
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
6علیكلحال آن شخص میگفت كه اگر قرار باشد بر اینكه روحانی وجود داشته باشد؛ این فرد است. مردم صداقت را میفهمند، مردم حقیقت را میفهمند، مردم پنهانكاری را میفهمند، بشر نفاق را میفهمد، بشر رُك بودن و راست بودن را تشخیص میدهد، در همان صحبت ایشان در مسأله علم و عمل، كه رفقا همه شنیدند و مسأله هم پخش شد.
ایشان میفرمودند: من وقتی كه در نجف بودم در مجلسی نشسته بودم دیدم دو یا سه نفر دارند با هم صحبت میكنند، مجلس بحث یكی از آقایان معروف بود قبل از اینكه استاد بیاید من كنار نشسته بودم دیدم دو یا سه نفر كه از افراد آن بیت هستند قبل از بحث آمدهاند و با هم صحبت میكنند و یكی دارد نسبت به دیگری پرخاش و اعتراض میكند كه: چرا شما فلانی را كه آمده است و در اینجا وارد شده در این منزل جا میدهید؟ باید دو روز در اینجا جا داد و بعد منتقل كرد به جای دیگر، چون اینها میمانند و از مسائلی اطلاع پیدا میكنند كه صلاح نیست اطلاع پیدا كنند!! ببینید كار به كجا دارد میرود؟ كه صلاح نیست اطلاع پیدا كنند!!
یعنی آنچه را كه ما داریم با آنچه را كه ارائه میدهیم دوتاست، آنچه را كه نشان میدهیم با آنچه كه در میان خود ما جریان دارد در اختلاف صدوهشتاد درجه قرار دارد، اینها حرفهای بنده نیست، نوارش هست، رفقا لابد گوش دادهاند.
فردی كه این كلام را میگوید: كه نباید آنچه را كه واقع هست ارائه داد، بلكه باید در مقابل مردم به زیور و آلات بیاراست و در مواجهه با مردم او را نیكو و پسندیده جلوه داد.
این فرد متریالیست است هیچ برو برگرد ندارد حالا عمامه بگذارد سرش به این اندازه یا به آن اندازه، هیچ تفاوتی در اینجا ندارد، عمامهاش را بردارد یا بگذارد، خودش را میخواهد شیعه معرفی كند یا سنی یا یهود و نصاری دیگر در اینجا تفاوتی ندارد، چرا؟ چون همان مبنا و همان اعتقاد و همان روش و همان سیره و همان سنت و همان منهاج وممشی، و همان راهی را كه یك متریالیست برای زندگانی در دنیا و گذران عمر و رسیدن به لذت بالاتر و از هرچه موجب دلخوشی و التذاذ نفسانی است استفاده میكند در این شخص نیز هست.
