
حقیقت عاشورا و وظایف شیعیان در ماه محرم و صفر
تصحیح دیدگاه افراد نسبت به جایگاه خود و مسائل اعتباری عالم وجود . 1 تقاضاي دستگیری و دستور یکی از افراد معروف از مرحوم علامه طهرانی به و پاسخ ایشان 2فقط بر كلام معصوم عليه السّلام مهر عصمت خورده است. 4وليّ الهي كه از نفس گذشته و به طهارت مطلق رسيده است معصوم است. 5منشاء تمام افعال و اعمال ما وجود أسماء و صفاتي است كه در ما وجود دارد. 6شيطان در كنار علم افراد انانيّت و منيّت را قرار ميدهد. 7تمامي اوصاف و اسماء در افراد مرتبۀ نازلهاي از اسماء و صفات خداوند ميباشد. 8سالك حتماً بايد محلّ گستراندن دام شيطان را بشناسد. 9سالك نبايد براي استقبال مردم به او و پشت كردن آنان حسابي باز كند. 10 سفارش استاد طهرانی به دوستان و ارادتمندان به خود. 11كلام بزرگان و اولياء آرامشبخش دلهاست. 12هر صفت و اسمي كه از پروردگار نزول ميكند شيطان در كنار آن دامي ميگستراند. 13شمر بن ذي الجوشن از عبّاد و علماء كوفه بود. 14عمر سعد از علماء كوفه و در نزد مردم موجّه بود. 15ما هم اگر در صدر اسلام بوديم چه بسا فريب ميخورديم. 16ارزشها و ضدّ ارزشها در نزد تودۀ مردم عوام چيست؟ 17شيعه بدون سيّد الشّهداء با ساير مذاهب هيچ تفاوتي ندارد. 18مجالس عزاي سيّد الشّهداء اگر از روي اخلاص باشد انسان را متحوّل ميكند. 19وظائف شيعه درماه محرّم و صفر. 20در ايّام مصيبت اهلبيت بايد آثار عزا در منازل شيعه هويدا باشد. 21كلام مهمّ حضرت علاّمه طهراني دربارۀ عزاداري سيّد الشّهداء عليه السّلام. 22حالات بسيار عجيب حضرت حاج سيّد هاشم حدّاد در ماه محرم. 23در مسائل اعتباري بين اعتبارات دنيوي و ديني فرق نيست. 24بهترين وقت براي شركت نمودن در مجالس عزا و مواليد اهل بيت بين الطّلوعين است. 25در مجالس عزاي سيّد الشّهداء نبايد به مجالس شلوغتر و پرشورتر دلخوش كرد. 26خطيب و مدّاح نبايد هر گونه تعابيري را در صحبتهاي خود بيان نمايند. 27مهمّ در تشكيل مجالس عزاي امام حسين عليه السّلام رسيدن به واقعيّت و روح واقعۀ كربلاست. 28بهتراست اهل علم عين مصيبتهاي وارده را از كتب مقاتل نقل كنند. 29 انجام اعمالی که موجب وهن مقام سيّد الشّهداء و اهلبيت ايشان شود حرام است. 30شمّهاي از مقامات و عظمت حضرت عليّ اكبر عليه السّلام.
حقیقت عاشورا و وظایف شیعیان در ماه محرم و صفر
توضیحات:
تصحیح دیدگاه افراد نسبت به جایگاه خود و مسائل اعتباری عالم وجود . 1 تقاضاي دستگیری و دستور یکی از افراد معروف از مرحوم علامه طهرانی به و پاسخ ایشان 2فقط بر كلام معصوم عليه السّلام مهر عصمت خورده است. 4وليّ الهي كه از نفس گذشته و به طهارت مطلق رسيده است معصوم است. 5منشاء تمام افعال و اعمال ما وجود أسماء و صفاتي است كه در ما وجود دارد. 6شيطان در كنار علم افراد انانيّت و منيّت را قرار ميدهد. 7تمامي اوصاف و اسماء در افراد مرتبۀ نازلهاي از اسماء و صفات خداوند ميباشد. 8سالك حتماً بايد محلّ گستراندن دام شيطان را بشناسد. 9سالك نبايد براي استقبال مردم به او و پشت كردن آنان حسابي باز كند. 10 سفارش استاد طهرانی به دوستان و ارادتمندان به خود. 11كلام بزرگان و اولياء آرامشبخش دلهاست. 12هر صفت و اسمي كه از پروردگار نزول ميكند شيطان در كنار آن دامي ميگستراند. 13شمر بن ذي الجوشن از عبّاد و علماء كوفه بود. 14عمر سعد از علماء كوفه و در نزد مردم موجّه بود. 15ما هم اگر در صدر اسلام بوديم چه بسا فريب ميخورديم. 16ارزشها و ضدّ ارزشها در نزد تودۀ مردم عوام چيست؟ 