اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
40ایشان میگفتند كه این مرحوم آقای شیخ عباس تهرانی رحمةاللَه علیه كه بسیار مرد بزرگی بود و از اوتاد و صلحا بود، جوری در آن یك ساعت از نظر مسائل اخلاقی و تعیین ملاكات و مبانی و آن معانی كه باید در زندگی به عنوان معانی و قضایای كاربردی به آن توجه كنند نسبت به آنها ایشان مطالبی گفتند كه وقتی من آمدم دیگر مسیرم تعیین شد كه شد، یعنی دیگر گفتم این حق است و دیگر گرفتم و پی گرفتم و دیگر نیانداختم من این را میگویم هی چادر روی خودم بیاندازم هی چشم خودم را ببندم، نه در پیش گرفتم هر كه با این خواند آن را من نزدیك دیدم، هر كه با این مسیر نخواند بهش توجه نكردم، برو پی كارت، هر كه خودش را با این مسیر وفق دارد دیدم این اهل مراوده و معاشرت و رفاقت است میارزد و هر كه دیدم كه دنبال چیزهای دیگر رفته نمیارزد و كار به جایی رسید كه من از بعضی از افراد به ظاهر موجه شنیدم در نجف كه ایشان گفته بود اگر شده است حتی بر خلاف رضای خدا كه شده است انسان میتواند به مصالحی كه

