حقیقت وحی و تبیین ابعاد و مراتب وجودی پیامبر اکرم
3دارد، یك معلوماتی دارد، یك تجربه هایی دارد، یك اندوخته هایی دارد، در این مساله شكی نیست ولی همیشه باید یك جای خالی را برای خطا و اشتباه در ذهن و قلب خود به ودیعه بسپارد. این طور نباشد كه آن چه را كه من میپندارم همین است و با شخص مقابل تا وقتی همراهی میكنم كه كلمات او با اندوختهی من همراهی كند و جملات او با سخنان من همگونی داشته باشد. تا اینجا من با او همراهی میكنم. اما همین كه بخواهد كلماتی مطرح كند، عباراتی بگوید كه با مطالب من در تضاد باشد قبل از اینكه به او فكر كنم در مقام مقابله و مهاجهی با او و هجوم به سمت او بر میآیم. این مطلب صحیح نیست.
اصل و اساس تمام خلافها و انحرافات از همین مساله نشات میگیرد كه انسان استعداد و قابلیت برای شنیدن را ندارد. این را كه بنده خدمت شما عرض میكنم برای خود بنده بسیار مواردی اتفاق افتاده كه با یك شخص صحبت كردیم و جلو آمدیم. همین كه به یكی از آن مسائلی كه برای او جنبهی تقدس دارد، جنبهی ارزش دارد، به آنجا برخورد كردیم، یك مرتبه برآشفته و به طور كلی مطلب را به هم ریخته و دیگر زمینهای را برای صحبت پیش نیاورده و مساله را ابتر و ناتمام رها كرده. قضیه چیست؟ چه اشكالی اتفاق افتاده؟ اگر قرار باشد بر اینكه شما یك اصلی را بپذیرید و نتوانید از آن عدول كنید پس چرا صحبت میكنید؟ از اول بگویید كه ما خط قرمزمان در اینجاست و هر مطلبی كه به اینجا برسد برای ما قابل پذیرش نیست. میگوییم خداحافظ! ما خط قرمزی نداریم. خط قرمز ما حق است. حق خط قرمز است. از حق تجاوز نمیتوانیم بكنیم.
در اسلام و در توحید ملاك حقانیت و حقیقت است. آن حق و حقیقت در هر جا میخواهد باشد باید انسان پیروی كند. در هر جا كه نمیتواند باشد یا محتمل الوجود و الثبوت است، در آنجا انسان باید توقف و احتیاط بكند. امیرالمومنین علیهالسّلام هم همین را فرموده و دستور داده. سایر ائمه هم همین را فرمودند و همه ی اینها متخذ از كلام الهی است كه میفرماید: ذلِكَ بِأَنَّ اللَه هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ ... الحج، ٦٢ خیلی آیه، آیهی عجیبی است. این از آن چیزهایی است كه ما همین طور میگذریم. توجه نمیكنیم.

