اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ریاضت نفس و برگشت سالک به حالت تجرد و انبساط

15٬512
عنوان بصری
ریاضت نفس

ریاضت نفس و ضرورت نیاز به آن در مسیر سیرو سلوک . 1 مسأله ریاضت نفس برای رسیدن به تجرد و فعلیت یافتن اسماء و صفات الهی در نفس انسان است. 2 ریاضت نفس سبب می شود که انسان همان حالت تجرد و انبساط را که در هنگام تولد دارا است در نفس خود محقق کند. 3 بیان تفاوت کودک و بزرگسال از جهت تجردات و تعلقات نفسانی. 4 وجوب رفع حدود و مرزها در دول اسلامی 5 مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: مرز بر اساس اعتقاد است نه ملیت و فرهنگ. 6 در اسلام خارجی و داخلی نداریم هر کس مسلمان باشد داخلی است و هرکس غیر مسلمان باشد خارجی است 7 اساس طرح تشکیل حکومت اسلام در سال 42 هجری شمسی را علامه طهرانی مطرح کرده اند 8 دعوت در حکومت اسلام دعوت به سمت توحید است نه به سمت گروه و قشر خاصی 9 اساس افکار افراد در دنیا رسیدن به امیال و خواستهای نفسانی است 10 فرق بین دعوت به توحید و کثرت مداری 11 حکومت امیرالمومنین علیه السلام حکومت قیام احکام اسلامی است 12 شرح و توضیح سخن پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم پیرامون صبیان

ریاضت نفس و برگشت سالک به حالت تجرد و انبساط

توضیحات:

ریاضت نفس و ضرورت نیاز به آن در مسیر سیرو سلوک . 1 مسأله ریاضت نفس برای رسیدن به تجرد و فعلیت یافتن اسماء و صفات الهی در نفس انسان است. 2 ریاضت نفس سبب می شود که انسان همان حالت تجرد و انبساط را که در هنگام تولد دارا است در نفس خود محقق کند. 3 بیان تفاوت کودک و بزرگسال از جهت تجردات و تعلقات نفسانی. 4 وجوب رفع حدود و مرزها در دول اسلامی 5 مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: مرز بر اساس اعتقاد است نه ملیت و فرهنگ. 6 در اسلام خارجی و داخلی نداریم هر کس مسلمان باشد داخلی است و هرکس غیر مسلمان باشد خارجی است 7 اساس طرح تشکیل حکومت اسلام در سال 42 هجری شمسی را علامه طهرانی مطرح کرده اند 8 دعوت در حکومت اسلام دعوت به سمت توحید است نه به سمت گروه و قشر خاصی 9 اساس افکار افراد در دنیا رسیدن به امیال و خواستهای نفسانی است 10 فرق بین دعوت به توحید و کثرت مداری 11 حکومت امیرالمومنین علیه السلام حکومت قیام احکام اسلامی است 12 شرح و توضیح سخن پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم پیرامون صبیان

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

ریاضت نفس و برگشت سالک به حالت تجرد و انبساط

16
  • وبتراب یلعبون، بچه ها با خاك بازی می كنند، چرا؟ چون در خاك تعین ندارد مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى‌ طه، ٥٥ ما از خاك شما را خلق كردیم و دوباره به خاك بر می گردانیم و از همان جا ما شما را مبعوث خواهیم كرد، و از خاك بیرون خواهیم آورد، این هم یك نكته ای در آن هست كه انسان باید توجه به زرق و برق نداشته باشد، زرق و برق داشتن این با خود حالات انسان تفاوت دارد این فرق می كند یك وقتی انسان باید درامور زندگی به دنبال كار صحیح باشد، چیزی می خواهد این باید درست و متقن باشد، به دنبال چیز ارزان نباید باشیم، دنبال كار خوب ولو اینكه قیمتش بالاست ولو اینكه ارزشش زیاد است ولی جنس، جنس خوب است، آن چیزی كه می خواهد تهیه كند برای زندگی خودش، كار خودش، باید نوعی باشد كه بتواند روی آن حساب كند این یك مطلب است، یك مطلب دنبال زرق و برق رفتن است، این غلط است، این صحیح نیست این را نباید انسان در نظر بگیرد، این مطلب سوم.

  • مطلب چهارمی كه رسول خدا فرمودند كه من از بچه ها دوست دارم این است كه: «مِنْ غَیرِ حِقْدٍ یتَخاتَصِمُونَ»1 بدون اینكه نسبت به هم كینه داشته باشند به جان همدیگر می پرند بر سر و كله‌ی همدیگر می‌زنند دعوا می‌كنند، كینه ندارد، سر چیزهای بیخود بعد هم سر چیزهای بیخود با هم آشتی می كنند نه دعوا كردنشان روی حساب است و نه آشتی كردنشان روی حساب و كتاب است، ما نه، ما اینطور نیستیم ما اگر هم دعوا نمی كنیم در باطن در تضارب هستیم، در باطن در حال هجمه هستیم و در باطن نسبت به افراد دیگر موضع داریم این غلط است، این مسأله غلط است، كینه داشتن غلط است، انسان از شخص دیگری كینه به دل داشته باشد و حقد داشته باشد بدی او را بخواهد. انسان در یك مطلب ممكن است با رفیقش اختلاف داشته باشد خب چرا كینه داشته باشد او سلیقه اش این است و فكرش این است و فهمش این است خودش می داند مثل اینكه یكی فلان غذا را دوست دارد من این غذا را دوست دارم حالا باید بر سر هم بزنیم، او آبگوشت دوست دارد ومن پلو دوست دارم، او برای خودش و این هم برای خودش، دیگر بر سر هم زدن ندارد، همینطور در عقیده، او برای خودش یك عقیده دارد و من از این خوشم می آید من این عقیده را دارم و عقیده ام روی حساب است خیلی خوب اگر عقیده اش روی حساب است بسیار خوب خودش می داند و خدای خودش چرا من كینه داشته باشم؟ چرا من بدی او را بخواهم؟ چرا من در نفسم پیگیری كنم؟ تمام اینها جزء موانعی است كه انسان را از حركت نگه می دارد كسی كه در نفسش نسبت به رفیقش نه حالا رفیق، افراد دیگر حقد دارد كینه دارد بدی آنها را دارد عبادت او دیگر موجب ارتقاء او نخواهد شد، فایده ای دیگر ندارد، چرا؟ چون نفس در این مرتبه‌ی از نفسانیت توقف كرده است و آن عبادت آنقدر زور ندارد كه بتواند نفس را بالا بیاورد، در همان حد نگه می دارد، حقد و كینه نسبت به افراد و نسبت به مؤمنین مانند كشی می ماند كه شما به یك چیزی بستید تا او را حركت می دهید دوباره بر می گردد سر جای خودش وقتی كه این نیرو تمام می‌شود بر می گردد سر جای خودش، حركت نمی تواند بكند: «وَ مِنْ غَیرِ حِقْدٍ یتَخاتَصِمُونَ».

    1. يخْتَصِمُونَ مِنْ غَيرِ حِقْد. روح مجرد، ص: ٥٩٧
/ 260