ضرورت ریاضت ومراتب آن
13مساله درست است، بله آقا حق باشماست و ما در اینجا اشتباه كردیم و انشاءاللَه دعا بفرماید كه دیگر تكرار نشود، ولی الان میگویید حالا ببینیم چه میشود، حالا ... نه شاید هم اینطور نبوده، بالاخره از آن طرف هم ما یك چیزهای دیگری داریم یك تكالیف دیگری داریم، مساله اینطور نیست كه فقط یكطرفه باشد یكطرفه این آقا به قاضی رفته یك طرفه حرف زده! این حرفها را چرا دوماه پیش نمیزدی؟ چون فاصله گرفتیم فاصله كه گرفتیم آن معیارها رفته كنار و بدون این كه بفهمیم معیارهای دیگر آمده جای او را گرفته است.
سابق مرحوم آقا یك مطلبی را میفرمودند بسیار مطلب دقیقی بود و خودشان هم اینچنین بودند ایشان میفرمودند هر وقت انسان با كلامی از كلام معصومین روبرو میشود یا مطلبی از مطالب اولیاءخدا، باید خود را مخاطب این مطلب بداند اگر كسی این كار را كرد، این رمز پیروزی را دریافته و اگر این كار را نكرد باخته است، هر مطلبی، هر چه را ...، و من این را میدیدم، میدیدم یعنی با چشم خود میدیدم وقتی كه فرض كنید مرحوم آقای حداد ایشان صحبت میكردند حالا خطابشان به دیگران بود ولی از همهی افراد مجلس كسی كه به این مطالب توجه میكرد مرحوم آقا بود پانزده نفر توی مجلس بودند و قطعا مرحوم آقا به آنها در آن حدی كه ما اطلاع داشتیم حالا شاید البته مطالب اولیاء خدا بطن اندر بطن است و عمق دارد و مرتبهمرتبه است، ممكن است یك مرتبهاش به شخصی نخورد، ولی در مراتب بالایی بخورد و لذا آن شخص بر طبق فهم خودش نباید از زیر فهم مساله شانه خالی كند و بگوید خب این كه گفتند به من نمیخورد، نه همان مطلب را در آن زوایای عمق باطنش و عمق دلش و نفسش باید آن مطلب را در خودش پیاده كند، بله ممكن است افراد دیگری باشند كه آن مطالب بالا را متوجه نمیشوند تا بخواهند پیاده كنند پس هر كسی در قبال اولیاء خدا قرار میگیرد، در قبال مطالب معصومین قرار میگیرد یك روایتی از امام رضا علیهالسلام میشنود شخصی برای او میگوید یا در كتابی میخواند احادیث ائمه علیهمالسلام را مطالعه میكند كه واقعا كلید حیات انسان همین احادیثی است كه از ائمهی ما آمده و از مصعومین آمده باید این فرد در همان محدودهی فهم خودش در همان محدوده، خود را مخاطب این حدیث بداند در همان محدوده، ما نمیگوییم بالاتر، بالاتر كه نمیفهمد ولی دیگر خودش را بالاتر ازاو نداند، آخر درد اینجاست كه ما همه عیوب را میخواهیم به دیگران نسبت بدهیم و خودمان را مبرا و منزه از این مسائل بدانیم در حالتی كه آن كسی كه مبرای از هر عیب است آن امام است، ما نیستیم ما برای رسیدن به ولایت و معرفت امام علیه السلام و ذات پروردگار تلاش خود و سعی خود را برای زدودن نقائص و رفع كاستیها باید انجام بدهیم و كدام سخن بهتر از كلام معصوم؟! اگر ما كلام معصوم را كنار بگذاریم، حرفهای كی را بشنویم؟ این حرفهایی كه میزنند؟! اگر ما حرف امام علیهالسلام را كنار بگذاریم، وجهه حیات ما در این دنیا به چه سمتی باید باشد؟ به كدام حرف؟ به كدام صحبت؟ به مطالبِی كه در میان مردم رد و بدل میشود و در مجالس ورد سخنان است؟ به مطالبی كه صبح تا شبش حتی یك غاز هم نمیارزد؟ هان! به اینها باید توجه كنیم یا به كلام معصوم علیهالسلام و مطالب اولیاء خدا و كتبی كه در این زمینه نوشته شده؟ راهنماییهای كه در این زمینه كردند، اینها را ما بیائیم و بهش عمل كنیم و این همان مطلبی

