مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
15در زمان مرحوم آقا خیلی اتفاق میافتاد مثلا فردی آمده بود كار خلافی انجام داده بود بر خلاف قراری كه گذاشته بود، با شخص دیگری عهدی كرده بود و پیمانی بسته بود بعد به هر صورت حالا یا تقصیر داشت یا تقصیر نداشت خلافش انجام شده بود، میآمدند پیش ایشان و ایشان میفرمودند این حق در اینجا با ایشان است و شما در اینجا تخلف كردهای و كارهایی كه باید انجام بدهید چند مساله است: حالا من به طور مجمل میگویم اول تمام ضررهای مادی كه بواسطه این تخلف شما متوجه این شخص شده است را باید بپردازید دوم باید بروید اعلان كنید آن آبرویی كه از ایشان از دست رفته در میان بازار فرض كنید شخص كاسب بود اعاده كنید. این قضیه اتفاق افتاده بود بنده خودم در یكی از این قضایا شاهد بودم كه در یكی از شهرستانها كه از دوستان بودند قضیهای اتفاق افتاده بود و هردو با هم آمده بودند در تهران و در منزل و مرحوم آقا هم نسبت به آنها حكم میكردند كه چه باید بكنید باید شما بروید در بازار اعلان كنید كه كار ایشان درست بوده و من خلاف كردهام میگفتند عینا باید این حرفها را بزنید این كلمات را بروید و بگوید كه ما تخلف

