ضرورت ریاضات نفسانیه در مسیر سیر وسلوك الهى
15مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه این روایت را جور دیگری معنا كردند توجه كنید، ایشان میفرمودند، البته من توضیح میدهم و از توضیح من شما معنای ایشان را درك میكنید، اگر سلمان بیاید در اینجا بنشیند و یك مطلب و یكی از آن اسراری كه فهم او و ادراك او در تحت سعهی من نیست، در تحت سعهی من نیست را بگوید از آنجایی كه من اعتماد به سلمان دارم و میدانم حرف بیخود نمیزند یا در اینجا اعتمادم از بین خواهد رفت مثل این آقا كه همانجا كه یك حرفی بر خلاف شرعی كه در ذهن دارم و بر خلاف مبانی كه در ذهن و نفس خودم درست كردم، چون انسان ممكن است خیلی چیزها درست كند، این شرعی كه الان ما در ذهن درست كردیم آیا شرع واقعی است؟ آیا دین واقعی است؟ معارفی كه ما الان در ذهن داریم آیا معارف، معارفِ واقعی و حقیقی است؟ ما كه معتقدیم به اینكه امام علیهالسلام از پشت این دیوار خبر ندارد آیا این واقعی است؟ ما كه معتقدیم به اینكه امام علیهالسلام یك پشه را نمیتواند بگیرد از روی هوا، این دین واقعی است؟ ما كه معترفیم و اعتراف میكنیم و كتاب مینویسیم بر اینكه امام علیهالسلام اشتباه هم ممكن است بكند و مانند سایر افراد است آیا این دین، دین واقعی است؟ ما كه معتقدیم بر اینكه آن طهارتی كه در آیه آمده: ... إِنَّما يُرِيدُ اللَه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً الأحزاب، ٣٣ خداوند اراده و مشیت او تعلق گرفته كه شما را به طهارت مطلقه برساند و هیچ گونه نقص و شینی نسبت به آن تحقق عصمت مطلقه كه یك مرحلهای است كه در آن مرحله لایبقی فی الوجود الی اللَه در آن مرتبه یعنی از مقام اخلاص و انطباق عمل بر طبق رضای الهی بالاتر رفته، نفس فعل انسان، فعلُ اللَه شده است این را میگویند آن مقام طهارت. ... إِنَّما يُرِيدُ اللَه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً الأحزاب، ٣٣ میگویند كه این اراده، ارادهی تشریعی است یعنی خدا شما را راهنمایی میكنند، هدایت میكند، ای رسول خدا، ای پنجتن، ای ائمه، ای سایر افراد ما شما را راهنمایی میكنیم، ارادهی تشریعی ما بر این است كه شما به اینجا برسید، كار كردید میرسید به مقام قرب، كار نكردید نمیرسید به آنجا، دست خودتان است، ارتباطی به ما ندارد، قربان عمهام بروی، خُب این اراده نسبت به همهی افراد است، نسبت به شمر و یزید هم خدا یك همچنین ارادهای دارد، چرا برای ائمه بیاید بگوید؟ چرا راجع به پنجتن در اینجا آمد و این حرف را زده؟ این گوهر ناسُفتهای كه جنابعالی سُفتید آیا میدانید این قضیه به این مطلب برمیگردد و نقض به این میشود كه پس خدا راجع به سایر افراد اراده ندارد سایر افرادی كه آنها به این دنیا آمدند به صرف اینكه جزو این گروه نیستند و داخل در این سلسله قرار ندارند خدا نسبت به آنها اراده ندارد كه به مقام طهارت برسند اینها باید در همان ظلمت بمانند در همان وضعیت باید قرار پیدا كنند اینها همه خلاف است، آیا اینها این دین، دین واقعی است؟ یا شریعت شریعت ساختگی است؟

