
نمونههای ریاضات شرعیه
ریاضت نفس و ضرورت نیاز به آن در مسیر سیرو سلوک . 1 از جمله رياضات شرعيه خواندن نماز شب مي باشد. 2 روايت امام حسن عسگري عليه السلام درباره اهميت نماز شب 3 اسلام مديون زحمات و فداكاريهاي حضرت خديجه سلام اللَه عليها است و ايشان حكم مادر را براي امت اسلامي دارند. 4 تاكيد بزرگان بر حضور در قبرستان ابوطالب و طلب استمداد از روح رفيع المنزله حضرت خديجه سلام اللَه عليها. 5 در فرهنگ اسلام فقط مجلس ترحيم داريم نه مجلس بزرگداشت 6 كيفيت و نحوه عمل انسان هنگام تشرف به قبور بزرگان و اولياء الهي. 7 زيارت ائمه و اولياء به منظور تقريب نفس و روح انسان به ساحت مقدس آنان و طلب استمداد از نفوس قدسيه ايشان مي باشد. 8 عدم تبعيت هشام ابن حكم از دستورات امام كاظم عليه السلام.
نمونههای ریاضات شرعیه
15بالاخره امروز مقداری از مطلب فاصله گرفتیم ولی بد نبود و گفتن این مطالب لازم است بالاخره باید بدانیم كه دنیا چه خبر است؟
این ریاضت، ریاضت شرعی است خدا دستور میدهد به پیغمبر، چهل روز باید بیایی در غار حراء و جدا باشی حالا بعضی از عرفای الهی كه وقتی در احوالشان میخوانیم كه اینها یك اربعین در اینجا بودند میبینیم اشكال شده كه عجب! ما كه این ریاضتها را نداریم! چطور شد پیغمبر داشت و اینها ندارند؟ چرا؟ چطور پیغمبر چهل روز فاصله گرفت سال های سال پیغمبر به غار حراء میآمد و از زن و بچه فاصله میگرفت، چی شد؟ نه! چه اشكال دارد؟ انسان طبق دستور، نه من درآوردی با این شرط، طبق دستور انسان در بعضی از اوقات باید یك اوقاتی برای خود قرار بدهد و یك فراغتی قرار بدهد و آن هم یك شرایط خاص دارد و هر كسی سر خود این كار را نمیتواند بكند، این مسألهی ریاضت در بیان عرفا و در بیان بزرگان بهمراقبت تعبیر شده است، مراقبه، این مراقبهای كه میبینید اینها گفتهاند همین است.
مراقبه همین است، یعنی انسان نفس خود را وضعیت خود را موقعیت خود را در هر لحظه و در هر ساعت و در هر موقعیت بر طبق رضای الهی قرار بدهد كه آن رضای الهی یا برای او متیقّن باشد و علمیباشد یا اینكه به ظنّ نزدیك به علم، به نحوی كه موجب حجت شرعی باشد برای او، در هنگام توقف و شك، طبق آن عمل كند این شخص دارای مراقبه است در هر قضیه ای و در هر مسأله ای، در انفاق باید دارای مراقبه باشد در صحبت كردن و در كارهایی كه انجام میدهد و مساعدت هایی كه میكند باید دارای مراقبه باشد در بعضی از جاها نباید مساعدت كند.
یك شخص آمده بود پیش من میگفت در همسایگی ما میخواهند حسینیه بسازند به من میگویند كه شما هم بیا و كمك كن شما اجازه میفرمایید از پول سهم امام بنده بدهم؟ گفتم نخیر اجازه نمیفرمایم از جیب مبارك خودتان بدهید، از امام نمیتوانید خرج كنید او هم یك قران نداد گفت روغن ریختهی چراغ را نذر امام زاده میكنند! خیلی زرنگی؟! اگر تو جلوی همسایه و محله ات خیال كردی آبرو داری و از این آبرویت میخواهی مایه بگذاری برو از جیبت بده چرا میخواهی از امام خرج كنی؟ این میشود مراقبه، داری بلند شو برو بده، نداری بگذار در جیبت هر چیزی جای مصارف خود را دارد، حقّ یك ریال خرج كردن نداری، بدهی بری الذّمه نیستی و دلیل ندارد كه انسان در هر جایی كه مأخوذ به حیا میشود بخواهد اقدام كند، اقدامیكه انسان میخواهد بكند باید بر اساس تكلیف الهی و حكم عقل باشد نه بر اساس مأخوذ به حیا بودن و نه بر اساس رودربایستی و چشم و همچشمیقرار گرفتن، اگر آن طور بشود هم از كیسه اش رفته و هم كتكش منتظر است، آن طرف كتك است، چرا دادی؟ رودروایستی قرار گرفتی از جیبت میدادی تازه از جیبت هم بدهی مسأله است! چرا نمیروی به فقیر بدهی؟ این حسینیهای كه دارد در اینجا ساخته میشود آیا درست است؟ آیا صحیح است؟ آیا باید ساخته بشود؟ هیئت امنایش چه كسانی هستند و چه حرفهایی میخواهد زده شود؟ چه كسانی دعوت میشوند؟ تبلیغاتش چطوری است؟ هزار و یك حرف در آن است، حسینیه اسم امام حسین است دیگر، مسجد است دیگر، نه! حساب دارد.
