
فیض و لطف بی نهایت خداوند و کوتاهی بندگان
امید و توکّل من فقط بر توست. با نهایت درجۀ کوششم نمیتوانم تو را راضی کنم. تنها جود توست که ما را امید وار کرده!. فیض تو بینهایت است و این قابلیّت ماست که محدود است. وزیدن نفحات خاصّ پروردگار به انسان در مدّت زندگی. رمز و گوشهای از داستان عشق مجنون. ملاقات سیّدی که قصد حج داشت با یکی از اولیاء. تمام داراییات را در دجله بیانداز!. امید و خوفم منحصر در توست. اثر بسیار شدید بعضی از گناهان، مثل: رنجاندن دل کسی. معنی وحدت بالصّرافۀ ذات حق. وحدت وجود، تنها راهِ پاسخگوئی شبهۀ ابنکمّونه. پاسخ ندادن برخی فقها از شبهۀ ابنکَمّونه بهخاطر فرار از وحدت وجود.
فیض و لطف بی نهایت خداوند و کوتاهی بندگان
توضیحات:
امید و توکّل من فقط بر توست. با نهایت درجۀ کوششم نمیتوانم تو را راضی کنم. تنها جود توست که ما را امید وار کرده!. فیض تو بینهایت است و این قابلیّت ماست که محدود است. وزیدن نفحات خاصّ پروردگار به انسان در مدّت زندگی. رمز و گوشهای از داستان عشق مجنون. ملاقات سیّدی که قصد حج داشت با یکی از اولیاء. تمام داراییات را در دجله بیانداز!. امید و خوفم منحصر در توست. اثر بسیار شدید بعضی از گناهان، مثل: رنجاندن دل کسی. معنی وحدت بالصّرافۀ ذات حق. وحدت وجود، تنها راهِ پاسخگوئی شبهۀ ابنکمّونه. پاسخ ندادن برخی فقها از شبهۀ ابنکَمّونه بهخاطر فرار از وحدت وجود.
فیض و لطف بی نهایت خداوند و کوتاهی بندگان
14من گناه خیلی دارم، من از آن گناهانی که مرا از تو جدا نمیکند، و خطاب دور باش از ناحیۀ مقدّس تو بر من نمیزند و صلای لعن و دوری را بر من نمیزند، خوف و خشیت ندارم؛ من از این گناهانی میترسم که من را از خانۀ تو دور میکند و مرا از لزوم طاعت جدا میکند (لزوم: یعنی چسبیدن؛ لَزِمَ: یعنی چسبید؛ ملازم: یعنی چسبیده و ثابت) و من از طاعت تو دور میافتم!
اللَهمّ اغْفِر لِیَ الذُّنوبَ الّتی تَهتِکُ العِصَمَ؛1 «خدایا بیامرز آن گناهانی را که پردۀ عصمت را پاره میکند!»
تا پردۀ عصمت هست، انسان در مقام عبودیّت است؛ وقتی پاره شد، دیگر خطاب دور باش به او داده میشود.
اللَهمّ اغْفِر لِیَ الذُّنوبَ الّتی تَحبِسُ الدُّعاءَ؛2 «خدایا بیامرز آن گناهانی را که دعا را حبس میکند!»
وقتی دعا حبس میشود، دیگر هرچه انسان میخواند به مرحلۀ اجابت نمیرسد. حالِ سستی و کندی و کدروت در انسان پیدا میشود و آن حالِ مناجات دیگر نیست.
اثر بسیار شدید بعضی از گناهان، مثل: رنجاندن دل کسی
خدایا از تو تقاضا میکنم که بین من و این گناهان جدایی بیندازی! همۀ گناهان را از من دور کن؛ چون همۀ گناهان مرا از طاعت تو دور میکند! امّا یک گناهان خاصّی هست که اثرشان خیلی بد و شدید است! رنجاندن دل مؤمنی، ناراحت کردن پدر و مادر، رنجاندن دل فقرا و مساکین، دلهای رنجیده، دل افرادی که مریضند، دل افرادی که ملجأ و پناهی ندارند؛ و بر عکس؛ بهدست آوردن دل آنها، راه انسان را باز میکند. رنجاندن، در انسان ایجاد قبض میکند؛ و بر عکس، رسیدگی و سرور و محبّت به آنها بسط میآورد!
خدایا بین گناهانی که مرا از لزوم طاعت تو جدا میکند و مانع میشود، جدایی بینداز!
فإنَّما أسألُکَ لِقَدیمِ الرَّجاءِ فیکَ، و عَظیمِ الطَّمَعِ مِنکَ! «من از تو سؤال میکنم؛ چون این امیدی که به تو دارم تازگی ندارد و من از سابق دربارۀ تو امید داشتم، و چون طمع من به تو از اوّل بزرگ بوده است!»
- مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج ٢، ص ٨٤٤، فقرهای از دعای کمیل.
- همان.
