لزوم تحصیل محبّت الهی با عمل صالح
12منظور از علم غیر نافع در حدیث نبویّ
پیغمبر فرمود:
اللَهمّ إنّی أعوذُ بِکَ مِن عِلمٍ لا یَنفَعُ؛1 «خدایا من به تو پناه میبرم از علمی
که فایده ندارد!»
نه علمی که دروغ و باطل است! بلکه علمی که درست است ولی برای ما فایده ندارد. هزار علم در این عالم خارج هست؛ به چه درد ما میخورد؟ علم موسیقی، علم درستی است یا غلط؟ علم بسیار دقیقی است، روی موضوعات بسیار دقیق، که اثرات واقعی خارجی دارد؛ با موسیقی یکی را خواب میکنند، یکی را بیدار میکنند، یکی را میکشند، یکی را میخندانند، یکی را میگریانند، یکی را دیوانه میکنند، با موزیک و موسیقی مردم را به جنگ میبرند و چنان دیوانه میکنند که میروند و میکشند و هیچ نمیفهمند! این اثراتش است. ولی علم حرامی است؛ چون این اثرات ظاهری، بر مصالح انسان نیست! علم سحر، علم واقعی است، مثلاً بین دو نفر ایجاد محبّت میکند؛ ولیکن حرام است، چون بر مصالح انسان نیست. علم کهانت2 هم همینطور است.
یکی از اوصاف متّقین در خطبۀ همّام
امیرالمؤمنین علیه السّلام در خطبۀ همّام در وصف متّقین دارد:
و وَقَفوا أسماعَهُم عَلَی العِلمِ النّافِعِ لَهُم؛3 «متّقین آن کسانی هستند که گوشهای خود را فرا میدارند فقط بر آن علمی که برای آنها منفعت دارد.»4
دنبال هر علمی نمیروند، دنبال هر کلام و هر سخنی نمیروند، صحبت هر کسی را گوش نمیکنند، در هر مجلسی نمیروند و هر حرفی را نمیشنوند؛ چون حرفها در دنیا خیلی زیاد است، و وقتی انسان این حرفها را شنید، میآید در دل. شما الآن حرفی را که ده سال پیش شنیدید، در خاطراتتان هست، چون در دل آمده است. وقتی آمد پر میکند، وقتی پر کرد، دیگر جایی برای خدا نمیماند! حرف خدا بیاید، میبینید دل پر است، ردّ میشود و خداحافظی میکند و میرود. پس میگویند: انسان باید دل را فارغ کند تا اینکه جای سخن خدا در قلب باشد.
افرادی که زیاد به علوم ظاهری توغّل میکنند و فرو میروند، دستشان از علم واقعی کوتاه میشود؛ علّتش همین است، که آنجا را گرسنه و خالی گذاشتند، و دیگر بعداً بههیچوجه من الوجوه قلب و دل قابلیّتِ گرفتن علوم الهی را ندارد.
- نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٢٨٥، تعلیقۀ ١:
«این دعا در جوامع شیعه و عامّه وارد است.
١) شیخ طوسی در مصباح المتهجّد، طبع سنگی، ص ٥٣، در جملۀ تعقیبات نماز عصر ذکر نموده است که:
«ثُمَّ تَقولُ: اللهمّ إنّی أعوذُ بِکَ مِن نَفسٍ لا تَشبَعُ و مِن قَلبٍ لا یَخشَعُ و مِن عِلمٍ لا یَنفَعُ و مِن دُعاءٍ لا یُسمَعُ ـ الدّعاء.»
٢) و راغب اصفهانی در محاضرات، ج ١، ص ٣٥ آورده است:
«قالَ النبیُّ صلّی الله علیه [و آله] و سلّم: ”أشَدُّ النّاسِ عَذابًا یَومَ القِیامةِ عالِمٌ لا یَنتَفِعُ بِعِلمِهِ.“ و قالَ علیه السّلام: ”أشَدُّ النّاسِ نَدامةً عِندَ المَوتِ العُلَماءُ المُفَرِّطونَ.“ و قالَ صلّی الله علیه [و آله] و سلّم: ”اللهمّ إنّی أعوذُ بِکَ مِن عِلمٍ لا یَنفَعُ، و قَلبٍ لا یَخشَعُ، و عَینٍ لا تَدمَعُ، و نَفسٍ لا تَشبَعُ؛ و أعوذُ بِکَ مِن شَرِّ هَؤُلاءِ الأربَعِ.“» ترجمه:
«بار پروردگارا! من پناه میبرم به تو از علمی که نفع نرساند، و از قلبی که خشوع نداشته باشد، و از چشمی که اشک نبارد، و از نفسی که سیر نگردد؛ و من پناه میبرم به تو از شرّ این چهار صفت.»
٣) و حاکم در مستدرک، ج ١، ص ٤٠١ سه روایت مختلف، دو تا با سند خود از ابوهریره و یکی از أَنس، روایت میکند که:
«کانَ رسولُ الله صلّی الله علیه [و آله] و سلّم یَدعو فَیقولُ: ”اللهمّ إنّی أعوذُ بِکَ مِنَ الأربَعِ: مِن عِلمٍ لا یَنفَعُ، و قَلبٍ لا یَخشَعُ، و نَفسٍ لا تَشبَعُ، و دُعاءٍ لا یُسمَعُ.“ و در دعای مرویّ از أنس وارد است که بعد از این عرض میکرد: ”اللهمّ إنّی أعوذُ بِکَ مِن هَؤُلاءِ الأربَعِ.“» - لغت نامۀ دهخدا:
«کهانت: کاهنی، اخترشناس و فالگویی، غیبگویی کردن.» - نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ١٨٥.
- جهت اطّلاع بیشتر از علومی که باید به دنبال تحصیل آنها بود، رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٢٨٠، اشکال دوّم.
- نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٢٨٥، تعلیقۀ ١:

