
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد . 1 مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله جهت استيفاء حقوق 2 آنچه كه تعيين كننده واقعیت حركات، كلمات و افعال انسان است جنبه دروني او می باشد نه برون 3 در ديدگاه اهل توحيد و اديان الهي همه قضاوت ها و مسائل بر محور عقل و منطق و بر اساس جنبه روحاني و الهي صورت می گیرد 4 بیان دیدگاه مکتب اسلام نسبت به مسئله حدود و مرز در کشورها 5 کیفیت دیدگاه وعملکرد امیرالمومنین علیه السلام نسبت به همه افراد
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
2اعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و صلى اللَه على نبينا ابوالقاسم محمد
صلّى اللَه عليه و آله و سلّم و على آلهالطيبين الطاهرين
و لعنه على اعدائهم اجمعين الى يومالدين
در جلسه گذشته خدمت رفقا عرض شد كه مبنای تشریع ادیان الهی به خصوص دین متكامل اسلام در تعاضد و مساعدت و همیاری و تعاون در حیات است نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله و مخالفت در استیفاء حقوق، و این بر اساس مكتب مادهگرایی میتواند توجیه پیدا كند كه مساله تنازع در بقاء بواسطه آن جنبه مادهگرایی كه بر انسان حكومت میكند و غفلت از جهت معنوی است زیرا اگر انسان به جهت معنوی توجه كند آن حیثیت معنوی و روحانی و الهی مساله برای او اصل قرار میگیرد و جنبه مادی فرع واقع میشود و این گذر حیات و اعتباریت دنیا جایگاه خودش را به او نشان خواهد داد و بواسطه فهم و ادراك صحیح از این مساله وضعیت رفتار او تغییر پیدا خواهد كرد و در كردار او و اعمال او و گفتار او تفاوت پیدا خواهد شد، چطور اینكه این قضیه برای خود انسان در طول زندگی بسیار اتفاق میافتد، وقتی كه انسان با یك نفر در عالم رفاقت و محبّت سیر میكند كیفیت گفتار و رفتارش حتی در صورت بروز لغزش از او، میبینیم به نحوی است و اگر خدا نكند این محبت روزی تبدیل به خصومت بشود همان كردار ممكن است انجام بشود و همان لغزش از آن شخص سربزند ولی ما میبینیم كه دیگر آن كلمات عطوفانه و رئوفانه و باملایمت و با رئونت دیگر از این شخص سر نمیزند انسان میرود جستجو میكند بررسی میكند كه مطلب از چه قرار است؟ چه اتفاقی افتاده؟ میفهمد هیچ اتفاقی نیفتاده فقط ایندو به هم زدند، اصلا نه او از آن روشی كه داشته دست برداشته و نه این وضعیت دیگری پیدا كرده، فقط آن محبت جای خودش را به خصومت داده.
