
دیدگاه نادرست افراد نسبت به مسئله ریاضت نفس
دیدگاه نادرست افراد نسبت به مسئله ریاضات نفسانیه . 1 صرف اطلاع بر علوم مختلفه اعم از شرعی ، عقلی یا طبیعی موجب رشد و ارتقاء نفس انسانی نمی شود. 2 انسان در مواجهه با افراد و دلسپردن به آنها نباید به ظاهر آراسته به شرع آنها توجه کند ، بلکه باید تحقیق و تفحص کند ، زیرا این مسئله حکم حیاتی در رشد انسان دارد. 3 خداوند متعال برای رشد و تکامل انسان در هر سنّی یک خصوصیتی را قرار داده است که در صورت عدم اهتمام نسبت به آنها ، آن خصوصیات از دست رفته ، و به هیچ وجه قابل برگشت نمی باشد. 4 مقایسه حالات کودکان و نوجوان و بزرگسالان از جهت تعلق آنها به عالم کثرت و ماده و عالم وحدت. 5 سخن مرحوم حداد رضوان اللَه علیه در عدم ادراک استقلال وجودی خود. 6 شرایطی را که نمازگزار برای نماز باید رعایت کند. 7 تفاوت عبادت و نیایش در اسلام و مسیحیت. 8 ذکر مواردی از امور خلاف شرع و بدعت نسبت به قبرستان ها و تشییع جنازه اموات. 9 گلایۀ یکی از علمای قم نسبت به تخریب قبرستان وادی السلام نجف و پاسخ مرحوم علامه طهرانی به ایشان. 10 قبرستان ها باید به گونه ای باشد که موجب عبرت و تنبه انسانها شود نه محلی برای تفریح وتفرج افراد. 11 شرایطی که توجه به آنها در هنگام بنای مساجد و اداره آن ضروری می باشد. 12 مساجد باید از هر امری که موجب صرف ذهن انسان از توجه به توحید شود ، عاری باشند.
دیدگاه نادرست افراد نسبت به مسئله ریاضت نفس
توضیحات:
دیدگاه نادرست افراد نسبت به مسئله ریاضات نفسانیه . 1 صرف اطلاع بر علوم مختلفه اعم از شرعی ، عقلی یا طبیعی موجب رشد و ارتقاء نفس انسانی نمی شود. 2 انسان در مواجهه با افراد و دلسپردن به آنها نباید به ظاهر آراسته به شرع آنها توجه کند ، بلکه باید تحقیق و تفحص کند ، زیرا این مسئله حکم حیاتی در رشد انسان دارد. 3 خداوند متعال برای رشد و تکامل انسان در هر سنّی یک خصوصیتی را قرار داده است که در صورت عدم اهتمام نسبت به آنها ، آن خصوصیات از دست رفته ، و به هیچ وجه قابل برگشت نمی باشد. 4 مقایسه حالات کودکان و نوجوان و بزرگسالان از جهت تعلق آنها به عالم کثرت و ماده و عالم وحدت. 5 سخن مرحوم حداد رضوان اللَه علیه در عدم ادراک استقلال وجودی خود. 6 شرایطی را که نمازگزار برای نماز باید رعایت کند. 7 تفاوت عبادت و نیایش در اسلام و مسیحیت. 8 ذکر مواردی از امور خلاف شرع و بدعت نسبت به قبرستان ها و تشییع جنازه اموات. 9 گلایۀ یکی از علمای قم نسبت به تخریب قبرستان وادی السلام نجف و پاسخ مرحوم علامه طهرانی به ایشان. 10 قبرستان ها باید به گونه ای باشد که موجب عبرت و تنبه انسانها شود نه محلی برای تفریح وتفرج افراد. 11 شرایطی که توجه به آنها در هنگام بنای مساجد و اداره آن ضروری می باشد. 12 مساجد باید از هر امری که موجب صرف ذهن انسان از توجه به توحید شود ، عاری باشند.
