
لزوم فراغت قلب در هنگام تلقی و دریافت مطالب اولیاء خدا
لزوم فراغت قلب در هنگام تلقی و دریافت مطالب اولیاء خدا
21زده میشود؟ این مطلب برای چه گفته میشود؟ برای چه این قضیه گفته میشود.
در همان زمان، بنده خود شاهد بودم در كربلا در منزل مرحوم حداد وقتی كه ایشان یك حرف را میزدند مشخص بود كلام ایشان، نه اینكه مشخص بود، اصلًا تصریح بود، تصریح بود بر اینكه كلام ایشان به یكی از افرادی كه در مجلس هستند، دارد اصابت می كند، این همینطور گوش میداد. وقتی كه مطلب ایشان تمام میشد میآمد و میگفتم: فلانی این حرفها مربوط به شماست، می گفت: نه بابا! این ها مربوط به ما نیست، یك اسراری، یك مطالبی هست كه تو نمی فهمی. خُب حالا ما گرچه الان شانزده، هفده ساله هستیم! در مقابل شما كه چهل، پنجاه سال سنت هست ولی بلاخره، اینقدر هم به اندازهی هفده سالمان می فهمیم، و الان می فهمیم این هفده سالمان درست بود و نتیجه اش چیه؟ نتیجه اش سقوط است، خُب سقوط می كند دیگر، خُب چه اشكال دارد آدم پنجاه ساله بیاید و بگوید من اشتباه كردم، چه ایرادی دارد؟ چه اشكالی دارد؟ مگر ما باید بیایراد باشیم؟ كی گفته ما باید بیایراد باشیم؟ مگر ما باید بیخطا باشیم؟ نه خیر، ما هم خطا داریم و هم اشتباه داریم افتخار هم میكنیم بر این كه خطا و اشتباه داریم. توبه میكنیم، این اشتباه ما را بر سر عقل میآورد، این خطا ما را بر سر علم و معرفت میآورد. چه اشكالی دارد؟ بشریم، معصوم كه نیستیم، هیچ اشكال ندارد، اشكال اینجاست كه اشتباه و خطا را خطا نبینیم، این اشكال است. لغزش را لغزش نبینیم و خطا را به خود نگیریم و به دیگران بدهیم. نتیجه اش چیست؟ در همان خطا میمانیم. آن خطا تبدیل میشود به حجاب، تا به حال آن خطا حجاب نبود، انسان یك حرفی را اشتباه میزند. یك حكم به اشتباه میكند، یك مساله را اشتباه میگوید، خب اشكال ندارد، انسان جایز الخطا است، خدا هم به انسان كاری ندارد. ولی وقتی كه متوجه میشود باید در صدد جبران برآید. این در صدد جبران برآمدن یعنی یك پله بالا رفتن، درصدد جبران بر نیامدن یعنی یك پله پایین آمدن. آن خطای اول هیچ اشكالی ندارد، هیچ مسئله ای نیست بشر جایز الخطاست، تصور میكند كه حكم این است، مطلب این است، این مشورتی كه با او شده جوابش این است، این مسالهای كه با او طرح شده نتیجه اش این است، اینها همه جایز الخطاست و اشكال ندارد، مهم در موضع گیری انسان بعد از این قضیه است، اگر انسان در یك همچنین وضعیتی بماند، دچار مهلكه ی تشابه میشود، تشابه!
