
بررسی حیات علمی و عرفانی مرحوم علامه طهرانی
لزوم فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. شرح فقره: ثلاثةٌ في رياضة النفس و ثلاثة في الحلم و ثلاثة في العلم... ففرغت قلبی له. 1افرادي كه با تخيّلات و پيشفرض سؤالي ميكنند راه به جائي نميبرند. 2كه ذهنيّت و پیش فرض های انسان نباید مانع فهم حقّ و حقيقت گردد. 3بسياري از حوادث عاشورا از زبان دشمنان نقل شده است. 4در عصر حاضر كسي بالاتر از علامّه طهراني نبوده است. 5 مروّجين ولايت تخیلی بوئي از ولايت نبردهاند. 6تشريح زندگي علمي وعرفاني حضرت علاّمه طهراني 7پشت كار و همّت والا و بينظير علاّمه طهراني قدّس اللَه نفسه. 8علاّمه طهراني هفت سال تحت تربيت علاّمه طباطبائي بودهاند. 9علاّمه طهراني: «ملائكه در ميان خود بيوضو اسم اين مرد «علاّمه طباطبائي» را نميبرند. 10استفادۀ خصوصي علاّمه طهراني از علاّمه طباطبائي علاوه بر دروس رسمي حوزه 11علاّمه طهراني تمام علوم علاّمه طباطبائي را از ايشان گرفت. 12آشنايي علاّمه طهراني با مرحوم حدّاد فصل جديدي از عرفان را بروي ايشان گشود. 13مدّت استفادۀ علاّمه طهراني از مرحوم حدّاد چهارده سال بطول انجاميد. 14خردهگيري بعضي از مرحوم علاّمه طهرانی ناشي از جهالت آنان است. 15علاّمه طهراني اوّلين شخصيّت علمي در نزد بزرگترين علماء نجف به حساب ميآمد. 16كلمه به كلمۀ تعريف و تمجيد علاّمه طهراني از مرحوم حدّاد بر أساس علم و حكمت است. 17علاّمه طهراني پس از بيست و هشت سال زانو زدن در مقابل استاد از او سخني ميگويد. 18عبارت اعجابانگيز علاّمه طهراني دربارۀ آقا حدّاد به يكي از ارادتمندان ايشان. 19با مكاشفات صوريه و خوابهاي ساختگي نميتوان وليّ خدا را تعيين و معرّفي نمود. 20تمام عظمت مرحوم علاّمه طهرانی در اين بود كه قلب خود را براي شنيدن حقّ فارغ كرده بود. 21بعضي سالكان توقّع برخورد استاد را ندارند. 22اولياء خدا با شاگردان در گرفتن نفسانيّات آنها مدارا ميكنند. 23بعضي از شاگردان در مواقع حسّاس از زير بار نهي استاد شانه خالي ميكنند. 24سلوك رفض تعيّنات و زير پا نهادن انانيّت و شخصيّت و استكبار است. 25استاد پيوسته به مطالب ضربهپذير توجّه ميكند.
بررسی حیات علمی و عرفانی مرحوم علامه طهرانی
7یك همچنین همتی و یك همچنین استعدادی و یك همچنین هوشی با یك همچنین وضعیتی، آن وقت هفت سال در خدمت تربیت و ارشاد و هدایت مرحوم علامه طباطبایی رضوان اللَه تعالی علیه كه مرحوم آقا میفرمودند: ملائكه بیوضو اسم این مرد را در میان خودشان نمیبرند، یك همچنین شخصیتی، ملائكه بیوضو اسم او را نمیبرند. حرفی نیست كه من و امثال من بزنیم یك همچنین فردی با یك همچنین اطلاعی و یك همچنین علو مقامی، ایشان این مطالب را میگفتند و تا آخر عمر هم میگفتند. بارها من از ایشان این مسئله را راجع به مرحوم علامه طباطبایی شنیدم. یك روز درس خواندن پیش علامه طباطبایی ... ما آن روز در مجالس علامه طباطبایی شركت میكردیم آن وقتیكه ما بودیم سن ما كم بود حدود هفده هجده سال یا تا بیست و چهار بیست و پنج سالگی ما محضر مرحوم علامه را درك میكردیم. ولی ایشان دیگر بخاطر همان كسالتشان درس نمیدادند فقط جلساتی داشتند و ما بهرهها بردیم از جلسات سؤال و جوابی كه ایشان در آنجا دادند.
مطالبی را كه به دست انسان میرسد من دستهبندی كردم به چند دسته؛ دسته اول: بعضی از مطالبی هست انسان یك شخصی یك مطالبی را میخواند اصلًا میگوید حیف خواندن این، كتاب را اصلًا میگذارد كنار اصلًا حیف كه انسان بخواهد نگاه كند. دسته دوم: مؤلفینی هستند افرادی هستند كه مطالبشان در آن حدّی هست كه انسان میگوید حالا ببینیم چی چی هست حالا ممكن است مثلًا ارزش خواندن را داشته باشد. حالا ببینیم چیه؟ دسته سوم: افرادی هستند كه انسان به آنها توجه دارد ممكن است مطالب آنها مطالب خلاف هم باشد ولی بالاخره ارزش خواندن دارد كه انسان ببیند كه آن مطلب چیست، اینها فرق میكنند. دسته چهارم: افرادی هستند كه به محض اینكه اسم آنها پشت كتاب باشد آدم میگیرد. علامه طباطبایی این بود؛ یعنی شما هر كتابی را كه در كتابفروشی در این طرف در آن طرف در بازار در اینها تا میدیدید نوشته تألیف علامه طباطبایی فوراً بروید بگیرید، معطل نكنید كه باختید، ایشان اینطور بودند. مرحوم علامه نوشتههایش اینطور بود و ما در جلسات سؤال و پاسخ ایشان مطالبی به دست آوردهایم سالها بود كه ما ...
