اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی

14205
عنوان بصری
ریاضت نفس
نسخه عربی

صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی

15
  •  دارای احكام می‌شود، مطلبی كه به ذهن او می‌رسد بدون احتیاج به تأمّل، دیگر آن مطلب مطلب روحانی است و مطلب عقلانی است، اقدامی كه در پی آن خطورات و تصوّرات برای او پیدامی‌شود همه‌ی این اقدام ها اقدام های الهی است و عمل دیگر عمل الهی است و دیگر در آنجا نیازی به فكر كردن و چرتكه انداختن و كم و زیاد كردن ندارد، فكر شیطانی دیگر برای او نمی‌آید تا اینكه او آن‌ها را كنار بزند، الآن نه، الآن برای ما می‌آید، فكر می‌آید، خاطره می‌آید و تصوّر می‌آید، منتهی ما با تغییرات و تحوّلات و فكر كردن می‌آییم به مقدار استعداد خودمان و به مقدار ظرفیت خودمان و به مقدار ارتكازات خودمان آن جنبه‌ی رحمانی را غلبه می‌دهیم و جنبه‌ی عقلایی را غلبه می‌دهیم و جنبه‌ی نورانی را غلبه می‌دهیم و آن فكر شیطان را كنار می‌زنیم و اقدام را نسبت به آن انجام نمی‌دهیم، ولی راجع به اولیاء الهی اصلًا فكر شیطانی نمی‌آید، می‌خواهند چه را كناربزنند و می‌خواهند با چه مبارزه كنند؟ وقتی‌كه نفس بشود نفس محكم، دیگر تفكّرات او هم محكمات است دیگر متشابهات نیست، آنچه كه بر خاطر او خطور می‌كند او دارای احكام است دارای اتقان است، نه اینكه اوّل بگوید این كار را بكن و بعد بگوید نه نه این كار غلط است و شیطانی است و برو آن كار را بكن، نه از اوّل غیر از آن فكر رحمانی و اندیشه‌ی الهی و ایده‌ی ربّانی الآن در او خطورنمی‌كند، تا اینكه بخواهد او را تغییر بدهد، این مرتبه، مرتبه‌ی است كه مقام مخلَصین است، راجع به این مطالب صحبت شد و مسائل تا حدودی برای رفقا بیان شد، البتّه مطالب دیگری هست در این زمینه كه ان شاء اللَه آن‌ها را شاید در همان نوشته جات اضافه بر آن بیاوریم.

  •  امام صادق علیه السلام بعد از این كلام عنوان می‌فرمایند كه «وَ امَّا ثَلَاثَةُ الَّتِی فِی رِیاضَةِ النَّفس» در آن عبارت گذشته اگر نظر رفقا باشد كه ان شاء اللَه هست، چون قرار بر این بوده كه هر دو هفته‌ای یك مرتبه رفقا این فقرات عنوان بصری را مطالعه كنند ان شاء اللَه كه می‌كنند و اگر هم نكردند بگویند می‌كنیم كه ادامه بدهیم این قضیه را كه فوت نشود كه ضرر می‌كنیم، من خودم الآن آن نوشته‌ی مرحوم آقا را دارم نوشته‌ی خطّی كه ایشان در سنّ حدود بیست و پنج شش سالگی كه به نجف مشرّف شده بودند برای تحصیل، این روایت عنوان بصری را روی كاغذ نوشته‌بودند و گذاشته بودند توی یك نایلون، الآن هست این كه بسیار زیبا و بسیار قشنگ، خطّ ایشان هم بسیار زیبا بود و مخصوصاً خطّ نسخشان كه خیلی زیبا بود و این را در جیبشان گذاشته بودند و به من فرمودند من درتمام مدّت هفت سالی كه در نجف بودم این از جیب من درنیامد و دائماً این در جیب من بود و من خودم هفته‌ای یك بار این را نگاه می‌كردم، حتّی فرمودند گاهی از اوقات كه من می‌رفتم برای درس مرحوم آقای خویی و شاهرودی و حلّی و این‌ها، می‌دیدم كه یك ربع این الآن بین دو درس فاصله است همان كنار صحن می‌نشستم در همان حجرات و در آن دهلیزهایی كه كنار صحن است این عنوان بصری را در می‌آوردم و شروع می‌كردم به نگاه كردن كه این یك ربعم تلف نشود، فرض كن كه صد بار خوانده‌اند ولی باز می‌گفتند من این را نگاه می‌كردم و با یك نشاطی سر درس حاضر می‌شدم و با یك روحیه‌ای سردرس‌