اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت آمادگی ذهن و قلب هنگام تلقّی و دریافت مطالب بزرگان

0
عنوان بصری
عنوان بصری

موضوع:بیان اثر فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. 1 نتیجه بحث فراغت قلب، تشخیص محکم از متشابه می باشد. 2 در صورتیکه انسان نفس خود را تربیت نکند و به مراقبات شرعیه نیز ملتزم نباشد،نفس در مقام انانیت خود، روز به روز مستحکم تر می شود. 3 اشخاصی که گناه می کنند ولی دلشان پاک است،به خدا نزدیکتر هستند از افرادی که به اندازه عمر حضرت نوح عبادت کرده اند، زیرا عبادت ایشان در راه تثبیت أنانیت و نفس آنها بوده است 4 پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله وسلم فرمودند: که جبرییل از طرف خداوند به من فرموده که به امت خود امر کنم که مهریه زنان خود را مهر السنه قرار دهند. 5 قضیه مهر السنه مختص زمان پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله وسلم نبوده بلکه مربوط به همه ازمنه و امکنه می باشد. 6 دیدگاه نادرست برخی از افراد نسبت به اختصاص احکام اسلامی به زمان پیامبر اکرم صلی اللَه علیه و آله وسلم 7 شرط اساسی برای حرکت انسان در راه خدا فراغت قلب و عدم موضع گیری در قبال مسائل حق می باشد 8 هیچ گناهی بدتر از این نیست که انسان بین دو مؤمن را به هم بزند و هیچ امری بیشتر از إصلاح ذات البین نزد خداوند متعال محبوب نمی باشد. 9 گفتار مرحوم حداد مبنی بر لزوم دقت افراد در نحوه صحبت کردن 10 مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: غیبت کردن حرام است ، و بدتر از آن این است که شخص برود پیش شخصی که غیبت آنرا کرده و از او حلالیت بطلبد. 11 عملکرد اولیای الهی به گونه ایست که همه افراد رادر تحت لواء توحید جمع می کنند. 12 شخصی اگر واقعا قلب خود را برای وصول به مطلوب خالی کند، ومطلب از راه ظاهر به او نرسد حتماً از طریق باطن هدایت می شود. 13 نزول ملائکه همانطور که برای انبیاء بوده است ،برای فردی که قلب خود را برای رسیدن به مطلوب فارغ کند نیز ، می باشد. 14 احساس روحانیتی که در مجالس سید الشهدا برای انسان حاصل می شود، به سبب نزول ملائکه و ارتباط آنها با قلوب افراد می باشد

کیفیت آمادگی ذهن و قلب هنگام تلقّی و دریافت مطالب بزرگان

10
  • هیچ چیزی راه انسان را بهتر از اصلاح ذات البین باز نمی‌كند این كلام مرحوم پدر ما بود. ببینید احكام سلوك و عرفان چیست. ببینید زندگی و اجتماع در سایه كدام تربیت می‌تواند رشد پیدا كند آن تربیت یا این تربیت، آن نحوه عمل كردن یا این نحوه عمل كردن، آن نحوه رفتار كردن یا این نحوه رفتار كردن. در یك مجلسی نشسته بودیم و مرحوم آقا و مرحوم حداد هم نشسته بودند خیلی وقت است ولیكن این قضایا در ذهن من هست یك نفر از دوستانشان آمد از یك نفر یك حرف بزند. یك دفعه آقای حداد گفتند: این مطلبی را كه شما می‌خواهی از این فرد بگویی، آیا بر ارادت ما به او می‌افزاید یا از ارادت ما نسبت به او كم می‌كند؟ یك دفعه طرف خشكش زد، خب معلوم بود چه می خواست بگوید.

  • ایشان می‌گویند ما كه حرف را نشنیدیم، تو نقل می‌كنی و تو واسطه هستی برای چه این حرف را می‌زنی؟ چرا خجالت نمی‌كشی؟ او به ما یاد می‌دهد والا او كه از ملك و ملكوت عالم اطلاع دارد، آن كسی كه به دوستانش می‌گوید در كره ماه هم باشی و هر عملی انجام بدهی، می‌آورم و می‌گذارم جلویت و راست هم می‌گوید و نشان هم داده است و دروغ هم نگفته و ادعا هم نكرده و كلاه هم سر مردم نگذاشته است، ثابت هم‌كرده است و همه هم می‌دانند و در این هم شكی نیست، بالاتر از این. او این حرف را می‌زند برای چه كسی؟ برای ما. ایشان می‌فرماید این مطلبی را كه الان می‌خواهی نقل كنی بر ارادت ما می‌افزاید یا از ارادت ما كم می‌كند؟ اگر كم می‌كند برای چه می‌گویی؟ به چه درد دین و دنیای ما می‌خورد، غیر از آشفته شدن خیال و تشویش ذهن چه نتیجه‌ای برای ما دارد؟ الان شما نسبت به من فكری می‌كنید و فرض كنید یك فكر بدی، یا حق با شما هست یا نیست، ولی در هر صورت فكر، فكر بدی است. آیا من مطلع بشوم از فكر شما برای من مفید است یا مطلع نشوم؟ وقتی شما هنوز به زبان نیاوردید و این را به من نگفتید و این مسأله اظهار نشده و فاش نشده است و حالا یك جا این قضیه صحبتی شده است و از دهان طرف در رفته به قول ما، حالا من بلند شوم و بروم به آن طرف بگویم فلانی چه نشسته‌ای، ای وای! برخیز و ببین در فلان جلسه، او درباره تو این را گفت، تمام شد، این ذهن دیگر شروع می‌كند، كارخانه كه استارت را می‌زنند راه می‌افتد، همین‌طور چرخ دنده‌ها و اینها مثل لوكوموتیو، شروع می‌كند راه افتادن و عجب او این را گفت، پس منظورش این بود، پس آن موقع هم این كار را كرده بود و من نفهمیدم، پس آن موقع هم كه این حرف را زده بود [فلان چیز مد نظرش بوده‌] و دیگر شروع میكند به راه افتادن ...، بابا بایست چه خبر است؟ شروع می‌كند رفتن و نمی‌ایستد، لوكوموتیو را شما روشن كنید روی ریل هم هست، چراغ قرمز و ترافیك هم ندارد. وقتی روشن می‌شود، صاف راه می‌افتد و می‌رود، حالا وسط راه قطار و انسانی هم بود می‌زند و راننده هم كه ندارد، می‌رود و همه چیز را خراب می‌كند. اولا به آن شخص می‌گویند تو غلط كردی آمدی چنین حرفی را زدی و خدا پدرت را درمی‌آورد. ثانیا به این می‌گویند این كه این حرف را زده معلوم است كه انسان نامیزانی است. تو چرا دیگر دنبالش را می‌گیری؟ شاید از دهانش درآمده و شاید عصبانی بوده و شاید یك چیز دیگر می‌خواسته بگوید، خیلی خب شنیدی تمام شد.