
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد . 1 مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله جهت استيفاء حقوق 2 آنچه كه تعيين كننده واقعیت حركات، كلمات و افعال انسان است جنبه دروني او می باشد نه برون 3 در ديدگاه اهل توحيد و اديان الهي همه قضاوت ها و مسائل بر محور عقل و منطق و بر اساس جنبه روحاني و الهي صورت می گیرد 4 بیان دیدگاه مکتب اسلام نسبت به مسئله حدود و مرز در کشورها 5 کیفیت دیدگاه وعملکرد امیرالمومنین علیه السلام نسبت به همه افراد
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
4اما در دیدگاه اهل توحید و ادیان الهی مساله به شكل دیگری است مساله به شكل آن حیثیت عقلانی و منطقی و الهی امور و اوضاع دور میزند، قضاوتهایی كه انجام میگیرد آن قضاوتها بر اساس جنبه روحانی و الهی است نه بر اساس جنبه مادی، در قضاوتهای اهل توحید خودی و غیرخودی راه ندارد، در حكمهای اهل توحید خودی بودن و غیرخودی بودن جایگاهی ندارد، این نوع قضاوت قضاوت كفر است و قضاوت شرك است و قضاوت الحاد است و قضاوت اهل زندقه است، در مكتب اسلام مساله به ایمان برمیگردد آن ایمان اگر در غیرخودی بود او خودی است و اگر غیرایمان در خودی بود آن غیرخودی است، لذا ما میبینیم كه مرحوم والد رضواناللَهعلیه در سخنانشان نسبت به مرزبندی قلمرو اسلام مرز را مرز خاكی و تپه و سیمخاردار نمیدانستند، مرز در حكومت اسلام مرز توحید و كفر است، در هر منطقه از مناطق دنیا كه در آن منطقه پرچم توحید باشد، خواه آن منطقه زیر سلطه حكومت كفر باشد آن منطقه خاص مرز اسلام است و هر منطقهای كه جامعه آن منطقه خارج از لوای توحید باشد گرچه در جنب حكومت اسلام باشد او خارجی است گرچه در جوار حكم حكومت و مرز اسلام باشد، و در هرجا كه مسلمانی هست واجب است بر حكومت اسلام كه از آن مسلمان در صورت مورد تعدی قرارگرفتن و مورد تجاوز غیر و كفر قرار گرفتن واجب است كه دفاع كند و واجب است حمایت كند گرچه آن جامعه در اقصینقاط عالم باشد تفاوتی نمیكند چه آن مسلمان مسلمان در نزدیك باشد خاورمیانه باشد یا در غیرخاورمیانه باشد یا در بلاد آفریقا باشد یا در بلاد آمریكا باشد، در سایر جاها باشد، وظیفه حكومت اسلام دفاع از مسلمان است بدون مرز و بوم و بدون ملاحظات سیاسی و منافع سیاسی این وظیفه حكومت اسلام است و باید این مطلب را رسماً اعلان كند و این مطلب را باید به عنوان یك حكم واقعی ضروری و بطّی باید مورد عمل قرار بدهد، این همان دیدگاه توحید است در روابط بینالملل در حكومت اسلام.
