
تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
حقیقت معنای محکم و متشابه و گرایش های افراد در قبال آن. 1 ادامه تفسیر آیه هوالذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات ... 2 کسانی که در دلشان زیغ(گمراهی،کدورت) است به دنبال آیات متشابه می روند. 3 نمونه ها و مصادیق بارز تبعیت از علم و دوری جستن از هواهای نفسانی. 4 تنها راه نجات امت اسلام 5 روش برخورد انسان با آیات قرآن 6 تاویل و تفسیرنادرست برخی از افراد، ازآیه فاقطعوا ایدیهما. 7 ذکر حکایتی درباره مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری 8 مسبب اصلی مصائب عاشورا حُربن یزید ریاحی بود . 9 حُر بدلیل اینکه نفسش صاف بود و قصد و غرض نداشت ، حضرت دست او را گرفتند. 10 انسان نباید در مواجه با قرآن و روایات و کلمات بزرگان از فکر پیش ساخته خود تبعیت کند.
تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
10فقط این قضیه باید راجع به امیرالمؤمنین اتفاق بیفتد كه چنان حمله كردند این مردم بر خانه آن حضرت كه درب را شكستند، و حسنین را در زیر دست و پا له كردند. تا اینكه امیرالمؤمنین را به خلافت بنشانند فقط دموكراسی در اینجا باید اتفاق بیفتد؟ امیرالمؤمنین هم گفت بروید پی كارتان و امیرالمؤمنین آمد مثل عمر بزند دختر پیغمبر را تكه تكه كند برای خلافت، الحمد لله الان می گویند نه این قضیه اتفاق نیفتاده! چه كسی گفته؟ همه چیز دیگر تغییر پیدا كرده ظاهرا مثل اینكه علامات قیامت دارد ظاهر می شود اینطور كه مشاهده می كنیم وقتی مسلمات تاریخ و ضروریات اینگونه دستخوش انحراف و انكار قرار بگیرد دیگر ظاهرا این جریان سیارات و زمین و سماء این صورت دیگر پیدا كرده آنهم به دست خود ما، نه به دست مخالفین.
یكی می آید زیارت عاشورا را انكار می كند و می گوید سند ندارد آن یكی می آید تكه تكه كردن دختر پیغمبر را انكار می كند و یكی می آید عمر كه در حالت احتضار پیغمبر گفت ان الرجل لیهجر1 این نعوذ باللَه نعوذ باللَه ان الرجل می دانی یعنی چه؟ یعنی مرتیكه، حالا متوجه شدی؟ یعنی مرتیكه دارد مزخرف می گوید! آن وقت این بی شرم و علمای ما دارند می آیند حضرت عمر را تبرئه می كنند، عجب! مگر می شود عمر بیاید چنین حرفی بزند؟ تبرئه كسی كه خود اهل تسنن این مطلب را در كتبشان نوشته اند نه شیعه، آن وقت می آیند تبرئه می كنند و بعد هم ما اینها را زاهد و متقی می نامیم! ببین بدبختی به كجا رسیده؟ در كتبشان بروید ببینید.
خیلی خب، تمام مصائبی كه برای امت اسلام اتفاق افتاد به خاطر این بود كه به این دو آیه قرآن عمل نكردند یك اینكه هر كاری كه خواستی بكنی باید از روی علم و یقین انجام بدهی، این یك، دوم در راهی كه می خواهی بروی آن مسیری را كه می خواهی انتخاب كنی آن مسیری باشد كه اگر برای تو علم آور نیست حداقل اطمینان نفسانی را بیاورد با توجه به این قضیه شما ببینید از فردا یا از همین امروز شروع كنیم دیگر ما می توانیم هر كاری را انجام بدهیم؟ به هر كسی دیگر می توانیم سلام كنیم؟ آیا از هر كس دیگر می توانیم تقلید كنیم؟ آیا پیش هر كس دیگر می توانیم تواضع و كرنش كنیم؟ منظور كرنش معنوی است، آیا به هر شخصی می توانیم سر تسلیم فرود بیاوریم؟ آیا به هر راهی كه در جلوی ما قرار می گیرد می توانیم در آن راه حركت كنیم؟ آیا به هر شایعه ای دیگر می توانیم توجه كنیم؟ و آیا و آیا و آیا؟ یا نه، چرا باید این مسأله به این نحو بماند؟
- الطرئف فى معرفة مذاهب الطوائف، ج ٢، ص ٤٣٣؛ صحيح البخارى، ج ٥، ص ١٣٧ و ١٣٨
