صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی
31ساعتی گذشت از حال و احوال پرسی و این طرف و آن طرف، صحبتهای مختلفی كرد و بعد یك مرتبه ایشان گفت من میخواهم شما را معاینه كنم اجازه میدهید معاینه كنم، دستش رفت به سمت همین گوشی و فشار خونی كه گذاشته بود در اینجا كه بیاورد، یك مرتبه دیدم مرحوم آقا بلند شدند از آنجایی كه نشسته بودند بلند شدند و رفتند خودشان نشستند در كنار این طبیب، ببینید چقدر اخلاق! او داشت میآمد دیگر شاید فوقش ایشان یك تعظیمی هم میكردند كه لطف كردید تشریف آوردید، ولی نه! میگویم او در یك وضعیتی كه بالآخره خدا از بواطن بهتر اطّلاع دارد، ولی خب ایشان با این موقعیت و با این سن و با این خصوصیات یك مرتبه بلند شدند و به نحوی بلند شدند كه طبیب به ایشان تذكّرداد این قسم بلند شدن شما، برای شما مضرّ است و رفتند و در كنار نشستند، از این قضیه گذشت در فوت مرحوم آقا همین رومیكند به سایر اطبّاء و میگوید مثل این آقا را دیگر پیدا نخواهید كرد، این مال چیه؟ این مال چیه؟ این برای این است كه این اخلاق با اخلاقهای دیگر فرق میكند و این رفتار با رفتارهای دیگر فرق میكند، مردم یونجه و كاه نخوردند مردم میفهمند، مردم عقل دارند و میفهمند، قضایا را در كنار هم قرار میدهند تركیب میكنند و نتیجه میگیرند و میفهمند هر كدام در چه وضعیتی قرار دارند؟ میگویند بلند شویم ما برویم پی كارمان دیگر مثل این آقا را پیدا نخواهیم كرد.
این آقا خواسته بود به استحباب عمل كند، حالا برگردیم سراغ این ور، ببینیم این ور چه خبر است؟ خب استحباب هم هر چه بیشتر ثوابش بیشتر، خورده بود و خورده بود، بس است دیگر! بعد هم فرستادند و آن رفیق شفیق ما هم كیف به دست رفته بود كه حضرت آقا را معاینه بفرمایند، رفت دید ایشان خوابیدند با چه وضع و حالی و قادر بر تحرّك نیستند، من خیال كنم به خاطر ثقل بوده نه به خاطر این دل درد و این حرفها، یعنی اینقدر این سنگینی شاید بوده كه ...، بعد رو كردند به ایشان و گفتند چه چیز خورده اید شما؟ گفتند بله دیشب البتّه ظاهراً شب جمعهای هم بوده ما خواستیم به استحباب عمل كنیم و قدری بادمجان خوردیم، ایشان گفت بادمجان یك دانهاش مستحب است نه یك دیگ خوردن، بعد هم ایشان گفت ما ترسیدیم همان كار دستمان بدهد، آن افرادی كه بودند گفتند آقا بفهم چه میگویی، یك احترامی و ادبی بگذار، نمیشود كه آدم هر حرف را هر جایی بزند، خلاصه گفتیم كه مسألهای نیست و یك مقداری دارو دادیم كه مسأله حل بشود و وقتی هم حل شود دل درد هم حل میشود، خلاصه آمدیم بیرون از این قضیه،

