
نمونههای ریاضات شرعیه
ریاضت نفس و ضرورت نیاز به آن در مسیر سیرو سلوک . 1 از جمله رياضات شرعيه خواندن نماز شب مي باشد. 2 روايت امام حسن عسگري عليه السلام درباره اهميت نماز شب 3 اسلام مديون زحمات و فداكاريهاي حضرت خديجه سلام اللَه عليها است و ايشان حكم مادر را براي امت اسلامي دارند. 4 تاكيد بزرگان بر حضور در قبرستان ابوطالب و طلب استمداد از روح رفيع المنزله حضرت خديجه سلام اللَه عليها. 5 در فرهنگ اسلام فقط مجلس ترحيم داريم نه مجلس بزرگداشت 6 كيفيت و نحوه عمل انسان هنگام تشرف به قبور بزرگان و اولياء الهي. 7 زيارت ائمه و اولياء به منظور تقريب نفس و روح انسان به ساحت مقدس آنان و طلب استمداد از نفوس قدسيه ايشان مي باشد. 8 عدم تبعيت هشام ابن حكم از دستورات امام كاظم عليه السلام.
نمونههای ریاضات شرعیه
12مطالب كه جور دیگر گفته میشود، اگر شخصی مثل علامه طهرانی نیاید و آنچه را كه حاق ولایت و اسلام و تشیع و مبانی مكتب است نگوید من و شما از كجا بفهمیم؟ روی در و دیوار نوشته است؟ یا از آسمان ملك بر ما نازل میشود؟! از كجا ما بفهمیم؟ این فهمیكه شما الان نسبت به مسائل پیدا كردید شمایی كه در اینجا حضور دارید این فهم را مگر از شكم مادر آوردید؟! ها! سوال میكنم از شما؟ چه خواندید كه احساس میكنید دارای یك فهم متمایز شده اید؟ چه مطالعاتی داشتید چه مطالبی شنیدید و چه مسائلی به گوش شما خورده و از كجا خورده است و از كجا آمده؟ تا یكی مثل علامه طهرانی نیاید و آن مطالب را با نثر روان وفارسی در اختیار من و شما قرار ندهد الان كه الان است بعد از پنجاه و دوسال من تا كتاب ایشان را مطالعه نكنم، البته بعضی روزها میشود چرا دروغ بگویم، تا مطالعه نكنم نمیخوابم كتاب ایشان كنار رخت خواب من است حتی شده یك پاراگراف میخوانم یك صفحه یا دو صفحه میخوانم میروم فكر میكنم در آن، صاف نمیخوانم بگذارم كنار گاهی اوقات ممكن است نیم ساعت فكر كردم و یك دفعه خوابم برده است، این عادت من است من الان بعد از پنجاه و دو سال خود را محتاج میبینم برای مطالبی كه ایشان در این كتاب نوشته اند واللَه العظیم شهادت میدهم و قسم میخورم و شوخی و تعارف هم با كسی ندارم و جانماز هم برای كسی آب نمیكشم اخلاق ما این نبوده اهل جانماز آب كشیدن و تواضع نبودیم این مطالب را ایشان برای كه گفتند؟ خودشان به من گفتند، یك قضیهای از معاد شناسی از من سوال كردند گفتم من نمیدانم كجاست؟ گفتند آقای آقاسید محسن پس ما این كتابها را برای كه مینویسیم؟ گفتم چشم از امروز میروم و میخوانم، گفتم آقا جان این كتاب معاد شناسی را مطالعه كردم ولی فقط قصه هایش را از اول تا آخر خواندم از قصههایش بپرسی به شما میگویم و رفتم و شروع كردم به خواندن دیدم واقعا عجیب است و دریایی ایشان در اینجا و در كتاب های خودشان و نوشتجات خود آورده اند اگر ایشان این حرفها را نمیزدند این فهم و فكری كه الان در وجود من بر مسائل من حاكم شده از كجا میآمد؟ مطالبی كه اینور وآنور میشنویم كه مشخص است، این درك از كجا میآمد؟
