
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
8البته موسیبنجعفر علیهالسّلام فرمودند: كه خود همین یأس او از رحمت خدا از گناهش بالاتر است.
میگویند ما تا همین جا هستیم همه استفادهها و لذات و اینها را انجام میدهیم و بعد هم مسأله تمام میشود ببینید حضرت میفرماید آن كسی كه دارد روزه میگیرد و روزه خود را دارد به امر خلاف دستور الهی میگذراند چرا روزه میگیرد؟ و آن كسی كه شب را تا به صبح قیام میكند به نماز برمیخیزد، اثر این قیام و بیداری شب چیست؟ چه نتیجهای میگیرد؟ فقط بیداری و مشقتی است كه نصیب او شده است، خوارج هم بلند میشدند نماز میخواندند صدای قرآن خوارج از فاصلهها به گوش میرسید، ولی این خارجی كه دارد الآن با این وضعیت نماز میخواند خود را در حصاری قرار داده، خودش را در چهارچوبی قرار داده كه در آن محدوده و چهارچوب خود را از تمام ارزشها محروم كرده است، از حریتها و آزادیها خودش را محروم كرده است، از تمام رشدها و ترقیها خودش را محروم و محبوس كرده، و در یك محیطی و در یك فضایی كه آن فضا فضای انانیت و نفسانیت و برتری طلبی و زمین نخوردن حرف من، و از بین نرفتن حرف من و اگر این كار را بكنم پس حرف من دوتا خواهد شد، بخاطر همین تا آخر عمر روی حرفم میایستم، در این فضا خود را محصور كرده است.
و دیگر نمی تواند روزنهای در این فضا ایجاد بشود، تا از جریانات و فضای بیرون و آن اكسیژن بیرون در این صندوق و در این محبس بخواهد نفوذ كند، و نیمهجانی برای او بوجود بیاورد، چنان خود را در یك فضایی محصور كرده است كه دیگر روزنه ها را از نور و هوا و لطافت بر خود بسته، آن وقت در این فضا شروع میكند روزه گرفتن و نماز خواندن، این فرد شب تا به صبح بیداری میكشد و قرآن میخواند و قرآن را هم با صوت بلند میخواند و هرچه بخواهند او را از این فضا بیرون بیاورند، به او فكر بدهند به او اختیار و ارادهانتخاب بدهند، به او حریت بدهند، به او عقل و فهم و معرفت بدهند خودش را هی بیشتر محصور میكند خودش را هی بیشتر حبس میكند.
