
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
9یكی از دوستان میگفت: من چندی پیش داشتم با یك نفر صحبت میكردم او در یك طرف قرار داشت و من در طرف دیگر، و از نظر اعتقادات با هم جور درنمیآمدیم، وقتی من تمام راهها را بر او بستم و از هر راهی كه وارد شد جلوی او را گرفتم، یك مرتبه دیدم به هم ریخت سرش را پایین انداخت و با یك حالتی گفت: من این اعتقاد را دارم و از آن دست برنمیدارم! ببینید این میشود چی؟ این میشود همان خوارج، حالِ همان است، بابا وقتی با دلیل بر تو راه را بست برو فكر كن، چرا به هم میریزی؟ چرا نمیتوانی قلب خودت را باز كنی تا اینكه آن نور بیاید و آن مسائل بیاید و در تو تغییر و تحولی ایجاد بكند؟ چرا اینكار را میكنی؟ چرا دوباره در خودت فرو میروی؟ چرا دوباره خودت را و آن موقعیت خودت را در نظر میگیری و یك پردهای و پوششی میاندازی؟ و غلاف دور خودت را هی كلفتتر میكنی تا جلوی نفوذ را بگیری، خب این چه بدبختی است كه داری به سر خودت میآوری؟ التفات میكنید مسأله چیست؟
ما هیچ وقت نمیخواهیم در مواجهه با حق ببینیم طرف چه میگوید، چه حرفی میزند، رویش فكر كنیم، میآییم از اول خود را میبندیم.
من در اینجا اعتراف كنم كه در تمام مدت عمرم حتی نسبت به بزرگان هم یك همچنین حالی را نداشتم، یعنی وقتی یك نفر میآمد از بزرگان و افرادی كه واقعاً برای ما نسبت به اینها مطلب تمام بود و چیز دیگری نبود كه بخواهیم رویش فكر كنیم، در عین حال اگر مسألهای مطرح میشد خوب گوش میدادم، الآن هم گوش میدهم و رویش فكر میكنم، هیچ وقت نیامدم؛ تا شخصی بیاید و یك مسألهای را راجع به یك بزرگی مطرح بكند بگوییم آقا ساكت شو حرف زیادی نزن، نمیخواهد حرف بزنی، آنچه كه تو میگویی من میدانم.
