ضرورت ریاضات نفسانیه در مسیر سیر وسلوك الهى
31فرمودند؟ ایشان فرمودند: آقای فلان وقتی كه ما رفتیم برای درس خواندن، این مطالبی را كه گفتند آن موقع بدترش را به ما میگفتند، ما را درویش خطاب كردند ما را صوفی خطاب كردند، ما را مخالف و منحرف از اهل بیت خطاب كردند، سلام افراد را از ما قطع كردند، ارتباط افرادی كه با آنها ارتباط داشتیم از ما بریدند، ولی ما یك كار كردیم آقای فلان، ما یك پنبه كردیم توی گوشمان، اصلا نگذاشتیم چیزی به گوشمان برسد تا اینكه بخواهیم حالا راجع به آن فكر كنیم، این میشود چی؟ این میشود آن حرّیت، این میشود آن ریاضت،
پس ریاضت چیست؟ ریاضت این است كه انسان مسیر را بگیرد نه به این طرف نگاه كند نه به آن طرف نگاه كند، ثنا گفتند او را، یا مذمت كردند او را ...، این میشود ریاضت، او را مورد قدردانی و ستایش و حمد و ثنا قرار دادند یا اینكه آمدند گفتند: این كی است؟ این چه است؟ این رفتارش چه است؟ این جور است و اینطور است و اینها یك افكار خاصی برای خودشان دارند و اینها یك جور خاصی برای خودشان هستند و اینها یك مكتب خاصی جدای از بقیه دارند و امثال ذلك از این خزعبلات كه بحمدلله كم هم پیدا نمیشود، باید انسان مسیر را مسیر اهل بیت قرار بدهد و از آنجا سرسوزنی تخطی به این طرف و آن طرف نداشته باشد حالا همسایهاش پشت سرش حرف میزند، آنقدر بزند تا خسته بشود، آنقدر فلان فامیل بیاید بگوید تا خسته بشود، آنقدر گفتند، پشت سر ایشان گفتند، پشت سر بزرگان گفتند، پشت سر مرحوم انصاری رضوان اللَه علیه گفتند، پشت سر مرحوم قاضی، وای وای چه كردند؟ پشت سر آخوند ملاحسینقلی همدانی، مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی، پشت سر مرحوم علامه طباطبایی ... بنده در حضور علامه طباطبایی در یك روز پنج شنبه بودم در قم كه یك نفر برای ایشان نامهای نوشته بود و در آن نامه آنچه كه خودش لایق بود به علامه گفته بود، آن هم از دنیا رفته، یعنی مرده!

