مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
2پس هرچه اتفاق میافتد در این درون اتفاق میافتد نه در برون، نقش برون در رفتار انسان نقش كمرنگی است آنچه كه تعیین كننده حركات انسان و كلمات انسان و افعال انسان و اقوال انسان است آن جنبه درونی اوست كه نسبت به یك مساله چه حالتی دارد و چه توجهی دارد.
دوتا بچه را فرض بكنید كه با هم بازی میكنند هردو بچهاند و بچه تقصیر ندارد اگر انسان تقصیر را بخواهد برای فردی قرار بدهد خب آن فردی است كه در رفتار خودش، كارها را از روی اختیار و فكر و تأمل انجام میدهد ولی دوتا بچه پنج یا شش ساله وقتی دارند در یك جا حركت میكنند بر حسب اتفاق كاری انجام میشود لیوانی را میشكنند، شیشهای را میشكنند، چیزی را فرض كنید از بین میبرند در عالم بچگی، اگر این را بچه خود انسان انجام بدهد انسان در دلش نسبت به او حالت خاصی دارد ولی اگر این را بچه همسایه انجام بدهد یا فردی كه با او انسان چندان میانه خوبی ندارد .... این بچه چه گناهی كرده؟ این كه در اینجا با این ارتباطات كاری ندارد شروع میكند ای فلانفلان شده این هم از شومی این خانواده است و این همه بدبختی به سر ما میآید، این از خودشان این هم از بچهشان، برای ما زندگی نگذاشتهاند، ... خب بابا این

