
تأثیر فراغت قلب بر روی نفس
لزوم فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. شرح فقره: ثلاثةٌ في رياضة النفس و ثلاثة في الحلم و ثلاثة في العلم... ففرغت قلبی له. 1 انسان باید در مواجهۀ با اولیاء دین قلب خود را فارغ کند 2 گفتار فاسد بعضي از علماء شيعه مبنی بر اينکه تشکيل سقيفه بنابر مصلحت اسلام بوده است . 3 ارتباط انسان با افراد ناشايست در روح ، نفس و چهرۀ انسان تأثير ناسزا ميگذارد 4 معناي نفس محکم و نفس متشابه 5 کيفيت معرفي ولايت أمير ألمومنين (عليه السلام ) در روز غدير. 6 مولوی از برترین مفاخر شيعه است. 7 آن معرفتي که جبرییل در مقام خود به ذات خدا دارد ، بواسطه امیرالمومنین علیه السلام است. 8 اميرالمومنین علیه السلام منشاء احکام است.
تأثیر فراغت قلب بر روی نفس
3از همین نقطه شیطان، نه این كه وارد میشود، وارد شده، یعنی شیطان آمده قسمتی از قلب او را گرفته و آن گرفتگی قلب باعث میشود پوششی بر روی فكر و عقل، قوای عاقله و نفس و وجدان او بیفتد، حال آن پوشش متفاوت است گاهی اوقات پوشش خیلی رقیق و نازك است، بعضی از لباسها هستند مثل لباسهای نایلونی وقتی كه هست آن طرفش پیداست خب این خیلی رقیق است بعضی نه! یك مقداری آن پوشش ضخیمتر است و كمتر پیداست گاهی اوقات ضخیمتر میشود گاهی اوقات از این قماشها و پارچههای كلفتی كه با آنها خیمه درست میكنند از اینها انسان میاندازد روی قلبش كه دیگر اصلًا منفذی باقی نمیماند یعنیبعداً كه تیرآهن كشی میكند و بتون میریزد خب آن دیگر مطلب به جای دیگری میرسد آنها دیگر اصحاب ابوبكر و عمرند دیگر بتونكشی كردند قشنگ محكم، بحمدلله امروزه از این اصحاب هم پیدا شدند ها! از همین علماء شیعه كه كمر به هدم قواعد مسلّمهی شیعه بستند، میگویند سقیفهی بنی ساعده به مصحلت اسلام بوده! خاك بر سرتان كنند سقیفهی بنیساعده كه آمد در مقابل امیرالمؤمنین و بر خلاف آیهی قرآن، الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ المائدة، ٣ و آیهای كه میفرماید يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ المائدة، ٦٧، اینها مثل اینكه اصلًا كورند یعنی اصلًا انگار قرآن را نخواندهاند خدا كور میكندها! كور میكنه طرف ٩٠ سال سنّش هست معمّم است، میآید قضیهی غدیر را میگوید پیغمبر یك توصیهای كرده ولیكن سقیفهی بنی ساعده به مصلحت اسلام بوده و از باب ترتّب از باب همین قواعد اصولی هم كه دو سه تا خواندند آن را هم نفهمیدند عوضی خواندند از باب قاعدهی ترتّب و ...، وقتی كه مصلحت اسلام اقتضا میكند خب چه اشكالی دارد حالا مردم به آن كیفیت نتوانستند حالا عیبی ندارد این هم خودش یك مطلبی است و خدای متعال افكار جامعه را ارج مینهد اجماع مسلمین را ارج مینهد هیچ اشكال ندارد ابوبكر و عمر بیایند به جای امیرالمؤمنین بنشینند! چه عیب دارد؟ خیلی هم خوب است! بسیار خوب است! انشاءاللَه خدا با همانها محشورت بكند تا این كه بفهمی اوضاع چه خبره، شما به جای اینكه عمامهی شیعه را بر سرت بگذاری بیا بگو من سنّی هستم مردم هم تكلیفشان را با تو میفهمند هیچ كس هم با تو كاری ندارد الان میلیونها سنّی در دنیا وجود دارد كسی كاری به كار كسی ندارد آنها برای خودشان، ولی یك عالم شیعه بیاید و بگوید كه چی؟ سقیفهی بنی ساعده، این به مصلحت اسلام است! نعوذ باللَه دیگر باید بگوییم آخرالزمان شدهو یا اینكه چی؟ بالاتر از این! اینی كه در شیعه فقط به قرآن وعترت تمسك میكنند خلاف است، پس به چه كسی تمسك كنیم احمق، به فتواهای ابوحنیفه تمسك كنیم؟! اینقدر آدم باید نفهم باشد؟!
