لزوم فراغت قلب در هنگام تلقی و دریافت مطالب اولیاء خدا
15امروز مطالبی كه در جریان بود ما با آنها ارتباط داشتیم، خب ارتباطی به ما نداشت ما بر اساس آن ربط تصور میكردیم كه در قضایا حكم به عدل میكنیم. فتوای موافق با رضی اللَه را بیان میكنیم. حكم منطبق با شرع را در این مورد بیان میكنیم. چرا؟ چون موردربطی با ما ندارد ارتباطی با ما ندارد در قضاوتهای خودمان با افراد به خیال خود و به توهم خود از جاده ی حق منحرف نمیشویم. و در همان اعتدال میمانیم. و اینكه نسبت به مسائل بر طبق رضای الهی و بر طبق حكم الهی میگوییم، به خود مغرور میشویم و این را برای خود فخر میدانیم و بر همین اساس تصور بر این میكنیم كه وجود ما و نفس ما و شراشر وجود ما، همه در همین راستا محكم و مانند یك عروهی محكم ویك طناب محكم و وثیق قرار دارد. یك مرتبه قضیهای برای خود ما پیش میآید كه میبینیم بار زمین گذاشتیم. ا چطور شد؟ شما كه تا حالا برای آن زن و مرد كه آمده بودند پیش شما، این حكم را كردید. حالا كه قضیه زن و مرد پیش آمد عوض شد؟ چی شد قضیه؟ شما كه تا به حال برای شریك فلان كس كه در بازار با شریكش اختلاف داشت حكم به فلان كردی، حالا كه یك قضیهی مالی پیش آمده یكدفعه عوض شد؟ شما كه تا به حال راجع به فلان موقعیت كه محل رجوع افراد بود این چنین حكم میكردی حالا كه برای شما اتفاق افتاد این طور شد؟ شما كه تا به حال برای ارتباطات دوستانه اینطور قضاوت میكردید حالا كه این قضیه مربوط به دوست خودت، وبه مریدخودت و به رفیق خودت پیش آمد، طور دیگر شد؟ هر دو مساله كه یكی است! شخص عوض شده. مصداق تغییر كرده، آن صورت مساله همین صورت مساله است. و وقتی صورت مساله یكی باشد، پس چرا لحن عوض میشود؟ چرا نتیجه تغییر میكند؟ پس چرا حكم تغییر میكند؟ چرا؟ بخاطر اینكه آن ارتباط نبوده است. خیال میكردی. آن ارتباط نبوده است. خیال میكردیم كه در یك ارتباط قرار داریم. خیال میكردیم كه این حالتی كه در دل و در درون برای موقعیت خود در پیشگاه حكم خدا و راه خدا مشاهده میكنیم حق است و واقع است و غیر از او نیست. خیال میكردیم. خُب، البته این مطالب هم اتفاق بیافتد خوب است، به صلاح است بفهمد انسان. و برای همه این قضیه هست. برای همه هست.

