
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد . 1 مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله جهت استيفاء حقوق 2 آنچه كه تعيين كننده واقعیت حركات، كلمات و افعال انسان است جنبه دروني او می باشد نه برون 3 در ديدگاه اهل توحيد و اديان الهي همه قضاوت ها و مسائل بر محور عقل و منطق و بر اساس جنبه روحاني و الهي صورت می گیرد 4 بیان دیدگاه مکتب اسلام نسبت به مسئله حدود و مرز در کشورها 5 کیفیت دیدگاه وعملکرد امیرالمومنین علیه السلام نسبت به همه افراد
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
توضیحات:
مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد . 1 مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله جهت استيفاء حقوق 2 آنچه كه تعيين كننده واقعیت حركات، كلمات و افعال انسان است جنبه دروني او می باشد نه برون 3 در ديدگاه اهل توحيد و اديان الهي همه قضاوت ها و مسائل بر محور عقل و منطق و بر اساس جنبه روحاني و الهي صورت می گیرد 4 بیان دیدگاه مکتب اسلام نسبت به مسئله حدود و مرز در کشورها 5 کیفیت دیدگاه وعملکرد امیرالمومنین علیه السلام نسبت به همه افراد
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
15احكام سنگسار بر خلاف انسانیت است؟ چطور آن وقتی كه آن شخص میرود در منزلی و به ناموس دیگری تعدّی میكند آن موقع به او نمیگویید كه این كار تو كار غیرانسانی است و كار حیوان است و كار یك فرد متجاوز است و از كرامت انسانی به دور است و تو خود را از كرامت انسانی بیرون آوردی، آن حرف را نمیزنی، اگر این قضیه برای فرض كنید همین ارتباطات خلاف شرع غیر تعدی به حقوق دیگران باشد خب سنگسار نیست الزانیة و الزانی فاجلدوا كل واحد منهما مائة جلدة1 بعد تازه در اینجا داردو لیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین وقتی كه دارند این را شلاق میزنند مردم را صدا كنید بیایند و ببینید كه قضیه این است اگر دست از پا خطا بكنید در جامعه به این قضیه مبتلا میشوید، به حد مبتلا میشوید، باید طبق قوانین فطری حركت كنی، تعدی بكنی سزایت ایناست، تازه این در چه صورتی است؟ در صورتی است كه چهار نفر بیایند شهادت بدهند و چه كنند و ... كی یك همچنین قضیهای اتفاق میافتد كه چهارنفر بیایند شهادت بدهند آنهم با آن وضعیت و با این كیفیت خاص، اما همین اسلام با این همه رأفتی كه دارد با این همه عطوفتی كه دارد با این همه مسائلی كه دارد كه واقعا انسان مبهوت میشود از این میزان رأفت اسلامی، كمترین و كمترین رأفت، كمترین كه چه عرض كنم حالا خب خیلی مسائل بوده برای امام علیهالسّلام، خب این كمترین است سیدالشهداء علیهالسّلام از مكه حركت میكنند در بین راه به سمت كربلا لشگر حر میآید در آنجا جلوی حضرت را بگیرد، لشگری كه مدتی راه آمده آبش تمام شده خود آنها همه تشنه اسبها همه تشنه همه از حال رفته، همه بیرمق، مشخص میشود كه اینها از طرف ابنزیاد آمدند جلوی سیدالشهداء علیهالسّلام را بگیرند كه یا اینكه حضرت را ملزم كنند به بیعت یا اینكه منتظر بشوند ببیند دستور چه میرسد، خب در یك همچنین وضعیتی اگر ما بودیم چه میكردیم؟ فرصت را از دست نمیدادیم و میگوییم یك حمله بكنیم و هزارنفر هم كه همراهمان هستند آنها هم هزارنفر، مساوی، تمام آنها با اسبهایشان همه با اولین ضربه از كار میافتند، مساله تمام میشود و راه خودمان را میرویم، ولی حضرت چه فرمودند؟ به تمام افراد قبل از اینكه به این منزل برسند فرمودند مشكها را پر از آب كنید میگویند كه یابنرسولاللَه برای چی مشك را آب كنیم؟ میفرمایند بعدا میگویم، به وقتش خواهید فهمید، مشكها را همه را پر از آب میكنند، اضافه بر آن مقدار نیازشان هم آب برمیدارند، وقتی لشگر حر میآیند، میگویند حالا آن مشكها را به آنها بدهید این اسلام است.
- ١- سوره نور (٢٤) قسمتهايى از آيه ٢
