محوریت ارتباط انسان با پروردگار براساس رعایت حیثیات جمالیه و جلالیه
17این هسلمانه صدا كرد یكی را و گفت میروی در فلان محله در فلان خرابه یك جایی است كه چند تا سگ دارند دعوا میكنند میروی سراغشان، یك سگ سیاه آنجاست او رئیسشان است میروی میگویی در گوشش كه سلمان گفت امشب پاسداری مداین بر عهده شماست، این رفت و برگشت و دزدها خوشحال كه به به عجب حاكم دزدی مثل خودمان آمده استاندار دزدی مثل خودمان آمده و به به به به، گفتند خیلی خب میتوانیم بین خودمان تقسیم كنیم و ثلث و سی درصد و پنجاه درصد بین خودمان تقسیم كنیم و نانمان در روغن است خلاصه علی كلّ حال، رفت و به او گفت و دزدها هم همدیگر را خبر كردند كه بیایید امشب جشن داریم. آمدند و شروع كردند و مردم هم خواب، صبح آمدند دیدند یك جنازه اینطرف افتاده و سگها ایستاده اند اول و آخر و وسط بازار ایستاده اند و یكی ناله میكند و یكی گوشش را گرفته و یكی پایش جر خورده است و ... فهمیدند كه نه این فرق میكند با بقیه، این جناب سلمان استانداری است كه كارش درست است و با بقیه حسابش فرق میكند و تمام شد و همان شب اول شد و بقیه در را باز میگذاشتند و میرفتند، ان شاء اللَه امیدواریم خداوند چنین زمینه هایی را هم برای ما فراهم كند در این دنیا، در آن دنیا كه كسب و كاری نیست، ما كه در این دنیا چیزی ندیدیم بلكه در آن دنیا ببینیم.
بله چه مسائلی در ذهن بود و چه مسائلی ...، علی كلّ حال، این قضیه و این مسأله خب یك مسأله خیلی مهمیاست كه انسان بیاید یعنی بالاتر از این نمیشود، اجتماع را به نحوی درآورد كه افراد از زندگی در آن اجتماع فقط رشد و ارتقاء را احساس كنند، هیچ دغدغه ای نداشته باشند، امیرالمومنین میخواست این كار را بكند و بعد به واسطه این، دیگر افراد به آن مراتب برسند و به آن مسائل و معرفتها و جهات برسند، یعنی جامعه ای كه در آن جامعه فقط خدا حضور داشته باشد و شیطان از آن جامعه رخت ببندد، آیا بالاتر از این و ارزشمند تر از این و ذی قیمت تر از این و متعالی تر از این كه مسؤولش هم یك امام است، یك امام معصوم است، مسؤول این قضیه یك امام معصوم مثل امیرالمؤمنین علیكالسّلام است، آیا بالاتر از این میشود تصور كرد یانه؟ ببینید چقدر مسأله مهم است، جامعه را انسان به این ور برگرداند

