
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
15كاری نمیشود كرد!
همان استدلال الان هم هست همین الان هم هست. آقا این منطق، این دلیل برای این كاری كه الان من دارم انجام میدهم، نه! همین است باید بیایید این كار را بكنید، ما هیچ چیز سرمان نمیشود! این ما هیچ چیز سرمان نمیشود الان، همان است كه هزار و سیصد سال پیش به امام حسین تحویل دادند. این ما هیچ چیز سرمان نمیشود باید بیایی این كار را بكنی هزار و دویست سال پیش به امام باقر و امام صادق تحویل دادند. فرقی نمیكند، مطلب یكی است. وقتیكه منطق حاكم باشد مطالب بر اساس مسائل عقلی حاكم باشد، چه هزار و چهارصد سال پیش، چه چهل هزار سال پیش، چه چهارصد میلیون سال پیش، چه تفاوتی میكند؟ در همه زمانها عقل حاكم است و منطق حاكم است، و در همه زمانها احساسات و نفسانیات میآید و جلوی مطالب را میگیرد.
به امام باقر علیه السّلام عرض میكند چرا در آن زمان زید را نهی نكردید كه بیاید دست بردارد؟ حضرت فرمودند: اگر میگفتم نمیپذیرفت. درحالیكه زید این حكومت و این خلافت را برای خود نمیخواست. این هم خیلی مهم است. ببین چقدر این از خود گذشتگی دارد. میگوید اگر من به خلافت برسم و دروغ هم نمیگوید و راست میگوید و امام علیه السّلام در این مطلب او را تأیید میكنند. راست میگوید، او برای ما میخواهد و میخواست حكومت را از هشام بن عبد الملك دربیاورد بدهد دست من، منی كه امام هستم و قبول دارد كه من لایق مقام حكومت و خلافت هستم. در این مسئله اگر میخواست برای خودش بردارد من یك جور دیگری با او حرف میزدم. نه! در این مسئله صداقت دارد در این مسئله راست است. ولیكن همه مسئله این نیست. در بعضی جاها ظلم را میبینی نمیتوانی، باید سكوت كنی. امیرالمؤمنین میفرماید عثمان ظالم است از همه ظالمها بدتر است، ولی نَكُشیدش، نَكُشید. اینكه دیگر كلام صریح است، گرچه در این حرفها آمدن تأویل كردن، نه منظور امیرالمؤمنین این نبوده و به بعضی گفتن و بعضی را یواشكی راه انداختن. نه آقا این حرفها دروغ است. حضرت فرمودند عثمان را نكشید، تمام شد و رفت.
