
تأثیر فراغت قلب بر روی نفس
لزوم فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. شرح فقره: ثلاثةٌ في رياضة النفس و ثلاثة في الحلم و ثلاثة في العلم... ففرغت قلبی له. 1 انسان باید در مواجهۀ با اولیاء دین قلب خود را فارغ کند 2 گفتار فاسد بعضي از علماء شيعه مبنی بر اينکه تشکيل سقيفه بنابر مصلحت اسلام بوده است . 3 ارتباط انسان با افراد ناشايست در روح ، نفس و چهرۀ انسان تأثير ناسزا ميگذارد 4 معناي نفس محکم و نفس متشابه 5 کيفيت معرفي ولايت أمير ألمومنين (عليه السلام ) در روز غدير. 6 مولوی از برترین مفاخر شيعه است. 7 آن معرفتي که جبرییل در مقام خود به ذات خدا دارد ، بواسطه امیرالمومنین علیه السلام است. 8 اميرالمومنین علیه السلام منشاء احکام است.
تأثیر فراغت قلب بر روی نفس
7یادم هست در زمان سابق بعضی از این گویندگان و متكلمّان منحرف، در بعضی از مجالس كه خیلی هم شهرت پیدا كرده بودند و اینها، عجیب بود! افرادی كه میرفتند پای صحبت اینها، به طور كلّی اصلًا سیتستم فكری آنها تغییر پیدا میكرد اصلًا نمیشود دیگر با اینها حرف زد چشمهای اینها حالتشان عوض میشد حالت خاص به خود میگرفت، طرز صحبت اینها عوض میشد برخورد اینها با افراد تغییر پیدا میكرد
یك وقتی من در یك مجلس افطاری كه بود شركت كرده بودم در همان موقع مرحوم آقا هم در آن جا بودند یكی در همان مجلس بود از اقوام هم بود از اقوام سببی او هم در همان جا حضور داشت من نگاه كردم دیدم چرا اینجوری است؟ البته مدتی بود ما ایشان را ندیده بودیم دیگر در مجالس مرحوم آقا شركت نمیكرد همان مجالس روزهای جمعه شركت نمیكرد. من نمیدانم چرا چشمهایش اینطوری است؟ چرا رنگ صورتش بر افروخته شده؟ چرا حالتش تغییر كرده؟ چرا نگاهی كه به ما میكند با سابق فرق میكند؟ من نمیدانستم چه خبر است. وقتی كه آن مجلس افطار تمام شد، قرار بود من بمانم، مرحوم آقا حركت كنند و بروند مسجد، من قرار بود بمانم و بعد از یك ربع ده دقیقه بیایم همین كه میرفتیم ایشان آهسته به من گفتند كه در این جا توقف نكن و زود بیا به مسجد. ما نشستیم، ایشان رفتند و یك مرتبه یك سوالی پیش آمد و یك سوالی كرد و صحبت شروع شد و یك مرتبه متوجه شدم بهبه ایشان در این مدتی كه در مسجد نمیآمد به حضور آن بزرگان میرسید و از مطالب آنها استفاده میكرد فهمیدم، فهمیدم قضیه از چه قرار است! فهمیدم این تغییر شكل و تغییر حال و حالت جمود و آن حالت سفتی و سختی كه الان در قلبش به وجود آمده مال چیه!
ما مشغول صحبت با این شدیم و غافل از این كه مرحوم آقا به ما توصیه كردند زود مجلس را ترك كن و بیا و ما به حرف ایشان گوش ندادیم نشستیم با این به حرف زدن البته خب در آن صحبت او محكوم شد ولی به اندازهای پرخاشگر شده بود به اندازهای اصلًا ... كه اصلًا برای ما عجیب بود این اصلًا چرا اینطور شد؟ چرا تغییر ماهیت داده؟ از انسانیت این بیرون آمده! شاید هم اگر قدرتی پیدا میكرد حساب ما را هم میرسید و دیگر مسئله را به طور كلی فیصله میداد، یعنی یك همچنین وضعیتی! تقریباً یك ساعت از اینقضیه گذشت انگار نه انگار خیلی سفت و محكم روی حرفها و روی مطالب چه تجلیل و چه تعریفی از آن شخص كذایی، من آمدم مسجد خب بر حسب ظاهر به وقت رسیدم برای این كه قرار بود به منزل بروم و بعد بیایم ما آمدیم مسجد دیدیم مرحوم آقا نشستند من آمدم تا ایشان یك نگاه به من كردند گفتند مگر بهت نگفتم در آن مجلس ننشین یعنی از حال من و از وضعیت من البته خب آنها كه به نگاه كردن نیاز نداشتند گفتند همین یك ساعت برایت و ضرر داشت برای چی نشستی؟ به تو گفتم بیا. من كه گفتم بیا! تو نشستی و این یك ساعت برای تو ضرر داشت اصلًا نباید با اینها حرف زد اینها دیگر بسته شدهاند قلب اینها بسته شده. و عجیب كه اینها یك قسمی بودند كه دیگر نمیشد آنها را عوض كرد نمیشد تغییر داد مگر این كه حالا خدا به یك كسی یك لطفی بكند یه عنایتی بكند
