
صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی
عملکرد ائمه اطهارعلیهم السلام و اولیای الهی بر اساس صداقت و اخلاص می باشد. 1 تنها راه عبور انسان از نفس خود و كشف نقاط ضعف ، ارتباط با شخصي است كه إشراف كامل به تمامي نفوس داشته باشد. 2 علامه طهراني رضوان اللَه عليه مي فرمودند: هيچ راهي براي ما وجود ندارد جز اينكه بين خود و خدا صادق باشيم و همين صداقت را هم با مردم ادامه دهيم. 3 مرام مؤمن در پيشگاه الهي بايد مرام صدق باشد. 4 شيعه أميرالمومنين علیه السلام كسي است كه با تمامي افراد چه كافر و مسلمان صادق باشد. 5 گريه كردن معاويه و تصديق او برعلو صفات وخصائص أمير المومنين عليه السلام 6 در جنگ صفين فقط صداقت و خلوص أمير المومنين علیه السلام خودنمايي مي كند. 7 نكات ظريف ،دقيق و عبرت آموز جنگ صفين 8 هدف به هيچ وجه وسيله را توجيه نمي كند. 9 أمير المومنين علیه السلام در جنگ صفين مي فرمايد: ايجاد حكومت اسلامي در شام و اقامۀ عدل الهي ارزش يك عمل خلاف(بستن نهر بر شاميان) را ندارد. 10 تأكيد علامه طهراني به رفقاي خود نسبت به اطلاع بر تاريخ ائمه اطهارعلیهم السلام 11 وقتي نفس انسان محكم بشود ،ديگر متشابهات و افكار شيطاني بر نفس او خطور نمي كند و اين همان مقام مخلصين است. 12 تاكيد حضرت علامه طهراني بر خواندن روايت شريف عنوان بصري و تفكر در فقرات آن
صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی
9مظلومیت امام رضا علیهالسلام مگر كم چیزی بود؟ برادران و عموهای امام رضا آمدند امام رضا را به محكمهی خلفای عبّاسی بردند كه این آمده سند جلع كرده است! ا ا ا این آمده وصیت نامهی پدر جعل كردهاست! این آمده بر پدرش تهمت زده است نعوذ باللَه، عجیب است این مسأله! آن قدر مسأله وقیح و قبیح بود كه آن قاضی مدینه رومیكند به آنها و میگوید خجالت نمیكشید؟ از چنین مردی چنین كارهایی برمیآید؟ كه برمیدارد و آنها را بیرون میكند، میگوید بلند شوید و بروید گمبشوید! این بلند میشود بیاید سند جعل كند، آیابه قیافه این میآید كه سند و وصیت جعل كند؟ بعد عیال موسی بن جعفر میآید در محكمه شهادت میدهد كه این وصیت نامه در كنار او امضاء شده و به امضای خود موسیبن جعفر بوده. میگویند بفرمایید!
ما همینطور یك امام رضایی می شنویم و یك امام صادقی می شنویم و یك موسی بن جعفری میشنویم و یك امام حسن عسكری میشنویم، امّا این كه چه اوضاعی بوده؟ اینها همه بوده و خدا هم با كسی شوخی ندارد، حالا پسر امام هستی باش، خلاف كنی به خلاف میروی، ما ملائكه را نمیفرستیم كه محافظتت كنند حالا چون پسر امام هستی، راهت درست باشد به راست میروی ولو فرزند ابی بكر باشی، خلاف كنی به خلاف میروی ولو فرزند امام هادی باشی، ولو فرزند موسی بن جعفر باشی و ولو فرزند امام صادق باشی ولو فرزند امام جواد باشی، فرقی نمیكند، خلاف، خلاف است و در اینجا شوخی نیست و در اینجا روابط وجود ندارد، ضابطه در اینجا حكومت میكند و همین مسأله را ما داریم میبینیم، در طول تاریخ این مسائل را داریم مشاهده میكنیم.
امیرالمؤمنین علیه السلام برای این مسأله آمد و گفت من نهر را نمی بندم، گفت اینها آمدند كار خلاف كردند من باز میكنم، بیایید هر دوی اینها، ما اگر پیروزشدیم كه شدیم و اگر نشدیم از همین جا برمیگردیم كوفه، این میشود اسوه، پس باید به چه كسی نگاه كرد؟ باید به این فرد نگاه كرد فقط، به رفتار این فرد باید نگاه كرد، به كردار این فرد باید نگاه كرد.
