
تأثیر فراغت قلب بر روی نفس
لزوم فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. شرح فقره: ثلاثةٌ في رياضة النفس و ثلاثة في الحلم و ثلاثة في العلم... ففرغت قلبی له. 1 انسان باید در مواجهۀ با اولیاء دین قلب خود را فارغ کند 2 گفتار فاسد بعضي از علماء شيعه مبنی بر اينکه تشکيل سقيفه بنابر مصلحت اسلام بوده است . 3 ارتباط انسان با افراد ناشايست در روح ، نفس و چهرۀ انسان تأثير ناسزا ميگذارد 4 معناي نفس محکم و نفس متشابه 5 کيفيت معرفي ولايت أمير ألمومنين (عليه السلام ) در روز غدير. 6 مولوی از برترین مفاخر شيعه است. 7 آن معرفتي که جبرییل در مقام خود به ذات خدا دارد ، بواسطه امیرالمومنین علیه السلام است. 8 اميرالمومنین علیه السلام منشاء احکام است.
تأثیر فراغت قلب بر روی نفس
5تازه میگویند ما شیعه هستیم و مسئولین وحدت بین شیعه و سنی، خب اگر این طور است قضیه، واقعاً اگر این طور است كه برای وحدت، انسان بیاید از مسلمّات مكتب خودش دست بردارد خب میرویم با نصاری وحدت پیدا میكنیم ما هم میرویم یك پله بالاتر، اصلًا میگوییم پیغمبر چه كسی بود؟ نخیر! پیغمبر اصلًا بیخود آمد، آمد اختلاف انداخت در جامعه! همین مردم یهودی و نصرانی بودند خوب بود برای چی پیغمبر آمد؟ چرا آمد اختلاف انداخت؟ چرا چنددستگی انداخت؟ چرا اصلًا با یهود و نصاری وحدت پیدا كنیم میرویم با گبر و كمونیستها و ملحدین وحدت پیدا میكنیم هر جا هر جنبندهی دو پایی كه توی خیابون راه رفت او را در اغوش بگیرید هركسی میخواهد باشد! قضیهاین است كه چی؟ ما همه چیز را بگذاریم كنار! وقتی همه چیز برود كنار چرا فقط در اسلام متوقف بشویم؟ در همه چی! چرا؟ رفقا میدانند حكم الامثال فی ما یجوز و فی ما لا یجوز واحد وقتی قرار بر این است كه ملاك این باشد كه ما از مسلمّات دست برداریم برای این كه حریف را به خود نزدیك كنیم خب از همهی مسلمات دست برمیداریم كه دیگر همه با هم آشتی كنیم با همهی دنیا!
حالا جالب است كه این همه زور بر این قضیه زده شده از آن طرف چه قدر نزدیك شده؟ آنها چقدر از مطالب دست برداشتند؟ آخر احمقها آدمیكه یك كاری را انجام میدهد یك قدم میرود جلو طرف هم یك قدم میاید جلو، نه این كه تمام زمین را واگذار بكند و او هم سر جایش بایستد و بگوید ما همینیم! از چند تا از حرفها آنها دست برداشتند؟ همین اهل تسنن؟
آن آقا در میآید میگوید كه اصلًا فشار دادن دربه دختر پیغمبر و آتش زدن، اینها همه دروغ است! از آن طرف اهل سنت میایند ما را مسخره میكنند و میگویند را شیعه الان متوجه شده كه چه نسبتهایی را به شیخین میداده است! آن یكی هم از آن طرف میگوید كه زیارت عاشورا هم جزء تقیه است! زیارت عاشور ا هم كه كشك است و سند ندارد! بسیار خوب! آن هم از آن طرف در میاید میگوید كه حدیث و روایت عمر كه گفت قلم و قرطاس نیاورید پیامبر نعوذباللَه نعوذ باللَه دارد هذیان میگوید! این هم غلط است! عمر حاشا! كلّا! كه یك همچنین بزرگواری چنین نسبتی به پیغمبر بدهد! چون اگر این مطلب را قبول كنیم باید اصلًا در اسلام عمر شك كنیم و ما چون در اسلام عمر نمیتوانیم شك كنیم پس بنابر این با ید بگوییم این قضیه دروغ است! خیلی خو ب! این هم از این طرف! بعد هم كه دیگر امروز این افراد بنیامیه میشوند از مفاخر اسلام و دیگر سقیفه بنیساعده میشود از باب ترتبّ و اینها، به مصلحت اسلام و تمسك به قرآن و عترت جمود شمرده میشود یعنی خشك مغزی و پوچ بودن مبانی و اعتقاد خب تمام شد و رفت! دیگرچیزی نماند الحمدلله وحدت خود به خود حاصل شد نه تنها وحدت بلكه ما جلوتر هم رفتیم چون تمام این مطالبی را كه شیعه در مذمت خلفاء و اهل جور و بزرگان منحرف و محرف عامه نقل می كند، در كتاب خودشان هست!راجع به ابوحنیفه آنقدر كه ما در كتب خودمان داریم این مرد ملحد و محرّف و منحرف و معاند هست؛ در كتاب عامّه و اهل سنّت بیشتر است، درباره همین ابوحنیفه. حالا ما باید بیایم و اهل بیت را كنار بگذاریم؟ بله؟ اهل بیت را كنار بگذاریم و دنبال كی برویم؟ دنبال ابوبكر و عمر برویم كه نمیدانستند ... دنبال اینها باید برویم؟ میآیند سؤال میكنند كه خدا كجاست؟ میگوید خدا تو آسمانهاست میگوید پس زمین خدا ندارد! میگوید پس بزنید بكشیدش! از این باید بیایم به فتوای این آقا تبعیت كنیم! اهل بیت را كنار بگذاریم این را بگیریم؟ ها؟
