هيچ تفاوتي ندارد. 18مجالس عزاي سيّد الشّهداء اگر از روي اخلاص باشد انسان را متحوّل مي‌كند. 19وظائف شيعه درماه محرّم و صفر. 20در ايّام مصيبت‌ اهلبيت بايد آثار عزا در منازل شيعه هويدا باشد. 21كلام مهمّ حضرت علاّمه طهراني دربارۀ عزاداري سيّد الشّهداء عليه السّلام. 22حالات بسيار عجيب حضرت حاج سيّد هاشم حدّاد در ماه محرم. 23در مسائل اعتباري بين اعتبارات دنيوي و ديني فرق نيست. 24بهترين وقت براي شركت نمودن در مجالس عزا و مواليد اهل بيت بين الطّلوعين است. 25در مجالس عزاي سيّد الشّهداء نبايد به مجالس شلوغ‌تر و پرشورتر دل‌خوش كرد. 26خطيب و مدّاح نبايد هر گونه تعابيري را در صحبت‌هاي خود بيان نمايند. 27مهمّ در تشكيل مجالس عزاي امام حسين عليه السّلام رسيدن به واقعيّت و روح واقعۀ كربلاست. 28بهتراست اهل علم عين مصيبت‌هاي وارده را از كتب مقاتل نقل كنند. 29 انجام اعمالی که موجب وهن مقام سيّد الشّهداء و اهلبيت ايشان شود حرام است. 30شمّه‌اي از مقامات و عظمت حضرت عليّ اكبر عليه السّلام.

حقیقت عاشورا و وظایف شیعیان در ماه محرم و صفر

9
  • انسان باید بعضی از مسائل را خودش برسد. یعنی هرچه مطالعه بكند و هرچه به او بگویند، بعضی مطالب ادراكش درك غلط است، درك نگوید، ادراك بگویید ادراك مسئله مشكل است، باید برای انسان این قضیه وجدانی باشد، محسوس باشد، ملموس باشد تا اینكه بفهمد و راه را بیابد و بتواند مسیر خود را عوض كند. با خواندن نمی‌شود، البته كمك می‌كند و خدا هم برای انسان پیش می‌آورد. و از این مسائل هم برای هم ما و هم برای شما اتفاق می‌افتد، خیلی شاید برای شما بیشتر از من در زندگی اتفاق بیفتد كه انسان متوجه این اعتباریات بشود.

  • آن موقع من یك‌مرتبه متوجه كلام ایشان شدم كه عجب! چطور ایشان آن موقع این مطالب را به من فرمودند و مرا متوجه كردند كه مواظب باش در مسیر خودت، روزی به نقطه‌ای خواهی رسید كه هرچه بگویی نمی‌پذیرند از تو! هرچه بگویی قبول نمی‌كنند! عجیب است ها! یعنی من می‌گفتم دو دو تا، می‌شد شش تا! یعنی واقعاً مسئله این‌طور است، نمی‌خواهم اغراق و افراط در تعبیر كنم. واقعاً مطالب، مطالب دو دو تا چهار تا، می‌شد دو دو تا پنج تا! همین است! می‌خواهید بخواهید، نمی‌خواهید نخواهید! انسان دیگر با یك همچنین فردی چه بكند؟ باید بگوید خداحافظ شما دیگر! چاره‌ای نیست. یعنی راه دیگری وجود ندارد. هیچ روزنه‌ای دیگر وجود ندارد.

  • حافظ در دستم بود، علیه الرحمة، خدا رحمتش كند، واقعاً عجیب بود و عجیب كتابی دارد! واقعا عجیب! در حیاط نشسته بودم، تفأل زدم به حافظ، این شعر آمد:

  • غمخوار نباید شد از طعن حسود ای دل‌***شاید كه چو وا بینی خیر تو در این باشد.
  • گفتم: بفرما! این هم جناب خواجه كه می‌گویند، لسان‌الغیب همین است دیگر! خیلی عجیب. این شعر وقتی آمد یك آب سرد گوارایی بود كه بر سر ما ریخت و فهمیدیم كه بابا! نه آمدنشان آمدن است، نه رفتنشان رفتن است، نه سلام علیكشان سلام علیك است، هیچ! وظیفه‌ات است برو انجام بده، گفتند بگو، نگفتند نگو، دیگر نگو، دیگر تمام شد و رفت! و بعد هم به من گفتند دیگر نگو، دیگر این مقدار مطلب كفایت است. گفتیم بسیار خوب! ... إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدِي مَنْ تَشاءُ ... الأعراف، ١٥٥ مسئله از این باب است. و خیلی واقعاً عجیب است، چطور این بزرگان این مطالب را می‌آیند و برای انسان بیان می‌كنند و حقایق را برای انسان روشن می‌كنند و به انسان آرامش می‌دهند، اطمینان می‌دهند و راه انسان را باز می‌كنند و نسبت به مسائل و قضایا ... این قضیه است، یعنی مسئله این است كه انسان باید در حدود تكلیف عمل بكند، ولی دیگر بقیه‌اش در اختیار او نیست.