
تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
حقیقت معنای محکم و متشابه و گرایش های افراد در قبال آن. 1 ادامه تفسیر آیه هوالذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات ... 2 کسانی که در دلشان زیغ(گمراهی،کدورت) است به دنبال آیات متشابه می روند. 3 نمونه ها و مصادیق بارز تبعیت از علم و دوری جستن از هواهای نفسانی. 4 تنها راه نجات امت اسلام 5 روش برخورد انسان با آیات قرآن 6 تاویل و تفسیرنادرست برخی از افراد، ازآیه فاقطعوا ایدیهما. 7 ذکر حکایتی درباره مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری 8 مسبب اصلی مصائب عاشورا حُربن یزید ریاحی بود . 9 حُر بدلیل اینکه نفسش صاف بود و قصد و غرض نداشت ، حضرت دست او را گرفتند. 10 انسان نباید در مواجه با قرآن و روایات و کلمات بزرگان از فکر پیش ساخته خود تبعیت کند.
تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
7چه اشكال دارد؟ شیخ طوسی باشد شیخ الطائفه باشد، معصوم كه نیست و امام كه نیست، ما فقط چهارده معصوم داریم و در مقابل آنها لب بسته تمام. بقیه چه؟ بقیه همه بشرند و خداوند بقیه را معصوم قرار نداده است فقط آن مُخلَصین هستند كه آنها به واسطهی متابعت از امام علیه السلام به مقام اخلاص رسیدند، آنها یك مطلب دیگری دارند كه آنها نوادر هستند، آن ولی الهی كه دارای خصوصیتی است آن جداست، بقیهی افراد نه!
كتاب ها را می خوانیم و مطالعه می كنیم به اندازهی دركمان و فهممان و سعهی اطلاعاتمان، بر حسب آن ظروفی كه برای ما مهیا شده است و بر حسب آن ارتكازاتی كه به واسطهی ارتباط با ظروف مختلفه برای انسان یك موقعیت ذهنی و فكری ایجاد كرده است و خب طبیعتا هر كسی هم تفاوت می كند، انسان نسبت به یك مسأله برداشت می كند، رفقا هم می دانند، برادران و رفقای ما در مسائلی كه هست و مطرح می شود از جای دیگر مطلب آورده نمی شود، همین مطالبی كه در كتب فقهی است، همین مطالب و روایاتی كه در كتباحادیث است همین مطالبی كه از ائمه علیه السلام است، همین مطالب مورد بحث قرار می گیرد و صورت مسأله می بینید جور دیگری شد و نتیجه به شكل دیگری درآمد، ما از خود روایت جعل نمی كنیم، از خود دلیل و حدیث نمی آوریم.
آنچه كه حجّت است در شرع و استنباط سه چیز است یكی قرآن و دیگری روایات و سیرهی اهل بیت علیهم السلام و سوم عقل كه در بعضی از موارد كه استقلال دارد حجیت دارد، و دیگر غیر از این هم چیزی نیست آن اجماعی هم كه تا به حال بوده را ما پنبه اش را زدیم و آن را به تاریخ فرستادیم، این سه مسأله، بر این اساس فرد می آید و چه می كند؟ راجع به یك قضیه حكم می دهد و نظر می دهد و شخص دیگر هم نظر خلاف می دهد اشكال ندارد و ایراد ندارد. ما كه معصوم نیستیم، آنكه معصوم هست یك نفر است و آن هم غایب است و خود او این جریان را ایجاد كرده است. در زمان غیبت تكلیف ما بر همین است تمسك به همین روایات اهل بیت و اگر هم خطایی بود خود آن شخصی كه ولی و قیم دین است و از انظار غایب است خود او هم مورد عفو و بخشش قرار می دهد تا وقتی كه غرض و مرضی در كار نباشد، همین كه غرض و مرض بخواهد بیاید، او جلوی ما را در روز قیامت و در همین دنیا خواهد گرفت و از ما سوال خواهد كرد، این مسأله بر این اساس است.
