اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
39ما نرسیدیم.
البته از نظر آماده شدن برای این مطلب كه این مساله مساله اساسی نسبت به همه موارد ریاضت هست خب تذكر این قضیه این شاید خیلی بیمناسبت هم نمینمود.
امیدواریم كه خداوند توفیق و لطف خودش را شامل همه ما بفرماید و نسبت به ادراك صحیح، اول ادراك صحیح مطلب، دوم حریت و آزادگی در پذیرش این مساله است كه اول مطلب را مرحوم آقا میفرمودند قبل از این كه بخواهید به این مطالب بپردازید اول درست بفهمید نمیگویند آقا بلندشو بیا بعدا میفهمی نه اینها مال مسائل دیگر و درویشها و سایر ملل و نحل و موقعیتهای دیگری است كه بیا فعلا (بعدا) میفهمی بیا حالا بعد میفهمی بیا الان زود است نه، مرام و مكتب اولیاءخدا اول فهم است، درست فهمیدن است و بعد پرده را كنار زدن، حالا كه فهمیدی دیگر هی نیا پوششی روی سر بیانداز، هی چشمت را ببند هی عینك را عوض بكن، نه، فهمیدی حركت كن دیگر نایست فهمیدی دیگر برو.
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه میفرمودند من وقتی در قم وارد شدم با افراد متعددی برخورد میكردم با افراد زیادی همه آنها معمم بودند همه آنها علما بودند خب طبیعی است مثل سایر افراد خب بعضی از این چهرهها چهرههای غلطاندازی بودند و مرا در شك میبردند خب اگر این راه است این مسیر است این اسلام است این تبلیغ است ظاهر با باطن جور نمیآید از یك طرف فرد دیگری را میدیدیم او اصلادر وضعیت دیگری بود خب اگر این است پس این چه میكند ایشان میگفتند من مدتی در این قضیه و در این مساله من با خودم كلنجار میرفتم تا این كه یك روز به دعوت و خواست یكی از دوستان ایشان كه الان هم حیات دارد و از علما و فضلاست و در بالای شهر مسجد دارد و مرحوم آقا هم اسمشان را آوردند رفتیم به مجلس موعظه مرحوم آقای شیخ عباس تهرانی، این قضیه را خود آن شخص هم بعد از رحلت مرحوم آقا برای من تعریف كرد، مرحوم آقای شیخ عباس تهرانی در آن مجلس مطالبی را فرمودند كه وقتی من از آن مجلس بیرون آمدم زندگیام دیگر تعیین شد، دیگر شبهات رفت كنار، یعنی راه را و مسیر را بدون نظر كردن به این، و بدون توجه به مظاهری كه عرض كردم، خب خیلی ظهورات است كه غلطانداز است طرف لباسش این است غذایش این است خانهاش این است وضعیتش این است به اینها باید نگاه كنیم یا به مسائل دیگر باید نگاه كنیم؟

