
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
7متریالیست اینطور فكر میكند، از این به بعد دیگر چیزی وجود ندارد هركاری میخواهی بكنی بكن، او كه قائل به روح نیست؛ وقتی كه این سلولها از حركت ایستادند وقتی كه مغز دیگر به حالت سكون رسید و فعالیت خودش را از دست داد وقتی كه قلب دیگر از حركت ایستاد این مادهای كه دارد حركت میكند وقتی كه ساكن و راكد شد دیگر مسأله تمام است و عدم در آنجا حاكم است.
اصالت ماده به یك همچنین مطلبی معتقد است، یك همچنین فردی كه این را معتقد است چه فرق میكند با آن شیعهای كه مرامش این است؟ اینكه هردو یكی را میگویند، چه فرقی كرد؟ این نماز میخواند او ورزش میكند اینكه یكی شد، تو نمازی را میخوانی كه برخلاف است در همین صحن امام علی علیهالسّلام نماز میخوانی و بر خلاف دستور او عمل میكنی خب داری ورزش میكنی، برو و برگرد هم نداریم، یك سانت هم نمازت بالا نمیرود، از همین سرت تجاوز نمیكند، داری ورزش میكنی روزه میگیری آقا ما داریم روزه میگیریم شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ البقرة، ١٨٥ رژیم گرفتهای! آن ماه رمضانی كه بر تو بگذرد و در آنجا گرسنگی را تحمل بكنی و صبح تا شب را به غیبت و تهمت و باندبازی، و آبروی این و آن را بردن، و نشر اكاذیب و دروغ تحویل مردم دادن و موقعیت افراد را تخریب كردن و برای بالاتر رفتن و به دست آوردن موقعیت بهتر از هر ننگ و عاری فروگذار نكردن باشد، این روزه روزهای است كه خدا گفته؟ نه، این روزهای است كه متریالیستها میگویند! آقا یك مقداری گرسنگی بكشیم این جهاز بدن یك مقداری استراحت بكند بعد هم آنقدر صبح میخوری كه تا شب میل به چیز پیدا نمیكنی میل به غذا دیگر پیدا نمیكنی این همان است، گرسنگی را هم بكشی همین است اینجاست كه امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَیسَ لَهُ مِنْ صِیامِهِ إِلَّا الظَّمَأُ وَ كَمْ مِنْ قَائِمٍ لَیسَ لَهُ مِنْ قِیامِهِ إِلَّا الْعَنَاءُ حَبَّذَا نَوْمُ الْأَكیاسِ وَ إِفْطَارُهُمْ1 خب البته یك مرتبه مرتبه بالاتر و دقیقتر است چهبسا روزهگیرندگانی كه اینها روزه میگیرند و نصیب آنها از روزه فقط تشنگی و گرسنگی است آن كسی كه روزه میگیرد و روزه خود را به غیبت میگذراند روزه نیست، روزهات را بخور دیگر، مثل زمان هارون بود كه یك نفر آمد پیش موسیبنجعفر علیهالسّلام گفت رفتم منزل یكی از همین اصحاب و ارباب دیوان و دیدم كه دارد روزه میخورد گفتم چرا روزه میخوری؟ گفت كاری كه ما كردیم دیگر از ما گذشته است دیگر روزه بخوریم یا نخوریم، نماز بخوانیم یا نخوانیم، گفت در یك شب مفصل است جریانش هارون مرا خواست و گفت: كه چقدر حاضری خودت را به ما بسپاری؟ گفتم حاضرم همه اموالم را بدهم، بعد آمد گفت چقدر حاضری ...؟ گفتم حاضرم حتی زن و عیالم را بدهم عجب آدم دستودلبازی بود! آن هم برای هارون! آدم به اینجا هم میرسد! بعد دوباره مرا خواست گفت چقدر حاضری خودت را به ما بسپاری؟ گفت دینم را حاضرم بدهم، گفت آهان من این را میخواستم آن زن و بچهات مال خودت آنقدر خودمان در حرمسرا داریم كه نگاه به زن و بچه تو نمیكنیم، گفت: من این دین را ازت میخواستم. گفت: حالا چكار كنم؟ بالاخره رفت در یك زندانی و شصت نفر از بنیهاشم را گردن زد و بدن آنها را انداخت گفت حالا كه من یك همچنین كاری كردم آن وقت در اینجا نماز بخوانم و روزه بگیرم خودم را راحت میكنم میخورم تا وقتی عزرائیل بیاید سراغم.
- بحار الأنوار، ج ٦٧، صفحه ٢٨٣ و نهج البلاغه، صفحه ٤٩٥ چه بسا روزهدار كه از روزه خود جز گرسنگى و تشنگى بهره نبرد، و چه بسا بر پا ايستاده [شب زنده دارى] كه از ايستادن و قيام جز بيدارى و رنج به چيزى نرسد، خوشا خواب زيركان و خوشا روزه گشادن آنان.
