
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
توضیحات:
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
7البته ظهورات این مساله متفاوت است یك وقتی فرض كنید لذت میآید در مسائل خوردن، بهترین غذا و لذیذترین غذا برای او فرض كنید فلان غذا است، ممكن است این غذا برای فرد دیگری لذیذتر نباشد، بلكه غذای دیگری باشد، در حالی كه غذا متفاوت است ولی هردو از یك جا نشأت میگیرد و آن التذاذ نفسانی است، آن التذاذ نفسانی نسبت به این در استفاده از این نوع غذا بروز میكند آن التذاذ نفسانی نسبت به فرد دیگر در استفاده و تمتع از آن غذا بروز میكند. من چون از این رنگ خوشم میآید و این رنگ برای من جالب است منزل خود را بر این اساس نقاشی و مُتلوِّن میكنم این برای من التذاذ نفسانی دارد فرد دیگری فرض كنید كه از رنگ آبی یا فرض كنید رنگ قرمز یا مثلا سبز یا فرض كنید رنگهای دیگر چه روشن و چه تیره (واقعاً بعضیها خیلی سلیقههای عجق و وجق دارند و آدم یك چیزهایی میبیند كه میگوید آخر آدم هم میتواند یك چنین سلیقهای داشته باشد؟) حالا آن از آن خوشش میآید خب انسان كه دارد میرود با این برخورد میكند مساله یكی است، تفاوت نمیكند و نباید بخندد كه چرا فلانی این طور است؟ نه، آن سلیقهاش یك چنین اقتضایی میكند، هردو یكی است من این را میخواهم موافق با طبعم او آن را میخواهد موافق با طبعش گرچه ظهور خارجی متفاوت است این خیلی نكته، نكته اساسی است ما به ظهورات خارجی كه انجام میشود نمیتوانیم توجه كنیم و بروزات خارجی و ظهورات خارجی را معیار برای توجه به دنیا و دوری از دنیا قرار بدهیم.
یكی ممكن است فرض بكنید خوردن نان و پنیر برای او جزء التذاذ نفسانی به حساب میآید یكی فرض كنید ممكن است برای این ...
مرحوم آقا میگفتند زمانی كه ما قم بودیم یك شخصی بود در این قبرستانها دعا میخواند، قرآن میخواند و جنازهای كه میآوردند .... این به اردهشیره خیلی علاقه داشت غذای ظهرش اردهشیره بود، شب اردهشیره، ... موقع انتخابات كه شد گفتند تو به كی رأی میدهی؟ گفت من به اردهشیره رأی میدهم، البته آن موقع ریاست جمهوری نبود انتخابات شهر بود، شهرداری بود، مجلس بود، هرچی بود در همان زمان سابق و او این قدر زبانزد شده بود كه اسمش شده بود آقای اردهشیره، تا میگفتند آقای اردهشیره را صدا كنید بیاید جنازه را بگیرد و قرآن بخواند ... اسمش شده بود اردهشیره ایشان میگفتند باور كنید هر غذایی برای این میآوردند این نمیخورد یعنی اصلا طبعِ او نسبت به غذاهای متنوع و متلوّن اصلا نسبت به آن راغب نبود و اصلا تمام فكر و ذكرش شده بود اردهشیره، میگفت: خدا ما را با اردهشیره محشور كند! ما روز قیامت از خدا نه حورالعین میخواهیم نه غلمان و امثال ذلك در روز قیامت به ما اردهشیره بدهند این برای ما كافی است.
