
لزوم فراغت قلب در هنگام تلقی و دریافت مطالب اولیاء خدا
لزوم فراغت قلب در هنگام تلقی و دریافت مطالب اولیاء خدا
23آیه قرآن میفرماید: هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ آلعمران، ٧ خدای متعال قرآن را به تو نازل كرد. این قرآن دو بخش دارد: بخش اول این قرآن، مسائلی است كه شبه و تردید در آن نیست، مطلب شفاف است، روشن است، عبارات واضح است، در دلالت مقصود خدشهای وارد میشود. نماز بخوانید، روزه بگیرید، حج به جا آورید. خیلی معنا معنای روشن است، صدقه بدهید، انفاق كنید، كمك به فقرا بكنید. هُنَّ أُمُّ الْكتابِ اصل كتاب و اساس كتاب اینها هستند. در این آیه میفرماید: این بخش از قرآن كه دارای این خصوصیت است این مهم است برای شما.
«ام» یعنی اصل و اساس و آن واقعیت یك شئ است، آن به اصطلاح مخ و پایه، پایه ی مبانی و معتقدات آن را «ام» می گویند، و به مادر هم كه «ام» میگویند چون اصل انسان است و پایگاه و جایگاه انسان است و انسان در درون مادر رشد میكند و به مرتبه ی انسانیت میرسد. از این نظر مادر «ام» است. «هن ام الكتاب» اینها این محكمات، «ام» و اساس كتاب هستند،
آیات مختلفی كه در مسائل مختلفه وجود دارد، نسبت به عبادات، نسبت به مسائل اجتماعی، نسبت به سیره و روش انسان، اساس بر آن است. ... فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ الأنبیاء، ٧ محكم، شبهه در آن نیست. وقتی كه چیزی را نمیدانید از هر كسی سوال نكنید. از هر آدم نفهم و جاهلی سوال نكنید. پیش كسی بروید كه خبیر باشد. مریض كه میشوید پیش هر دكان عطاری نروید و از او دارو نگیرید. پیش طبیب متخصص بروید، این چی می شود؟ ام الكتاب، یعنی محكم ... فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ الأنبیاء، ٧ یعنی انسان باید بناء زندگی خودش را بر این آیه قرار دهد، این میشود «ام»، یعنی این آیه را بگذارد در سیره ی خودش و در روش خودش، روش شخصی و اجتماعی با افراد دیگر، این ایه را «ام» و اصل قرار دهد و بعد روش خودش را بر این اساس بگذارد، این می شود چی؟ این یك آیه. یا فرض كنید آیه وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا الإسراء، ٣٦ وقتی كه علم نداری جلو نرو و با جمعیت حركت نكن و هر جا آنها رفتند تو نرو! بایست. شاید آن جمعیت می خواهد به چاه برود، شاید آن جمعیت می خواهد به هوا برود، شاید آن جمعیت میخواهد به ضلالت برود، تو چرا دنبال جمعیت همینطور حركت میكنی؟ وَ لا تَقْفُ" قفا، یقفوا" یعنی دنبال كردن، دنبال نرو، هر كسی هر چیزی را میگوید گوش نده، هر كسی به راهی میرود تو هم دنبال او نرو، آخر مگر تو گوسفندی كه دنبال بز راه می افتی؟ ها! ... لا تَقْفُ بایست! وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ وقتی علم نداری، علم یعنی چه؟ یعنی با این دوتا چشمات ببینی، علم یعنی به مرتبهای برسی كه بتوانی قسم بخوری، یعنی دو دوتا، چندتا؟ چهارتا! مثل دو دوتا، چهارتا بتوانی روی آن قسم بخوری! این میشود علم، نه اینكه انسان یك چیزی را باور كند، بعد ساعت بعد بفهمد اشتباه كرده، اینهایی كه انسان در این دوره و زمانه اسمش را علم گذاشتنه حدس هم نیست چه برسد به ظن و ظن متاخم علم و چه قریب به علم و .... ابدا، اینها حدس هم نیستند. و بیشتر گرفتاری هایی كه برای مای بشر پیدا میشود از این است كه این آیه را ام و اساس در زندگی خود قرار نمیدهیم.
