اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
21و كوبیدن و حذف كردن و به سمت خود كشیدن، نه، بلكه بر اساس قانون تعاضد بقاء، تعاضد، كمك كردن، كمك رسانیدن، یاری كردن، بر این اساس جامعه یهودی بخواهد اساس و پایه قوانین و تدبیر امور اجتماعی خود را قرار بدهد این جامعه یهودی دنبالهرو امیرالمؤمنین است، این جامعه یهودیت باشد، امیرالمؤمنین نه به یهودی بودن كار دارد، امام زمان، خب امام زمان، امام حی ما است این جامعه یهودی، این جامعه نصرانی، این جامعهای كه خدا را هم قبول ندارد، قبول ندارد حالا بر اساس، نمیگویم بر اساس عناد، نه، نمیفهمد، نفهمیده فكرش را به كار نینداخته، عقلش نرسیده، خب احتمال دارد از این مطالب اتفاق میافتد ولی این جامعه نصرانی و مسیحی اساس روابط خود را بر اساس تنازع بقاء قرار نداده بلكه بر اساس تعاضد بقاء قرار داده است، كمك به یكدیگر كردن همسایه بیاید ببیند همسایه چه میخواهد، برود بگیرد شب سرش را نگذارد زمین بگوید به من چه مربوط است، نه، ببیند اگر نیاز دارد ببیند چی است، نسبت به رفیق نسبت به قوم و خویش، این قاعده صلهرحم اصلا واقعاً در ما متروك نشده؟ واقعا متروك نشده؟ من امروزه كه بعضی اوقات میروم دیدن بعضی از ارحام و اینها واقعا تعجب میكنم، واقعا تعجب میكنم، حتی ارحام خود بنده، تعجب میكنم از این كه آنها از من حالات بعضیها را میپرسند كه به مراتب از من به آنها نزدیكتر هستند!! شما دارید حال او را از من میپرسید؟ آن وقت ما داریم نماز میخوانیم، روزه میگیریم، خودمان را دنبال پیغمبر قرار دادیم دنبال امیرالمؤمنین قرار دادیم كه چی؟ آقا زمانه مشكل است، زمانه مشكل و گرفتاری زیاد است، پس چرا در خانهات میآیی؟ چرا از سركار برمیگردی در خانه؟ خب گرفتاری زیاد است!! چرا بهانه درمیآوریم؟ گرفتاری زیاد است فقط برای خواهرت كه سری به خواهرت بزنی گرفتاری زیاد است؟ برای این كه سری به برادرت بزنی گرفتاری زیاد است؟ برای اینكه سری به پسرعمه و عمو و داییات بزنی؟ اما برای سرزدن به اهل بیت مكرمه هیچ گرفتاری وجود ندارد؟ البته یك ساعت هم زودتر مغازهای باشد تعطیل میكنی، دفتری باشد تعطیل میكنی، هزارتا قانون میگذاری كه بله امور بر طبق مراد بگذرد، چرا اینجا نمیگویی گرفتاری؟ گرفتاری زیاد است سری به مادرت نمیزنی؟ سری به پدر پیرت نمیزنی؟ آن جا گرفتاری هست؟ اما اگر بچهات یك طوری بشود چه طور آن جا نمیگویی گرفتاری داری؟ سر از پا نمیشناسی كارت را هم تعطیل میكنی اینها چی است؟ اینها همهاش به خاطر این است كه ما همه چیز را كنار گذاشتیم اصول را كنار گذاشتیم، داریم بهانه میآوریم، نه آقا، نه گرفتاری است نه هیچی، نمیخواهیم، خیلی رُك و پوست كنده، گرفتاری است به جای این كه برویم خانه برویم آنجا، گرفتاری است دیگر، فقط راه خانه را برای ما باز كردند تمام چراغها و چهارراهها بسته است فقط آن راهی كه به سمت خانه است آن همه چراغ هایش سبز است و دیگر نه ترافیك است و فرض كنید صاف یك دالان باز كردهاند كه بروی خدمت اهلبیت در همان منزل و بعد هم در بزنی و وارد بشوی و آن هم سفره غذا انداخته باشد همین!! ولی خانه مادرت بخواهی بروی گرفتاری داری، خانه پدرت گرفتاری داری، بخواهی سر به خواهر و قوم و خویش و صلهرحم بزنی همه گرفتاری داریم، نه آقا، بگو نمیخواهیم، چرا گردن ترافیك میاندازیم؟ چرا گردن اجتماع

