
تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
حقیقت معنای محکم و متشابه و گرایش های افراد در قبال آن. 1 ادامه تفسیر آیه هوالذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات ... 2 کسانی که در دلشان زیغ(گمراهی،کدورت) است به دنبال آیات متشابه می روند. 3 نمونه ها و مصادیق بارز تبعیت از علم و دوری جستن از هواهای نفسانی. 4 تنها راه نجات امت اسلام 5 روش برخورد انسان با آیات قرآن 6 تاویل و تفسیرنادرست برخی از افراد، ازآیه فاقطعوا ایدیهما. 7 ذکر حکایتی درباره مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری 8 مسبب اصلی مصائب عاشورا حُربن یزید ریاحی بود . 9 حُر بدلیل اینکه نفسش صاف بود و قصد و غرض نداشت ، حضرت دست او را گرفتند. 10 انسان نباید در مواجه با قرآن و روایات و کلمات بزرگان از فکر پیش ساخته خود تبعیت کند.
تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
14شخصی كه عقل داشته باشد شخصی كه فهم داشته باشد، شخصی كه در دلش زیغ نباشد فوراً باطل را از حق تشخیص می دهد، این كلك است، این حقه است، این حیله است، این مكر است، این دو پهلو صحبت كردن است، این دو گونه صحبت كردن است، این دو قسم حرف زدن است، دیروز یك جور حرف بزنیم امروز یك جور، دیروز به نفعمان به آن قسم حالا كه ورق برگشته است اینجور حرف می زنیم. آن طوری كه به صلاح ما و شخصیت اجتماعی ماست هر روز صحبت می كنیم نه آنطوری كه واقع است، یك روز به ضرر باشد و یك روز به نفع باشد، آن طور حرف نمی زنیم، آن طور كه موقعیت ما محفوظ بماند باید الفاظ را در كنار هم تركیب كنیم و تعبیرهای مناسب برای انحراف فكر و برای اعوجاج طریق بكار ببریم، هر روزی كه به نفع است و هر روزی كه به صلاح هست این وضعیت محفوظ بماند.
بنابراین تمام مطالب همه برگشتش به درون ماست، چون ما دارای تشابه نفسی هستیم به تشابهات قرآن رجوع می كنیم نه به محكمات، چون ما دارای انحراف نفسی هستیم در مواجههی با حق، آن عقربه را به این طرف می گردانیم چون ما دارای نقصان و خلل هستیم در عرضهی مطالب حق و باطل، آن شاقول را به آن سمت باطل به حركت در می آوریم و آن قسمت را می گیریم چرا این قسمت را نمی گیرید؟ چرا آن چه را كه حق است نمی گیرید؟ چرا؟ در حالی كه وقتی كسی روشن و صاف است ...
در مجلسی بود كه من صحبت می كردم این قضیه برای دوازده سیزده سال پیش است حدود چهل پنجاه نفر در آنجا حضور داشتند بحث و مطلبی بود، من راجع به آن مطلب آنجا صحبت كردم و بعد گفتم راجع به مطالبی كه امشب صحبت كردم هر كسی سوالی دارد همین جا بكند، هر كسی هر سؤالی دارد بپرسد نگویید جواب داده نشد و ملاحظه كردیم و نگویید مصلحت نبود، نه! تا وقتی من الان هستم هر سؤالی دارید بكنید، سؤال كردند، راجع به زوایای مختلف پرسیدند و تمام شد، گفتم دیگر سؤالی نیست؟ دیگر برای كسی ابهام باقی نمانده؟ دیگر اشكالی باقی نمانده؟ صلوات بفرستید، صلوات فرستادند و مسأله تمام شد. از آن پنجاه نفر چهار نفر این مطالب ما را پذیرفتند چهل و شش نفر در همان مسأله ای كه بودند باقی ماندند، اینها برای چیست؟ اشكالات هم كه پاسخ داده شد پس دیگر چه چیز ماند؟ رمل و اسطرلاب هم كه ما نینداختیم، ما هم كه گفتیم هر سؤالی دارید بپرسید و نگویید نبوده، نگویید خجالت كشیدیم و نخواستیم، چرا؟ فی قلوبهم زیغ، زیغ است. انحراف است، كجی است، باید او را درمان كنیم. باید به داد او برسیم، چرا این چهار نفر پذیرفتند؟ چون صاف نگاه كردند و سنجیدند و گفتند مطلب این است و این است و اشكالات را هم سؤال كردند و صحبت شد، همهی مطلب تمام شد دیگر چیزی نماند، ما كه نیامدیم آیهی قرآن را بگوییم، همین مطالب خودمان را گفتیم و متشابه هم نبود صریح بود این و این و تمام شد و این همیشه هست و همیشه این مسأله باقی خواهد ماند، امام صادق علیه السلام می فرمایند وقتی كه از حضرت سؤال می كنند مقصود از محكم در این آیه هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ ... آلعمران، ٧ چیست؟1 می فرمایند مقصود ما اهل بیت پیغمبر هستیم، بعد سؤال می كنند مقصود از متشابه كه خداوند می فرماید «و اخر متشابهات» چیست؟ حضرت می فرمایند مقصود ابوبكر و عمر و عثمان است. همینكه از افتخارات اسلام هستند، این كلام حضرت یعنی چه؟ یعنی ما اهل بیت حق و مدار حق هستیم و غیر از ما همه باطل هستند، حق یعنی اهل بیت، اهل بیت یعنی حق، هر جا كه انگشت اهل بیت در آنجا باشد آنجا حق است و هر جا كه در آنجا اثر اهل بیت نباشد آنجا باطل است. شق ثالث هم ندارد، فقط و فقط چهارده معصوم و بس! تمام شد لذا حضرت می فرمایند محكم یعنی ما، یعنی چه؟ یعنی دنبال ما بیایید.
- تفسير العياشى، ج ١، ص ١٦٢؛ الكافى، ج ١، ص ٤١٥.
