اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی

0
عنوان بصری
عنوان بصری
ریاضت نفس

عملکرد ائمه اطهارعلیهم السلام و اولیای الهی بر اساس صداقت و اخلاص می باشد. 1 تنها راه عبور انسان از نفس خود و كشف نقاط ضعف ، ارتباط با شخصي است كه إشراف كامل به تمامي نفوس داشته باشد. 2 علامه طهراني رضوان اللَه عليه مي فرمودند: هيچ راهي براي ما وجود ندارد جز اينكه بين خود و خدا صادق باشيم و همين صداقت را هم با مردم ادامه دهيم. 3 مرام مؤمن در پيشگاه الهي بايد مرام صدق باشد. 4 شيعه أميرالمومنين علیه السلام كسي است كه با تمامي افراد چه كافر و مسلمان صادق باشد. 5 گريه كردن معاويه و تصديق او برعلو صفات وخصائص أمير المومنين عليه السلام 6 در جنگ صفين فقط صداقت و خلوص أمير المومنين علیه السلام خودنمايي مي كند. 7 نكات ظريف ،دقيق و عبرت آموز جنگ صفين 8 هدف به هيچ وجه وسيله را توجيه نمي كند. 9 أمير المومنين علیه السلام در جنگ صفين مي فرمايد: ايجاد حكومت اسلامي در شام و اقامۀ عدل الهي ارزش يك عمل خلاف(بستن نهر بر شاميان) را ندارد. 10 تأكيد علامه طهراني به رفقاي خود نسبت به اطلاع بر تاريخ ائمه اطهارعلیهم السلام 11 وقتي نفس انسان محكم بشود ،ديگر متشابهات و افكار شيطاني بر نفس او خطور نمي كند و اين همان مقام مخلصين است. 12 تاكيد حضرت علامه طهراني بر خواندن روايت شريف عنوان بصري و تفكر در فقرات آن

صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی

8
  • می‌گوید تمام این‌ها ارزش یك عمل خلاف را ندارد، ایجاد حكومت اسلامی در شام، ارزش یك دروغ گفتن را ندارد، دقّت كردید رفقا كه چقدر مسأله بالااست، ایجاد حكومت اسلامی در شام و اقامه‌ی عدل الهی ارزش یك دروغ گفتن را ندارد، برقراری عدل در میان مسلمین و جلوی فساد را گرفتن و دفع ظلم كردن و ایجاد امنیت اجتماعی و عدالت شخصی و اجتماعی كردن و مردم را به سوی خدا بردن و شهادتین بر بالای مأذنه‌ها گفتن، ارزش یك عمل خلاف بستن نهر را ندارد بر روی معاویه و افراد معاویه، كه این‌ها همه منافق هستند، مسلمان نبودند، افراد شام كه مسلمان نبودند، یك مشت به ظاهر نماز می‌خواندند و فقط همین، مسلمان كجا؟ ارزش یك دروغ گفتن را ندارد، ارزش عمل خلاف را ندارد، ارزش عمل مقابله‌ی به مثل آن‌ها را ندارد، این مكتب، مكتب امیرالمؤمنین است، این همان چیزی است كه وقتی اسم امیرالمؤمنین می‌آید اشك از چشم معاویه می‌آید، این مال این است، اگر امیرالمؤمنین می‌آمد و مقابله‌ی به مثل می‌كرد و لشكر معاویه را شكست می‌داد و اقامه‌ی حكومت عدل الهی را در دمشق می‌كرد (با این نحوه و با این عملكرد) وقتی این قضیه به گوش معاویه و افراد دیگر می‌رسید می‌گفت او هم مثل ماست و فرقی نمی‌كند، حالا ما هم می‌آییم به حكومت می‌رسیم و این وری می‌كنیم و او می‌آید آن وری می‌كند، توجه كردید، او می‌آید یك جور عمل می‌كند و ما هم یك جور و هر دو یك مقصد داریم و هر دو برای این كه حكومت كنیم قیام‌كردیم، من قیام كردم یك جور با مردم عمل می‌كنم و او هم قیام كرده یك جور دیگر عمل می‌كند.

  • آن كسی كه می‌آید امام‌صادق را در زندان مدینه، توجّه كنید، آن محمّد و ابراهیم فرزندان عبداللَه‌محض كه می‌آیند حكومت كنند و حكومت را از دست خلفای عباسی و منصور دوانیقی بگیرند و برای رسیدن به حكومت امام صادق را تهدید به قتل می‌كنند و یك شب در طویله‌ی زندان مدینه حبس‌می‌كنند، می‌دانید چه بر سر ائمّه‌ی ما آوردند؟ چه كسانی؟ فرزندان ائمّه، این افراد كه می‌آیند امام صادق را در طویله‌ی زندان مدینه حبس می‌كنند و تهدید می‌كنند كه تا فردا صبح اگر بیعت نكنی گردنت را قطع می‌كنیم! این حكومت، حكومت عدل الهی است؟ ها؟ حالا می‌خواهد طرفش هر كه باشد، منصور باشد یا معاویه باشد یا ابن ملجم باشد چه فرقی دارد؟ دیگر این عدل الهی نیست، حكومت، حكومت شیطان است، می‌خواهد بر حكومت سوار شود و حالا طرفش اتّفاقاً منصور دوانیقی درآمده، اگر طرف همین منصور دوانیقی امام صادق بود، او را هم به قتل می‌رساند، مگر به قتل نرساندند، مگر موسی‌بن جعفر را به قتل نرساندند؟ چه كسی موسی بن جعفر را به قتل رساند؟ همین برادرزاده‌ی موسی بن جعفر، محمّد بن اسماعیل، نوه‌ی امام صادق، ایشان علّت به قتل رسیدن و این جریاناتی كه برای موسی بن جعفر اتّفاق افتاده، همین ایشان بود، قضایای بنی الحسن كه واقعاً تاریخ بنی الحسن را سیاه كردند و كسی كم از این مطالب به مردم می‌گوید، این‌ها را بروید بخوانید تا بدانید كه بر سر ائمه‌ی ما چه آوردند؟ امام صادق را در زندان مدینه حبس می‌كنند كه یا با ما بیعت كن یا فردا به قتلت می‌رسانیم، این هم شد حكومت؟ این با معاویه و یزید چه فرقی كرد؟ حالا زورت نرسید، صبح می‌خواستند امام را به قتل برسانند كه منصور آمد و بر مدینه غلبه‌كرد و امام صادق را منصور از زندان درآورد، یعنی خلیفه‌ی عبّاسی آمد و امام را از زندان درآورد، می‌خواستند بكشند، این ننگ را باید به كجا برد؟ واقعاً این ائمّه ما مظلوم بودند، این ائمّه‌ی‌ما از هر دو طرف می‌خوردند، هم از آن طرف و هم از این طرف، آن‌ها می‌آیند و می‌گویند این هم خودتان، این هم اهل بیت و فامیل خودتان، شما كه ادّعای ذراری رسول اللَه را دارید، شما كه ادّعای غصب خلافت اجدادتان را دارید ببینید با خودتان چه می كنید؟ واقعاً این ائمّه در وضعیت عجیبی بودند.