حقیقت وحی و تبیین ابعاد و مراتب وجودی پیامبر اکرم
13نیفتاد كه بگوید مطلبی را كه ای زراره، ای محمد بن مسلم، ای هشام و امثال ذلك كه به شما گفتم، اشتباه كردم. خوابم گرفته بود. تازه از خواب بلند شدم. هنوز آب به صورتم نزده بودم. سرم شلوغ بود. خسته بودم. وقتی كه به كتاب روایت مراجعه كردم، حكم دیگری یافتم. اینها در امام علیهالسّلام محال است. محال یعنی مثل جمع متناقضین، مثل جمع بین ضدین، محال است.
این چهارده نفر، كه بعد از امام حسن عسكری علیهالسّلام، امام زمان عجل اللَه تعالی فرجه شریف متكفل و متولی و صاحب اختیار دین جدّش شده. او فقط الآن قیم دین است و بس. خب. بقیه چه؟ بقیهی افراد چه كار میكنند؟ خب بله. بقیهی افراد پیروانی هستند بشر گونه و بشری. انسان. دارای موقعیت خاص. محدودیت خاص، محدودیت تاریخی، محدودیت جغرافیایی، حدّت محیط و جوانبی، محدودیت در اطلاعات و علوم وارده، محدودیت در تربیت، محدودیت در رشد و استعداد و محدودیت ذهنی. این محدودیتهایی كه برای همه ی ما وجود دارد كم و بیش، این محدودیتها موجب شده است كه كلام ما از مرتبهی عصمت به مرتبهی بشریت سقوط كند و از مرتبه ی طهارت مطلقه به مرتبه ی جائز الخطا بودن تنازل كند. هیچ فرقی در این قضیه ندارد. صاحب رساله باشد، فرق نمیكند. یك طلبه ی عادی باشد تفاوتی ندارد. فرد عادی كنار خیابان باشد. هیچ فرق نمیكند. كم و زیاد دارد. ولی هیچ كس تا به حال ادعای عصمت و ادعای حقانیت مطلق و صرفه در عبارات خود نكرده است و نمیتواند بكند. و حق بیان این مطلب را ندارد. فقط یك نفر و آن یك نفر حضرت بقیه اللَه ارواحنا فداه. او فقط این ادعا را دارد و درست هم دارد و به حق هم آن ادعا را دارد. چرا؟ چون جنبهی ملكوتی او و شخصیت امام زمان عج اللَه تعالی فرجه شریف كه ولایت مطلقه ی او را تشكیل میدهد، او دیگر بشری نیست، او الهی است.