دیدگاه نادرست افراد نسبت به مسئله ریاضت نفس
22در یك كلمه ریاضت عبارت است از مخالفت با هوای نفس، این میشود ریاضت، آنكسی كه مخالفت با هوای نفس را میكند، نفس میگوید زیادبخور كممیخورد، نفس میگوید فلان كار را انجامبده نگاهمیكند میبیند صحیحنیست، انجام ندهد. خیلی هم كار سختی نیست، نفس میگوید الآن این حرف را بزن و این تهمت را به رفیقت بزن و این دروغ را بگو تا این كه قبولت كنند، هان! میگوید نه، دروغ حرام است، خلاف شرع است، یك مسلمان یك یهودی یك نصرانی چه برسد به یك شیعه امیرالمؤمنین، واویلا! واویلا! دروغ نمیگوید، مكر ندارد، نفاق ندارد، این میشود ریاضت، فلان موقعیت را پیشنهادت میكنیم باید این كار خلاف را انجامبدهی، عقل میگوید چه؟ نكن، امام علیهالسلام میگوید نكن خدا میگوید نكن و وجدان میگوید نكن، انسان بگوید چشم، این میشود ریاضت، نه اینكه ریاضتی كه به ما گفتند، آنچه را كه مخالفت با هوای نفس و موافقت با رضای خداست این اسمش ریاضت است، ببینید چه راحت، خیلی راحت.
واقعاً اگر انسان در یك موقعیتی قرار بگیرد و به جای دروغ گفتن صدق داشته باشد، بیشتر كیف نمیكند؟ خب چقدر ما بدبختیم؟ چقدر بیچارهایم؟ كه بلند میشویم آرامش نفسمان را، وای الآن كه این دروغرا گفتم فاش میشود، اینجا را برمیداریم میبندیم آنجا را سوراخش را میبندیم، بابا از اوّل نگو! از اوّل صاف بیا صادق باش، راحت باش، دیگر نه قرص اعصاب شب میخوری، نه در خواب پشتك و ملّق میزنی و نه به این و آن بهخاطر آن دروغی كه گفتی صدهزارتا دروغ دیگر بگویی چون اینها را باید بگوییم دیگر، یك دروغ كه میگوییم مجبور میشویم كه یكی هم بعد بگوییم، از اوّل راست میگوییم از اوّل صادقانه هستیم و آنچه را كه خداوند گفته میگوییم و با سربلندی هم هرجا بخواهیم میرویم.
من كه الآن در یك موقعیتی نیستم خودم را یك جور دیگر به شما معرّفیكنم و بگویم من فلان وضعیت را دارم این حرف را به شما زدم، فردا میگویند آقا دلیلت چیست؟ خب یك دروغ هم فردا میگویم، ولی اگر از اوّل گفتم كه من اینم و وضعیتم این است و موقعیتم این است همیشه هم همین را میگویم بعد از جریان مرحوم آقا رفقا میدانند كه چه مسائلی اتّفاق افتاد، آمدند و گفتند شما كه الآن میگویید ایشان به رحمت خدا رفتند و وصی نداشتند حالا شما خودت وصی هستی؟ گفتم نخیر، گفتند نیستی؟ گفتم نخیر گفتند پس چی؟ گفتم هیچی، من كه وصی نیستم صاف میگویم نیستم و نه وصی هستم و نه خلیفه هستم و نه هیچی، الآن میگویم و گردنم هم بلند است و صاف راه میروم حالا اگر بگویم نخیر هستم! باید چی بگویم؟ دروغ بگویم كه ایشان روزی در گوش من گفتند كه فلانی تو وصی من هستی ولی بعد از من بگو، این شد یك دروغ، بله یك دستخطّی هم هست كه فعلًا گم شده و باید پیدایش كنم، این شد دو دروغ، یكی دیگر می آید سؤال میكند بله ایشان در خواب فرمودند و بله فلان و بله و بله و هزار تا دروغ باید درست كنم بخاطر اینكه آن دروغ اوّل را توجیه كنم از اوّل میگویم نیستم، پس وصی ایشان كیست؟ گفتم هیچ كس، گفتند مگر میشود؟ گفتم حالا كه شد، مگر حتماً دین خدا متوقّف بر این است كه، حتما یك وصی باشد؟ این همه اولیاء و بزرگان از دنیا رفتند و وصی نداشتند و پدر ما هم رویش، كی گفته؟ این حرفها چیه؟ این چرند و پرندها چیست كه اگر كسی از دنیا رفت یكی را بگذارد جایش؟ مگر سلطنت است؟ مگر حكومت است؟ آدم از اوّل راست میگوید و همیشه هم سرش بلند است و با صداقت هم هست ما از صداقت چه كم دیدیم كه حالا مجبوریم این همه دروغ بگوییم به مردم؟ چه ضرری از صداقت به ما رسیده است كه مجبوریم با مردم نفاق كنیم؟ چرا صاف نباشیم؟ چرا صادق نباشیم؟ من صادقباشم بیشتر رفیقم به من اعتماد میكند یا اینكه دروغ بگویم؟ بالاخره یك روز پخش میشود دیگر، اینجور نمی ماند مسائل.