17شيعه بدون سيّد الشّهداء با ساير مذاهب هيچ تفاوتي ندارد. 18مجالس عزاي سيّد الشّهداء اگر از روي اخلاص باشد انسان را متحوّل ميكند. 19وظائف شيعه درماه محرّم و صفر. 20در ايّام مصيبت اهلبيت بايد آثار عزا در منازل شيعه هويدا باشد. 21كلام مهمّ حضرت علاّمه طهراني دربارۀ عزاداري سيّد الشّهداء عليه السّلام. 22حالات بسيار عجيب حضرت حاج سيّد هاشم حدّاد در ماه محرم. 23در مسائل اعتباري بين اعتبارات دنيوي و ديني فرق نيست. 24بهترين وقت براي شركت نمودن در مجالس عزا و مواليد اهل بيت بين الطّلوعين است. 25در مجالس عزاي سيّد الشّهداء نبايد به مجالس شلوغتر و پرشورتر دلخوش كرد. 26خطيب و مدّاح نبايد هر گونه تعابيري را در صحبتهاي خود بيان نمايند. 27مهمّ در تشكيل مجالس عزاي امام حسين عليه السّلام رسيدن به واقعيّت و روح واقعۀ كربلاست. 28بهتراست اهل علم عين مصيبتهاي وارده را از كتب مقاتل نقل كنند. 29 انجام اعمالی که موجب وهن مقام سيّد الشّهداء و اهلبيت ايشان شود حرام است. 30شمّهاي از مقامات و عظمت حضرت عليّ اكبر عليه السّلام.
حقیقت عاشورا و وظایف شیعیان در ماه محرم و صفر
26صحبت در این است كه تمام اینها در راستای هدف سیدالشّهدا توجیه پیدا میكند، نه خود گریه كردن، گریه كردن بدون ولایت امام حسین معنا ندارد. گریه كردن بدون عرفان و مخالف عرفان بودن ده شاهی ارزش ندارد. عرفان مكتب سیدالشّهدا است، عرفان مكتب ائمّه است، توحید مكتب ائمّه است و امام حسین برای عرفان جان خودش را داده و جان زن و بچه اش را داده، آنوقت شما میآیید بر علیه آقای حدّاد حرف می زنید؟ در جلساتی كه بر ضد ایشان است شركت میكنید؟ و به صرف اینكه میگویند این سید ولایت ندارد، تا حالا دیدهاید در منزلش روضه بخواند؟ آقا بنده خودم دیدم كه زیارت عاشورا میخواندند، همین طور مثل ناودان اشك از چشمانش می آمد! آخه تهمتی كه میزنید یك تهمتی بزنید كه تا حدودی برای فرد اگر تحقیق نكند بتواند بپذیرد. آخر چیز مبرهن و واضحی است. در هر وقت كه ایشان از زمین بلند میشدند ذكر ایشان یا صاحب الزّمان بود، آنوقت این آدم، آدم ضد ولایت است؟! یعنی واقعاً چقدر بیشرمی و بیحیائی و وقاحت میخواهد كه انسان بدون ملاحظه موقعیت خودش كه در چه موقعیتی قرار دارد و حداقل به خاطر رعایت موقعیت و شخصیت خودش این دهن را ببندد، هر چیز از این دهنش كه نباید دربیاید و بگوید. در روز قیامت همین گریههایی كه برای سیدالشّهدا كردی سیدالشّهدا بیاید و به عنوان خصم تو، كه مخالف با آن مقصد و با آن طریق و با آن هدفی است كه تو در زمان حیاتت پیمودی، بیاید با تو محاجّه كند و مخاصمه كند در پیشگاه پروردگار.
وقتی این نامه به دست این بنده خدا رسیده بود دیگر روزگارش سیاه شد! چه بر سرش آمد! و از همان جا زمینه برای انقلابش پیش آمد. چون مؤمن بود و مخلص بود، برگشت و در دو ماه آخر مرحوم آقا دیگر آورده بودند در منزل خودش، مریض بود و در همان منزل ما بود. دكتر میآوردند، حالا خدا ان شاءاللَه همه را ببخشد و بیامرزد، دكتر مهدی آذر، ایشان پزشك ما بود، پزشك معروفی هم بود دكتر آذر، جزء همین آزادیخواهها و ظاهراً همین دستهجات بود ایشان میآمد در منزل و ایشان را معاینه میكرد. آن دو ماه آخر حیاتش به افراد میگفت: الان فهمیدم كه حق با آقا سید محمدحسین است و اینها همه بر باطلند. آنهایی كه مجالسشان میرفت، آنهایی كه چه بودند ... و واقعاً ولایت اولیاء الهی را از صمیم دل پذیرفت. خیلی هم كارش درست شد، خیلی درست شد. و بعد از فوتش مرحوم آقا مطالبی را از آن طرف او نقل میكردند و چهو چه ...
