فیض و لطف بی نهایت خداوند و کوتاهی بندگان
18یعنی خدا یک وحدتی دارد که با آن وحدتِ پروردگارْ دو، فرض نمیشود و تعقّل نمیشود. آن وحدت آمده و آمده تا تمام موجودات را گرفته و هیچ موجودی نیست الاّ اینکه آن وحدت پروردگار و آن اصالت وجود، حاکم بر اوست!
فالأمرُ لَکَ: امر هم برای توست؛ وَحدَکَ: تو هستی؛ لا شَریکَ لَکَ: در کدام یک از عوالم وجود شریکی برای تو پیدا کنیم؟! یک مگس نمیتواند به اندازۀ وجود خودش با حکومت و قدرت تو مبارزه کند، تمام افعال و اعمال و خاطرات و مسیرش همان مسیری است که تو برای او معیّن کردی؛ ﴿مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذُۢ بِنَاصِيَتِهَآ إِنَّ رَبِّي عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾!1
و الخَلقُ کُلُّهُم عِیالُکَ؛ «خدایا! تمام این خلق عیال تو هستند.» خدا چند عیال دارد؟ عیال: یعنی کسانی که عیلولت و خرجیشان به عهدۀ توست؛ مقصود از عیال، زن نیست! نوکر انسان، کلفت انسان، شاگردهای انسان، رانندۀ انسان، افرادی که در کارگاه انسان کار میکنند و از انسان روزی میخورند، همه میشوند عیال؛ پس عیال خدا چقدر است؟ عالم خلق! خلق؛ نه تنها انسان! انسان است، ماهی دریا، مرغ آسمان، خاکها، کوهها، آبشارها، درختها، نسیمها، کهکشانها، ستارهها، تا آنجا که چشم کار بکند! این تازه میشود عالم طبع؛ بروید تا عالم برزخ؛ عالم ملکوت، ملائکۀ غیب و شهادت! همۀ اینها خلقند!
خدایا همۀ اینها عیال تو هستند، و تویی که به اینها روزی میدهی؛ یک روزی کوچک هم به ما بده! آن روزی کوچک چیست؟ اینکه ما را محروم نکنی! ما امید داریم و این امید ما ظرفیّت ماست، تو رزقش را بده؛ اگر رزقش را ندهی، ما را بیظرفیّت گذاشتی! ما این همه تعریفت را میکنیم که: لا شریک له و خدا و این حرفها، برای این است که نتیجه بگیریم؛ و الاّ بیخود که نمیآییم وقت خودمان را تلف کنیم، نه! خلاصه ما بیرویّه ـ مانند زن سعدی که از بیچادری خانه نشسته ـ دست از کار و زندگی برداشتیم و آمدیم تو را میستاییم. نه اینکه کار دیگری از ما برنمیآید؛ همه کار هم برمیآید، امّا درست حساب کردیم و دیدیم که باید اینجا آمد؛ آمدیم و تقاضا میکنیم که حاجت ما را بدهی!
- سوره هود (١١) آیه ٥٦. امام شناسی، ج ٤، ص ٣٧:
«هیچ جنبدهای نیست مگر آنکه اراده و اختیار او به دست خداست، و پروردگار من بر راه مستقیم است.»
- سوره هود (١١) آیه ٥٦. امام شناسی، ج ٤، ص ٣٧:

