
تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
حقیقت معنای محکم و متشابه و گرایش های افراد در قبال آن. 1 ادامه تفسیر آیه هوالذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات ... 2 کسانی که در دلشان زیغ(گمراهی،کدورت) است به دنبال آیات متشابه می روند. 3 نمونه ها و مصادیق بارز تبعیت از علم و دوری جستن از هواهای نفسانی. 4 تنها راه نجات امت اسلام 5 روش برخورد انسان با آیات قرآن 6 تاویل و تفسیرنادرست برخی از افراد، ازآیه فاقطعوا ایدیهما. 7 ذکر حکایتی درباره مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری 8 مسبب اصلی مصائب عاشورا حُربن یزید ریاحی بود . 9 حُر بدلیل اینکه نفسش صاف بود و قصد و غرض نداشت ، حضرت دست او را گرفتند. 10 انسان نباید در مواجه با قرآن و روایات و کلمات بزرگان از فکر پیش ساخته خود تبعیت کند.
تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
17یك روایتی داریم از امام صادق علیه السلام راجع به مختار، در حضور حضرت شخصی از حضرت سوال می كند راجع به مئال و سرنوشت مختار بن ابی عبیده ثقفی كه بعد از جریان عاشورا قیام كرد و آن قتلهی كربلا را به درك فرستاد و امام سجاد علیه السلام در حق او دعا كردند، راجع به مختار سوال می كند حضرتمی فرماید كه در روز قیامت (روایت روایت مفصلی است من همان قسمت آخر را بیان میكنم) خداوند او را در آتش قرار می دهد، چون مختار یك مسائلی داشت مثلا نسبت به امام سجاد، قائل به امامتش نبود و قائل به محمد بن حنفیه بود و به دستور محمد حنفیه كار ها را انجام می داد، سید الشهداءمی آید و استغاثه می كند و می گوید من بر گردن شما حق دارم بعد خطاب می رسد كه بله چون این شخص قتلهی كربلا را به درك فرستاده است مورد شفاعت امام حسین علیه السلامقرار میگیرد، حضرت شفاعت می كند و می آید بیرون، بعد آن راوی از حضرت سوال می كند چگونه خدا مختار را در قیامت در جهنم می گذارد ابتداءً؟ حضرت فرمودند چون مختار در قلبش به اولی و دومی تمایل داشت! بعد حضرت این را می فرمایند واللَه اگر جبرائیل و میكائیل كه دو ملك مقرب خدا و عرش خدا در زیر بال اینهاست اگر ذره ای از محبت این دو در دلشان باشد خدا به رو اینها را در آتش قرار می دهد1.
در عین تولی تبری هم باید داشته باشیم، معنا ندارد انسان در قلبش تولی داشته باشدو محبت اهل بیت داشته باشد ولی تمایل به آن افراد و آن اشخاص و آن نفوس خبیثه كه آنها به عنوان شیاطین آمدند و بودند و هستند كه جلوی راه خدا را سد می كنند انسان نسبت به آن ها تمایل داشته باشد.
پس بنابراین رسیدن به مقام محكم نفسی این است كه انسان از حالت شك بیرون بیاید از حالت شبهه بیرون بیاید و برسد به واسطهی ولایت، به ولایت امام علیه السلام كه در آنجا دیگر مسأله صورت دیگری پیدا خواهد كرد و در آنجا تمام مسائل برای انسان به صورت محكمات ظاهر خواهد شد و همهی عالم هستی آن حقیقت خود را به صورت شفاف برای انسان نشان خواهند داد و لذا داریم كه در باب حكمت اینكه وقتی انسان به حقیقت حكمت و علم راه یابد تمام جهان هستی برای او روشن خواهد شد و دیگر هیچ نقطهی ابهامی برای او باقی نخواهد ماند این همین مرتبه است. دیگر در آنجا زیغ و ابهامی وجود ندارد دیگر در آنجا شكّ و تردیدی وجود ندارد و آنجا مسأله مسألهی لاریب فیه است و آنجا همان جایی است كه خداوند می فرماید: سُبْحانَ اللَه عَمَّا يَصِفُونَ الصافات، ١٥٩ إِلَّا عِبادَ اللَه الْمُخْلَصِينَ الصافات، ١٦٠ دیگر در آنجا مقام عجز وجود ندارد تسبیح پروردگار به خود ذات پروردگار بر می گردد نه به مقام انسانی و بشری ما، كه آن مقام مقام خطا و اشتباه و نقصان و زلل است، آنجا مقام، مقام حق و مقام مقام محكم است.
- ناسخ التواريخ، احوالات امام سجاد عليه السلام
