اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم فراغت قلب در هنگام تلقی و دریافت مطالب اولیاء خدا

14757
عنوان بصری
نسخه عربی

لزوم فراغت قلب در هنگام تلقی و دریافت مطالب اولیاء خدا

19
  •  از پیش نمی‌رود.

  •  این كلام، كلام عنوان است كه می‌گوید ففرغتُ قلبی. دلم را خالی كردم. خالی كردم چیزی در دلم نگذاشتم. هر چه امام بگوید .... وقتی كه انسان اینطور بكندها، در یك چنین وضعی، این قضیه را خود ما هم خوب است تجربه كنیم. الان تجربه كنیم در موارد مختلف كه پیدا می‌شود این قضیه خوب است كه تجربه شود. در زمان مرحوم آقایادم میاید عجیب بود، خود ما به عنوان شاگرد و رفقای ایشان و دوستان ایشان پیش ایشان می‌رفتیم ولی از این كه بخواهند بر ما عیب و ایراد بگیرند نگران بودیم. این كه نمی شود فرض كنید اگر مساله‌ای بود در بین بعضی از افراد مورد بحث بود. هر كسی چیزی را می‌گفت. یك دفعه می‌دیدیم كه ایشان در یك مجلس، مطلبی را مطرح كردند. طرفین قضیه در ارتباط با آن قضیه‌ای كه مطرح شده كاملا مشخص بود این قضیه برای خود ما اتفاق نیفتاده، كاملا گوش می‌دادند، و حواسشان این بود كه آقا كدام یك از اینها را كه آن چیز را كه به نفعش است، آن طور صحبت كند. مطلب را به سمت او بگرداند. یكدفعه می‌بینیم بعضی از چهره‌ها یك خورده لبخنددرشان نمایان شد! ها دیدی چه خوب شد. تا یك لحظه می‌گذشت یك دفعه می‌دیدیم كه ایشان جانب طرف دیگر است. یكدفعه اخمها رفت توهم شد مربای آلو یكدفعه زاویه پیدا كرد. چی شد؟ آن طرف یك ذره انبساط و سر حال می‌آمد. دوباره در همین فراز و نشیب واینها، بالاخره هم معلوم نمی‌شد در آخر كه آیا آن مطلب صد در صد مربوط به این است و جانب این طرف را گرفته یا مربوط به این است.

  •  او می‌آمد بیرون می‌گفت دیدی آقا دنبال ما را گرفت او می گفت: آقاپشت ماراگرفت. هركدام ... این چیه؟ فایده ندارد، یك ماه اینطوربیاییم فایده ندارد یكسال اینطوربیاییم فایده ندارد، ده سال هم بگذرد فایده ندارد، صد سال بگذرد هم فایده ندارد ودیدید كه فایده نداشت، چرا؟ چون همه ی ما با پیش فرض آمدیم. قلبمان را فارغ نكردیم، دلمان را فارغ نكردیم، ایشان بگویم چطور بودند؟ از ایشان بگویم، ایشان یك وضعیتی داشتند كه هر وقت پیش استادشان می‌رسیدند خود را در یك موقعیتی قرار می‌دادند كه احساس كنند آن مطلبی را كه الآن استاد می‌گوید اصلا فقط برای این می‌گوید و به كس دیگری كاری ندارد. آن كنایه‌ای را كه الآن می‌زند آن كنایه را به این شخص می‌زند، آن تلمیحی و تلویحی را كه الآن انجام می‌دهد به این شخص انجام می‌دهد. آن اشاره‌ای را كه الآن می‌كند آن اشاره را الآن به این شخص می‌كند. چرا؟ چون كلام اولیای خدا گُتره نیست، كلام اولیای خدا لغو نیست، اولیای خدا آنقدر حال ندارند كه بیایند برای ما قصه بگویند و مطالب از این طرف و آن طرف نقل كنند، نه! اینقدر حال ندارند، پس اگر یك چیزی را می‌گویند، آدم باید بداند كه بی‌حساب نیست این قضیه، آنقدر حوصله ندارند كه بیایند و با انسان بنشینند و گپ بزنند و از هر طرف و از هر جا سخنی بیاورند، نه. آنها برای خودشان حساب و كتابی دارند. به جای صحبت كردن با ما، با كسانی می‌توانند صحبت كنند كه عقل و هوش ما به آنجا نخواهد رسید. پس اگر در كنار اولیاء خدا، انسان قرار می‌گیرید باید متوجه باشد این حرفی كه زده می‌شود، به چه چیزی می‌خورد؟ روی چه حسابی این حرف‌