
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
توضیحات:
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
12آقا یك كسی میخواهد كاری انجام بدهد خب برود خیلی حرّ و آزاد برود انجام بدهد حالا یا غلط یا درست، اما این كه بیاییم از خدا بكشیم وسط، از پیغمبر بیاوریم این جا چرا؟ چرا ما باید بگوییم كه فرض كنیمنظر بزرگان در این است؟ چرا باید بگوییم نظر خدا در این است؟ نخیر نه نظر خدا و نه نظر بزرگان هیچ كس بر این قضیه نیست نظر خود تو بر این است و حالا داری به پای این و آن مینویسی. این صحیح نیست این غلط است. ما داریم به خیلی از مطالب ایراد میگیریم و اعتراض میكنیم كه چرا در خیلی از مسائلی كه انجام میشود پای شرع و دین وسط كشیده میشود خودمان هم در این جا گیریم همه در این جا یكی هستند، هیچ تفاوتی از این نقطهنظر ندارد.
صاف خدا میآید میگوید النكاح سنتی، خیلی خب اگر النكاح سنتی است، چرا نرفتی او را بگیری؟ چرا میخواهی این را بگیری؟ فقط سنتی مال این مورد خاص است؟ خب اگر سنت است چرا آن كسی كه مشكل دارد او را نمیگیری؟ النكاح سنتی آن كسی كه یك گیری دارد چرا نمیروی؟ آن كسی كه نیازمندتر است چرا نمیروی او را حمایت نمیكنی و او را در تحت تكفل و سرپرستی خودت قرار بدهی؟ فقط این روایت النكاح سنتی به آن نمره بیستها برمیگردد؟! خود پیغمبر كه فرمودند النكاح سنتی خودش بنده خدا اول كسی بود كه آمد عمل كرد به این حرف، عمل كرد پیرزن بلند میشد یا رسولاللَه من كسی را ندارم شوهر ندارم حضرت میفرمود مگر من بنگاه شوهریابی برای شما دارم؟ میگفت خب بیا خودت من را بگیر!! حضرت هم مرحوم آقا میگفتند آنقدر حضرت باحیا بود وقتی كه میگفتند سرشان را میانداختند پایین چه بگویند؟ ما همهجور خواستگاری دیده بودیم اینجوری ندیده بودیم كه در خیابان بیاید یقه بگیرند و بگویند بیا ...
