اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فیض و لطف بی نهایت خداوند و کوتاهی بندگان

14483
نسخه عربی

فیض و لطف بی نهایت خداوند و کوتاهی بندگان

17
  • مردم سابقاً می‌خواندند: «واحدٌ لا بِعَدَدٍ قائمٌ لا بِعمَدٍ؛ خدا قائم است، امّا ستونی زیر پایش نزدند.» و اینها هم خیال می‌کردند خداوند علیّ‌أعلیٰ مثل این کرات آسمانی است که ستونی زیر پایش نیست!

  • وحدت وجود، تنها راهِ پاسخ‌گوئی شبهۀ ابن‌کمّونه

  • واحد است، امّا واحد عددی نیست. بعد از اینکه معنی وحدت بالصّرافه هزار سال بعد از اینکه أمیرالمؤمنین این خطبه را خواند، روشن شد؛ جواب تمام شبهه‌های مادیّین و شبهه‌های ابن‌کَمّونه و... داده شد.

  • ابن‌کمّونه یک شبهه دارد که: «اگر مانند این خدا، یک خدای واجب‌الوجود دیگر باشد که صفاتش لا یتناهیٰ است و تمام جهاتش مثل این خدا است، این خدا این عالم را هدایت می‌کند و آن خدا یک عالم دیگر را؛ این چه اشکال دارد؟»1 و بزرگان نتوانستد به این شبهه جواب بدهند!

  • پاسخ ندادن برخی فقها از شبهۀ ابن‌کَمّونه به‌خاطر فرار از وحدت وجود

  • آقا حسین خوانساری که از مجتهدین بزرگ و مرد فقیهی است ـ پدر آقا جمال خوانساری که مرد بزرگی است و حاشیه بر شرح لمعه دارد و غُرر و دُرر أمیرالمؤمنین علیه السّلام را شرح کرده است، و خلاصه از مردمانی است که در فنّ علم روی او حساب می‌کنند؛ تقریباً برای سیصد، چهارصد سال پیش است ـ، معنی شبهۀ ابن‌کمّونه را نتوانسته جواب بدهد و گفته است: «اگر ما بخواهیم از طریق وحدت بالصّرافه جواب بدهیم، در محذور وحدت وجود می‌افتیم و نمی‌توانیم بیرون بیاییم؛ پس اجمالاً باید بگوییم: ائمّه این‌طور فرمودند و ما هم تقلیداً قبول می‌کنیم، خدا یکی است و بگذریم!»2 یعنی چه؟ یعنی بزرگ‌ترین مسئلۀ توحیدی آمده بر پایۀ مسئلۀ تقلید!! «این‌طور فرمودند؛ ما قبول داریم»؛ یعنی چه؟! مگر مسئلۀ فروع دین است این؟ مسئلۀ اصول دین است! شناختن ذات پروردگار به وحدانیّت است!

  • پس تمام این اعتقادات آمد در تحت تقلید؛ فاتحه!

  • اینجا که حضرت می‌فرماید: «فَالأمرُ لَکَ وَحدَکَ»؛ هرچه هست در این بحث وحدت است. در تشهّد چه می‌خوانیم؟ «لا إلهَ إلّا اللَه وَحدهُ»؛ این وحدت است، و آن «لا شَریکَ له» هم تفسیرش است؛ لذا خوب نیست انسان این دو کلمه را از هم جدا کند و بگوید: «لا إلَه إلّا اللَه وَحدَهْ» و بعد بگوید: «لا شَریکَ لَهُ»، نباید انسان بین تفسیر و مفسَّر فاصله بیاندازد؛ باید یکسره بگوید: «لا إلهَ إلّا اللَه وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ» و در آخرش وقف کند که «وَحدَهُ» تفسیر شود!

    1. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به توحید علمی و عینی، ص ٢٨٣ و ٢٨٤: تشریح و بیان کیفیّت شبهۀ ابن‌کمّونه‌.
    2. توحید علمی و عینی، ص ٢٨٤، تعلیقه:
      «آیة الله حاج شیخ محمّد حسین آل کاشف‌الغطاء در کتاب الفردوس الأعلی طبع دوّم، ص ٢٠٠ و ٢٠١ گوید: ”شبهۀ ابن‌کمّونه در عصر خودش بر اساطین حکمت دشوار آمد و این دشواری چند قرن به طول انجامید، تا به جایی که ـ همان‌طور که در اوّل جزء اوّل از اسفار آمده است ـ از آن شبهه به افتخارالشّیاطین تعبیر می‌شده است. و ما از استادان خود در حکمت شنیدیم که محقّق خونساری ـ صاحب مشارق الشّموس که او را به عقل حادی‌عشر ملقّب نموده بودند ـ گفته است:
      اگر حضرت حجّت عجَّل الله فرجَه ظهور کنند، من از آن حضرت تقاضای معجزه‌ای نمی‌کنم؛ مگر پاسخ از شبهۀ ابن‌کمّونه را.
      امّا در قرن حادی‌عشر که اعاظم حکما همچون: سیّد داماد؛ و شاگردش، ملاّ صدرا؛ و دو شاگرد ملاّ صدرا، فیض و لاهیجی ـ صاحب شوارق، ملقّب به فیّاض ـ ظهور کردند، مطلب معکوس شد؛ و براهین ساطعه ـ که تا امروز و پس از این، جهان توحید را منوّر و تابناک نموده است ـ بر أصالة الوجود و اعتباری بودن جمیع ماهیّات ـ به‌طوری‌که آنها را ذهن از حدودِ وجود انتزاع می‌کند ـ، و اینکه وجودِ غیر محدود مثل وجود واجب جلّ شأنه ماهیّت ندارد؛ بلکه ماهیّت او إنّیّت اوست، اقامه شد.“»