
ضرورت ریاضت ومراتب آن
بیان مبانی مسیر سیروسلوک و علت نیاز افراد به ریاضات نفسانیه. 1 امام زمان عليه السلام به هر مقداري كه فرد صداقت ، اهتمام و صفاي ضمير داشته باشد و خود را تسليم آن حضرت بكند ، او را حركت و رشدو تعالی می دهد 2 ملاك شيعه اميرالمومنين علیه السلام بودن ، اسلام نيست بلكه عمل به انسانيت و مباني توحيد است. 3 از جمله مباني سلوك اين است كه انسان فقط حق را بيان كند و به مصلحت انديشي ها هيچگونه توجهي نداشته باشد. 4 بیان علت تاكيد بزرگان بر مطالعه روايت عنوان بصري در هر هفته 5 مراقبه و محاسبه تنها طريق براي سير و سلوك الي اللَه مي باشد. 6 مرحوم علامه طهراني مي فرمودند: هر وقت انسان با كلامي از كلام معصومين علیهم السلام و يا اولياء خدا مواجه شد بايد خود را مخاطب آن روايت قرار دهد. 7 تمام مقصود از روايت عنوان بصري ، رياضت و مراقبه است. 8 علت رياضت نفس ، تعلق انسان به عالم ماده است. 9 حقیقت معنای رياضت نفس و بیان مراتب آن 10 آية اللَه شيخ محمد جواد انصاري مي فرمودند: كسي كه از محرمات دست يازد و از واجبات روي برتابد ، ديگر توقع راه خدا را نبايد داشته باشد. 11 رسول اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم فرمودند: الغيبة اشد من الزنا 12 يكي از محورهاي اصلي سلوك اینست که افراد به خود ورفع دردها ونقائص خویش بپردازند و از دخالت در امور دیگران پرهیز کنند 13 ذكر خصوصيات ماه ذوالحجة الحرام 14 قرائت اذكار توحيديه امير المومنين در دهۀ اول ماه ذي الحجة و تفكر در معاني آن 15 بالاترين ادله بر وحدت وجود همين اذكار توحيديه دهۀ اول ماه ذي الحجة است. 16 سفارش به روزه در ماه ذي الحجه از ماه رجب هم بيشتر است. 17 سوق دادن ذهن به توحيد در اين دهه بسيار براي انسان راه گشا است. 18 تأکید اولیاء الهی بر قراءت زيارت سيد الشهداء علیه السلام در شب عرفه.
ضرورت ریاضت ومراتب آن
3یك وقتی یكی آمده بود مشهد، من خدمت مرحوم آقا بودم آمد و خیلی نسبت به ایشان ابراز ارادت و محبت و تسلیم و انقیاد و امثال ذلك، من هم در آنجا نشسته بودم، كیفیت صحبت كردن و تكلم ایشان بنحوی بود كه هر كسی در آنجا بود میگفت در روی زمین از این مطیعتر و منقادتر كسی نیست یعنی با عبارات و كلمات و جملات بنحوی ارادت خودش را بیان میكرد كه واقعا دل سنگ به حال این فرد میسوخت كه چه قِسم خود را در معرض این اطاعت درآورده است، وقتی كه رفت، مرحوم آقا به منفرمودند: خب این را چگونه یافتی؟ گفتم: همهاش مجاز بود، ایشان خندیدند و فرمودند: بله همینطور است. خب ببینید، خب چی میتواند ... من نمیخواهم ادعا بكنم بالاخره ما هم از كیفیت رفتار مرحوم آقا فهمیدیم والا ما چه میفهمیم كه حالا این در باطنش چه خبر است و نیست و اینها، گفتم همهاش مجاز بود.
یك فرد دیگری كه هنوز هم حیات دارد و فرد بسیار خوبی است اهل تهجّد و اهل مراقبه كذا و كذا ولی خب بالاخره مسالهی تسلیم یك مسالهی دیگری است مسالهی انقیاد یك مطلب دیگری است، نامهای برای مرحوم آقای حداد نوشته بود كه بعداً خود ایشان گفت كه من در نامه چه نوشتم، یعنی سالهای بعد، بعد از فوت مرحوم پدرمان، نامه را من ندیدم ولی در همان سفری كه به اتفاق مرحوم والد، ما در كربلا بعد از مكه مشرف شده بودیم كه من سنم تقریبا هفده سال بود من نشسته بودم كه مرحوم حداد آن نامه را دادند به آقا، بازش هم نكرده بودند، فرمودند: كه آقا یك نامهای از همچین شخصی آمده است و شما مطالعه بكنید و جوابش را هم بدهید، شما مطالعه بكنید و جوابش را هم بدهید همینطوری، ایشان همانجا نامه را باز كردند مطالعه كردند و فرمودندآقا مجاز است، بستند و دوباره گذاشتند سر جایش، خُب ببینید! بعد ایشان به من گفت البته من با ایشان صحبت نكردم ایشان گفت كه من یك نامهای به مرحوم آقای حداد نوشتم و من فهمیدم كه این همان است و مطالبی كه ایشان در آنجا گفت مطالب غریبی بود یعنی شما چه هستید، شما بحر هستید، شما دریا هستید، مساكین را دریابید، چه كنید، چه كنید، اینها را نوشتند، ولی اولیاء خدا نیازی به قسم و آیه ندارند. او نگاه میكند میفهمد، حالا هرچی میخواهی جلویش ملق بزن، خٌب بزن، خودت را خسته كردی، او دیگر احتیاج ندارد كه بیای برایش قسم ... بعضیها میآیند نه، همان كنار مینشینند آدم یك نگاه میكند میفهمد كه نه این دنبال قضیه است، نه حرفی میزند، نه مطلبی میگوید، نه هارت و پورتی میكند، نه داد و بیدادی میكند، نه وقت ملاقاتی میخواهد و نه اصرار و تلفن پشت تلفن، پشت تلفن، پشت تلفن و زندگی برای آدم نمیگذارد، نه! كار خودش را میكند و راه خودش را هم میرود و بدون اینكه خلاصه بیش از آنچه كه ابراز كند، از درون میبرد و از باطن آن مقدار را میگیرد، لذا اولیاء الهی همهی افراد را به این سمت دعوت میكنند میگویند به جای اینكه این همه دادوبیداد كنی و بگویی آقا فلان، آقا فلان برو خودت را درست كن، ما هوا را داریم، اگر هوا را نداشتیم، كه این فكر و خیالات در سر شما نبود، چیزهای دیگر بود.
