
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد . 1 مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله جهت استيفاء حقوق 2 آنچه كه تعيين كننده واقعیت حركات، كلمات و افعال انسان است جنبه دروني او می باشد نه برون 3 در ديدگاه اهل توحيد و اديان الهي همه قضاوت ها و مسائل بر محور عقل و منطق و بر اساس جنبه روحاني و الهي صورت می گیرد 4 بیان دیدگاه مکتب اسلام نسبت به مسئله حدود و مرز در کشورها 5 کیفیت دیدگاه وعملکرد امیرالمومنین علیه السلام نسبت به همه افراد
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
توضیحات:
مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد . 1 مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله جهت استيفاء حقوق 2 آنچه كه تعيين كننده واقعیت حركات، كلمات و افعال انسان است جنبه دروني او می باشد نه برون 3 در ديدگاه اهل توحيد و اديان الهي همه قضاوت ها و مسائل بر محور عقل و منطق و بر اساس جنبه روحاني و الهي صورت می گیرد 4 بیان دیدگاه مکتب اسلام نسبت به مسئله حدود و مرز در کشورها 5 کیفیت دیدگاه وعملکرد امیرالمومنین علیه السلام نسبت به همه افراد
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
18حالا یك دزدی میآید و با این وسایلی كه در اختیار دارد وارد این حریم میشود درب را باز میكند، قفل را باز میكند، در را میشكند، از دیوار میرود بالا، میرود داخل حریم میشود و بعد مالی را برمیدارد، این فرد اگر در منزل مورد تهاجم صاحب منزل قرار گرفت و به قتل رسید خونش هدر است، پای خودش است، چشمش درآید میخواست نرود، او حریم را نقض كرده و حكومت باید به شدت با این برخورد بكند، دست بریدن كه سهل است خیلی بدتر از اینها میبایست به سرش بیاید، حالا خدا گفته دستش را ببر و بقیه همببینند، ببینند كه اینجا قانون است، اینجا خودی و غیرخودی ندارد، همه ببینند این قانون را و رعایت قانون را ببینند و بعد هم نرود دوباره دستش را در بیمارستان پیوند بزند و بخیه بكند، نخیر، خلاف است این كه میگویند دوباره میتواند دست خودش را بخیه كند، نخیر، جایز نیست، دست بریدن بریدن است و قطع كردن و جدا كردن است، حالا بعضیها میگویند در همان بیمارستان از این طرف قطع میكنند و از آن طرف پیوند میكنند، آن وقت خیلی خندهدار میشود این احكام احكام خندهداری است. البته داریم اگر خود به خود خودش جوش خورد دوباره نیازی به قطع كردن نیست، خودبهخود غیر از این است كه دیگران بیایند این كار را برایش انجام بدهند.
حال اگر قرار است این حكم انجام بشود و دزد بفهمد كه اگر بخواهد با سلاح وارد مغازه جواهرفروشی بشود دستش قطع خواهد شد چندتا از این سرقتها در این مملكت انجام میگیرد؟ آن وقت دیگر نیازی به این همه داربستها هست؟ نیازی به این همه آهنكشیها هست؟ نیازی به این همه دزدگیر گذاشتنها و فلانها هست؟ هست یا نه؟
چند سال پیش بود من رفته بودم به دیدن یكی از دوستان در یكی از همین كشورها رفته بودم دبی دیدن دوستمان دكتر سجادی سه چهار روز منزل ایشان بودیم وقتی كه آمدیم من دیدم كه در كنار منزل در همان قسمت بیرونی خیلی وسائل است، كامپیوتری آوردهاند و گذاشتهاند آنجا هنوز داخل نیاورده بودند، وسایل ماشین و غیرماشین آنطوری كه من نگاه كردم در همان قسمت حیاط بیرونی سایر جاهای دیگر هم منازل همینطور و به همین كیفیت بود تقریبا مبالغی حدود ده یا بیست میلیون تومان وسایل اینجا بود، من دیدم درب منزل باز است گفتم در بیرون را نبستید! گفت لازم نیست ببندیم گفتم بابا این همه وسایل ... گفت تو خیال كردی اینجا ایران است! كه در ماشین را باز كنند ضبط را بردارند و بدزدند! میگفت نه بابا اینجا صاف دست را قطع میكنند و برو و برگرد هم نداره، ده یا بیست میلیون تومان جنس وسط حیاط منزل و صبح تا شب در باز بود و او هم در خانه دارد با آرامش میخوابد این امنیت را خداوند حق برای ما قرار داده است.
